دوشنبه 1389/03/10

قدم 07کتاب کارکرد قدم

دم7هفت-    کدامیک از رفتارهای من از آغاز بهبودیم تغییر کرده ؟ در چه جاها و شرایطی مسائل غلو شده دوباره به اندازه طبیعی خود بازگشته اند ، و کجا جزء و قسمتی سالم در خود کشف کرده ام ؟ من در  زندگی کاملا به بیتفاوتی رسیده بودم و هیچ علاقه ای و  اهمیتی به مسایل پیرامونی خود نمیدادم روابطم بکلی محدود و مصنوعی شده بود اما امروز در کارها مشارکت میکنم و با هوشیاری کامل تمام رویدادهای زندگی ام را حس میکنم در مورد رابطه با جنس مخالف به یک سطح هوشیاری بالاتری رسیده ام و دیگران را درک میکنم  رابطه ام با خداوند بهتر و بیشتر شده است  احساس ارزش پیدا کرده ام و در حال بازیابی خود هستم و دیگر تمام ساعات زندگی ام صرف تاسف به حال خود نمیشود اجتماعی شده ام

2-    فروتنی چگونه بر بهبودی من تأثیر گذاشته ؟  من وقتی به صداقت با خود رسیدم و در نتیجه خود را در اعماق وجودم پذیرفتم و درک کردم لازم نیست زور بیخودی بزنم و باعث رنج و درد خود شوم و در نتیجه در قدم 1 در برابر بیماری تسلیم گردیدم  در قدم 2 امید پیدا کردم که خداوند میتواند سلامتی عقل را به من باز گردانند و همه اینها در نتیجه فروتنی و دست از غرور کشیدن که من نیز انسانی هستم مشابه تمام آدمهای  موجود و دارای نقاط ضعف و قوتی هستم و به توسط کارکرد قدمها قادر به رسیدن به فروتنی بیشتر خواهم بود آرزوهایم دوباره زنده گردید

3-    چگونه آگاهی از فروتنی خودم ، به من در کارکرد این قدم کمک می کند ؟  قبل از آشنایی با انجمن من تعریف درستی از این واژه نداشتم  پس از کارکرد قدمها علی الخصوص سر فصل قدم 7 که میگوید ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقیمان را برطرف کند  با بررسی و شناخت صحیح از خودم و درک اینکه من نیز انسان هستم و نیاز نیست به خودم سخت بگیرم و فشار بیاورم من هم نیازهایی دارم آرزوهایی دارم نواقصی دارم که همه اینها و جسم و روح و روان و احساساتی که دارم مرا تشکیل میدهد  و در نتیجه به نقاط ضعف  خودم بیشتر واقف شده و نیاز خود را به کارکرد این قدم و درخواست  رفع آن توسط خداوند در من بیشتر گردید زیرا من عاجزم و ناتوان و اوست که میتواند.

4-    درک من از نیروی برتر ، چگونه در قدمهای قبلی رشد کرده ؟ رابطه من چگونه با نیروی برتر توسعه یافته ؟  من با اقرار به عجز و ناتوانی خود در برابر اعتیادم و سپس نیاز و باور اینکه یک نیروی برتر توانایی آن را دارد که سلامتی عقل را به من بازگرداند و در قدم 3 اراده و زندگی ام را به او سپردم  به مرور و کارکرد باقی قدمها و آشنایی بیشتر با خودم  و عجز و ناتوانی ام و نیاز به درخواست کمک از خداوند به مرور به قدرت زیاد او پی بردم هرگاه درخواست برطرف شدن نقصی را نمودم بلافاصله نتیجه آن را دیدم و هرگاه از او خواستم نیاز و کمبود مرا برطرف کند ناگهان معجزه ایی به وقوع پیوست خداوند قادر است در کسری از ثانیه به من در تمام سطوح و دوگانگی های شخصیتی ام کمک کند (شخصیت واقعی و کاراکتر بیماری ام) خداوند گذشته امروز و آینده من را میداند و من سخت نیازمند اویم و همواره سعی میکنم به توسط قدمها درک من از او و رابطه ام با او بهبود و تقویت  پیدا نماید از او میخواهم لحظه ای مرا رها نکند زیرا تنها او میداند و او میتواند مرا هدایت و به سرمنزل مقصود برساند مضافا براینکه من بیمارم و در خطردایمی

