تصمیمگیری                       ۱           شهریور

«قبل از اینکه پاک شویم، اکثر اعمال ما تحت فرمان اجبار بود. امروز، اسیر

 این نوع طرز فکر نیستیم.»

کتاب پایه

v

زندگی مجموعهای از تصمیمات، اعمال و عواقب آنهاست. وقتی مصرف میکردیم، تصمیمات ما معمولاً تحت فرمان بیماری ما بود که منجر به اعمال خودنابودکننده و عواقب دردناک میشد. تصمیمگیری را به عنوان یک بازی تقلبی شناختیم که در آن تا کمترین حد ممکن باید بازی میکردیم.

با این حساب، بسیاری از ما درباره تصمیمگیری در دوران بهبودی مشکلات عدیدهای داریم. به تدریج از طریق کارکرد قدمهای دوازدهگانه، در گرفتن تصمیمات سالم تجربه کسب میکنیم، تصمیماتی که منجر به نتایج مثبت میشود. در حالی که زمانی بیماری ما اراده و زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده بود، اکنون از نیروی برتر میخواهیم از ما مراقبت کند. ارزشها و اعمال خود را ارزیابی میکنیم، یافتههای خود را با کسی که به او اعتماد داریم در میان میگذاریم و از خداوند میخواهیم کمبودهای ما را برطرف نماید. در طی کارکرد قدمها از تأثیر بیماری خود رهایی مییابیم و اصول تصمیمگیری را که میتواند در همه امور ما را هدایت کند، یاد میگیریم.       

امروز، تصمیمات و عواقب آنها نباید تحت تأثیر بیماری ما قرار گیرد. ایمان ما، شهامت و راهنمایی لازم برای گرفتن تصمیمات خوب و قدرت لازم برای عمل کردن بر اساس آنها را به ما میدهد. نتیجه این نوع تصمیمگیری یک زندگی است که ارزش زندگی کردن را دارد.

v

فقط برای امروز:  از اصول قدمهای دوازدهگانه برای گرفتن تصمیمات سالم استفاده میکنم. از نیروی برتر خود قدرت لازم برای عمل کردن بر اساس این تصمیمات را میخواهم. 

 

2 شهریور                                    جستجوی اراده خداوند

«یاد میگیریم که در دعا کردن برای چیزهای خاص جانب احتیاط را به کار گیریم.»

کتاب پایه

v

در دوران اعتیاد فعال، معمولاً برای آگاهی از اراده خداوند برای خود و قدرت اجرای آن دعا نمیکردیم. بر عکس، در اکثر دعاهای خود از خداوند میخواستیم ما را از وضعیت آشفتهای که برای خود درست کرده بودیم، نجات دهد. به محض درخواست انتظار معجزه داشتیم. این نوع طرز فکر و دعا با انجام قدم یازدهم تفاوت دارد. تنها راه ما برای نجات از مخمصهای که برای خود درست کردهایم، تسلیم شدن به نیرویی برتر از خود ماست.  

در دوران بهبودی پذیرش را یاد میگیریم. در دعاها و مراقبههای خود، از نحوه رویارویی با شرایطی که در راه با آن مواجه میشویم، آگاهی میجوییم. از جنگ دست میکشیم، از عقاید خود درباره اینکه اوضاع چگونه باید باشد، صرف نظر میکنیم. طلب دانش میکنیم و برای استجابت آن گوش میدهیم. جوابها معمولاً به صورت درخشش نور سفیدی که با آواز دهل همراه شود، ظاهر نمیشوند. جوابها معمولاً صرفاً با احساس اطمینان از اینکه زندگی ما جریان دارد و نیرویی برتر ما را در مسیر هدایت میکند، ظاهر میشوند.   

ما یک انتخاب داریم. میتوانیم همه وقت خود را صرف کنیم و برای اینکه اوضاع را باب میل خود کنیم، بجنگیم یا اینکه میتوانیم به اراده خداوند تسلیم شویم. آرامش از طریق پذیرفتن فراز و نشیب زندگی حاصل میشود.

v

فقط برای امروز:  انتظارات خود را تسلیم میکنم، از نیروی برتر خود راهنمایی میخواهم و زندگی را میپذیرم.

 

اصلاح زندگی—قدم نهم 3                           شهریور

«از ویرانی گذشته خود رهایی پیدا کردهایم.»

کتاب پایه

v

وقتی قدم نهم را شروع میکنیم، به مرحله هیجانانگیزی در بهبودی رسیدهایم. آسیب وارد شده به زندگی ما چیزی بود که بسیاری از ما را به درخواست کمک رهنمون داشت. اکنون فرصت داریم این ویرانی را برطرف کنیم، گذشته خود را جبران کنیم و زندگی‌مان  را اصلاح نماییم.    

وقت و تلاش زیادی را صرف آماده شدن برای این قدم کردهایم. وقتی به NA آمدیم، رویارویی با ویرانی گذشته خود شاید آخرین کاری بود که میخواستیم انجام دهیم. انجام این کار را به طور خصوصی با تهیه ترازنامهای شخصی آغاز کردیم. سپس، گذشته خود را جهت بررسی دقیق برای چند فرد مورد اعتماد و منتخب آشکار ساختیم: خود، نیروی برتر خود و یک فرد دیگر. به کمبودهای خود، منبع بیشتر آشفتگیهای زندگی خود نگاهی انداختیم و درخواست کردیم همه این نواقص شخصیتی برطرف شود. سرانجام جبران خسارتهای مورد نیاز برای اصلاح همه خطاهای خود را فهرست کردیم و برای انجام آنها تمایل پیدا کردیم.  

اکنون فرصت جبران خسارت و رهایی یافتن از ویرانی گذشته را در اختیار داریم. هر کاری که تا به حال در NA انجام دادهایم، ما را به اینجا سوق داده است. در این مقطع از فرآیند بهبودی، قدم نهم دقیقاً همان چیزی است که مایل به انجام آن هستیم. با قدمهای دوازدهگانه و کمک نیرویی برتر، آوارهایی را که مدتهای زیادی در سر راه پیشرفت ما قرار گرفته، کنار میگذاریم؛ آزادی لازم برای زندگی را به دست آوردهایم. 

v

فقط برای امروز:  فرصت اصلاح زندگی خود را غنیمت میشمارم. رهایی از ویرانی گذشته خود را تجربه میکنم. 

 

4 شهریور                                        ترازنامه قدم دهم

« به تهیه ترازنامه شخصی ادامه دادیم و وقتی خطا کردیم سریعاً به آن اقرا کردیم.»

قدم دهم

v

انجام روزانه قدم دهم ما را بر پایه روحانی مستحکمی استوار میسازد. در حالی