5-    کارکرد قدمهای قبلی ، چگونه به من کمک کرد تا برای انجام قدم هفت آماده شوم ؟ در 3 قدم اول به عجز و ناتوانی و نادانی و باور اینکه خداوند میتواند سلامتی عقل را به من بازگرداند و سپردن و واگذاری اراده و زندگی ام به مراقبت او  مرا از اراده شخصی ام رها نمود در قدم 4 و 5 با خودم و چگونگی دقیق خطاهایم و نوشتن و اقرار ترازنامه جستجو گرانه و بیباکانه با الگوهای شخصیتی ام آشنا شدم و بیشتر با شخصیت پایه ای خودم آشناتر شدم و در قدم 6  کاملا آمادگی پیدا نمودم  که از او خواستم نواقص اخلاقی ام را برطرف کند . انجام قدمهای 1-6 باعث شد من دست از خودمحوری و کنترل زندگی خود  و دیگران بردارم  و درک کنم من نیز یک انسانم نه بیشتر نه کمتر تنها یک انسان

6-  من چگونه از خداوند به آنگونه که او را درک می کنم ، درخواست خواهم کرد کمبودهای مرا برطرف کند ؟  در واقع  من در  لحظاتی که ساکت و آرام هستم و به سمت خداوند توجه قلبی روحی و روانی دارم پندار و افکارم را متوجه حضور او نموده و او را احساس و درک میکنم مثلا در وقت نماز یا زمانیکه به سجده رفته ام آنگاه با آرامش و در کمال خضوض و خشوع حتی به صورت ظاهری با فروتنی و از اعماق وجودم پس از اظهار عجز و ناتوانی و اینکه به وجودش ایمان دارم و نه میدانم و نه میتوانم و خود را به او سپرده آنگاه قلبا  از او میخواهم که کلیه کمبودهای اخلاقی مرا مرتفع گرداند

7-    آیا معتادان در حال بهبود دیگری ، می توانند به من کمک کنند تا راهی مناسب برای درخواست پیدا کنم ؟ آیا از آنها خواسته ام که تجربه ، نیرو و  امیدشان را با من به مشارکت بگذارند ؟ آیا از راهنمای خود درخواست کمک کرده اند ؟  بله همیشه با مشارکت با آنها که قدم 7 را چگونه کار کرده اند و برای آنها به شکل بوده است با گوش دادن به تجربه آنها جان کلام آنها را درک و سعی در بدست آوردن خمیره آن و اجرای آن در دعا و درخواست خودم و چگونگی اجرای دقیق آن باشد که خداوند مرا نیز هدایت نماید تا آن شوم که او میخواهد

-   اصل روحانی تسلیم را چگونه می توان برای از سرراه خداوند کنار رفتن به کار بست ، تا او بتواند در زندگی ما تأثیر گذارد ؟  من در 6 قدم قبلی هم بارهاو بارها اصل روحانی تسلمیم را تمرین و اجرا نمودم و هرگاه تسلیمم عمیقتر شد درک کردم که رابطه بهتری با نیروی داشته ام و در نتیجه تاثیرات او بر روی زندگی ام و تغییر اساسی و بنیادی من بیشتر و بیشتر شد او بدینوسیله مرا بیشتر هدایت نمود به عبارتی اجازه دادم خداوند در زندگی ام وارد شده و تاثیر بگذارد من عجز خود و اراده ام را میدانم و قدرت عظیم خداوند را هم در برنامه به  آن رسید هام تنها باید از سر را او کنار بروم.

9-    منافع اینکه اجازه دهم خداوند در زندگی من کار کند ، چیست ؟  دیگر چون گذشته خودم باعث خرابی و عمل از روی اراده شخصی خود نیستم  و او مرا هدایت نموده و زندگی ام را به راه درست و شکل اصلی بازمیگرداند خداوند قادر متعال است دیروز امروز و فردای مرا میداند خوب میداند که صلاح من در چیست و این من هستم که باید از او درخواست کنم نواقص شخصیتی و کمبودهای اخلاقی ام را برطرف نماید تا تبدیل به یک انسان خوب مفید و موثر به معنای حقیقی کلمه گردم آن شوم که او میخواهد و از شر اراده خودم رها شوم

10-  درمورد اینکه یک نیروی برتر ا ز من مراقبت می کند ، و بر زندگی من اثر می گذارد ، چه احساسی دارم ؟ احساس خوبی دارم دیگر نمیترسم  و شک و تردید و دودلی ندارم زندگی میکنم و میگذارم دیگران نیز زندگی کنند فقط برای امروز زندگی میکنم و سعی میکنم خود را به او بسپارم و آن شوم که او میخواهد  وقتی خود را به مراقبت او در قدم 3 سپردم و با برداشتی که در این قدم با فروتنی از او   درخواست  کردیم که کلیه  کمبودهای اخلاقی ام را برطرف کند احساسی از ارزشمندی و وصل شدن به او به من دست داد ایمان 

11-    آیا عجز خود را در برابر کمبودهایم در کنار عچزم در برابر اعتیاد پذیرفته ام ؟ توضیح دهید .  بله من درک کردم نه تنها در برابر اعتیادم عاجزم درک کردم که در برابر کمبودهای اخلاقی ام نیز عاجز و ناتوانم همانطور که نتوانستم ترک کنم و در ترک باقی بمانم نواقصم  را نیز نمیتوانم رفع و یا کنترل و یا کم نمایم و   کاملا درک نمودم که در برابر آنها نیز عاجز و ناتوانم و تنها با فروتنی و از  سر عجز میتوانم از او بخواهم که کمبودهای اخلاقی ام را برطرفنماید و او قادر متعال است و میتواند که از من چیزی بسازد که  خودش میخواهد و شایسته و سزاوار شوم

12-    تسلیمم چگونه عمیقتر شده ؟  من کاملا درک میکنم که هیچ چیزی نیستم و هرچه امروز هستم از لطف و عنایت اوست و هرچه هم که بشوم باز از اوست من خودم را به میسپارم زیرا بدون او مرا ترس فرا میگیرد و نواقص اخلاقی ام رشد کرده و رفتارهای معتادگونه میکنم و درست نمیدانم در کجای کار هستم اما با او احساس ایمان میکنم من شدیدا به او نیازمند و وابسته ام و ناتوانی من آشکار است  من خود را به او میسپارم و عاجزانه از او درخواست میکنم لحظه ای مرا به حال خود وانگذارد زیرا او تواناست  و داناست و من تسلیم اویم و تسلیم لازمه.

13-    آیا باور دارم که نیروی برتر من کمبودهای مرا بطرف می کند با مرا از شر اینکه به اجبار از روی آنها عمل کنم رهایی خواهد بخشید ؟ آیا باور دارم در نتیجه کارکرد این قدم به انسان برتری تبدیل خواهد شد ؟ بله کاملا باور دارم که  تنها اوست که توانسته همانطور که 20 ماه و 20 روز مرا پاک نگهدارد  کلیه نواقص و کمبودهای اخلاقی من را  برطرف کند و مرا از اینکه به اجبار از روی آنها رفتار کنم  رهایی بخشد بله در نتیجه کار کردن روی این قدم و اجرای آن به انسانی بهتر و کاملتر تبدیل خواهم شد زیرا خواست و اراده خداوند هم این است زیرا تنها او میداند و میتواند و من عاجز و تسلیم خواست و اراده او هستم و عاجزانه و فروتنانه با کمال ایمان و اعتماد از او میخواهم که کمبودهای مرا برطرف کند

14-    چگونه ایمان من به خداوند که او را درک می کنم در نتیجه کارکرد این قدم قویتر می شود ؟ وقتی به مرور نتیجه را میبینم و دل به او میبندم و به انتظار نتیجه نمیمانم و میدانم که او کار خود را خوب بلد است وقتی من بگذارم که اراده اش را به من نشان دهد در حقیقت ایمان و اعتماد من به او دوچندان میگردد و همینطور درک من  بیشتر میشود بیشتر از نفس خودمحورم رها شده و به آزادی بیشتری میرسم

15-    اخیراًچه فرصت هایی جهت رشد برای من بوجود آمده اند ؟ ار آنها چگونه بهره بردم ؟  گرفتن رهجو و خدمت کردن   ادامه و تداوم کارکرد قدمها  اینکه بیشتر به خودم توجه میکنم و به خودم سخت نمیگیرم و خودم را جدی نمیگیرم   کتاب و نشریات نگاه میکنم به سینما میروم  به جلسات میروم  روابط عشقی جدیدی را آغاز کرده ام

16-    آیا باور دارم که فقط نیروی برتر می تواند کمبودهای مرا برطرف کند؟ یا سعی کرده ام خودم نیز آنها را برطرف کنم ؟ بل کاملا ه فقط او قادر است و من هیچگونه حق انتخابی و قدرتی برای کنترل آنها ندارم تنها صادقانه و عاجزانه و فروتنانه و هر روزه از او  ازو فقط  او میخواهم مرا هدایت کند و کمبودهای مرا مرتفع سازد  و مرا از اراده شخصی ام رها سازد  تا سعی نکنم کاری را که نمیتوانم کنم انجام دهم تنها دعا کنم و از او بخواهم که با فروتنی بخواهم که کمبودهای اخلاقی ام را کاملا برطرف نماید و من هیچگونه دخل و تصرفی در آن  ندارم و نخواهم داشت

17-   آیا از اینکه کمبودهای من بلافاصله بعد از درخواستم برطرف نشده اند دچار بی حوصلگی شده ام ؟ یا اینکه اطمینان داردم هر وقت که خدا بخواهد انها را برطرف خواهند کرد ؟  گاهی آری ولی وقتی به ایمان خودم سر میزنم و اصل روحانی صبر را تمرین و درک و اجرا میکنم و فقط برای امروز و هر روز از او میخواهم که کمبودهای اخلاقی مرا برطرف نماید  از او میخواهم همین صبر و حوصله ام را نیز برطرف کند تا انسانی صبورتر تسلیم تر و با حوصله تر گردم تا آن شوم که او میخواهد همین و بس

18-    آیا حس تناسب وتعادل من ،اخیراً بهم خورده است ؟ آیا خود را تواناتر و زرنگتر از آن چیزی که هستم ،تصور می کنم ؟ البته گاهی اینطور هست گاهی احساس خوبی ندارم مثلا وقتی رابطه قبلی ام بهم خورد حس کردم که قربانی هستم گاهی در مورد سلامتی عقل بال و پایین  میشوم  بعضی وقتها خود را زرنگ میدانم و تصور میکنم که ختم و شب هفت همه کارها هستم و احساس قدرتی خداگونه در خود مینمایم که در این سوال میفهم که کمبود اخلاقی من است  و دوباره خودم فرمان را بدست گرفته ام

19-    آیا مواقعی بوده که بتوانیم از عمل از روی نواقص خود اجتناب کنم و به جای آن یک اصل روحانی تمرین نمایم ؟ ایا اینان را بعنوان عمل و تأثیر خداوند بر زندگیم تشخیص می دهم ؟  بله  خیلی زیاد اتفاق افتاده  که درست و منطقی و خداگونه  رفتار کرده امالبته خیلی هم شده که بر اساس نواقصم رفتار کرده باشم  و درک میکنم من روحانیتر و معنویتر شده ام و در رفتارها و روابطم انسانی تر برخورد میکنم البته گاهی هم اشتباه میکنم اما با درک آن و دعا و درخواست فروتنانه از او میخواهم مرا در مسیر درستی قرار دهد تا آن شوم که او میخواهد زیرا امروزهرچه در خودم میگردم میبینم فقط لطف خدا بوده تا امروز زنده ام و خداوند کاری را برای من انجام داد و مرا از شر خودم و کمبودهایم رها ساخت

20-     کدام یک از کمبودهای من در زندگی برطرف شده اند یا از قدرتشان کاسته شده ؟ تعجیل. ترس . خودپسندی. خودمحوری غرور و به جای آن صبر -ایمان-عشق- خدامحوری- شکرگذاری و سپاس- خویشتن پذیری- توجه به نکات مثبت خود و تشویق آن- اعتماد- اعتماد به نفس- همسانی- تشابه- انصاف- تحمل- محبت-شکیبایی- سخاوت- به فکر دیگران بودن در جمع دوستان بودن- مشارکت کردن شهامت- رک گویی- صراحت بیان- میل به پیشرفت-انجام امور در اولین فرصت- اولویت بندی احترام متقابل-سلام خوش رویی- تفاهم

21-   چرا قدم هفتم احساس آرامش را پرورش می دهد ؟زیرا با لاخره راهی را به کمک خداوند پیدا نمودم تا قدم 6 نواقص  اخلاقی و کمبودهای اخلاقی ام که باعث زجر و آزارم و در نتیجه شدت و تسلط بیماری ام بود برطرف گردد  من همیشه از ناحیه خودم در رنج و عذاب بودم و این آرامش مرا به هم میزد و در نتیجه به دنبال آرامش راهیی  دیار اعتیاد گردیدم و پس از آشنایی با انجمن و کارکرد قدمها  در نهایت به آن آرامش خاطری که  سالها به دنبال آن بودم رسیدم  زیرا به یک منبع قدرتمند وصل شدم و درک میکنم که در جای درستی ایستاده ام و در مسیر رشد به سمت بلوغ هستم و دیگر نیازی نیست که جنگ کنم و برای دنیا و کمبودهای اخلاقی ام بالا پایین بپرم خدا را شاکرم که این راه را یافتم

نوشته شده توسط گمنام در 11:44 |  لینک ثابت   •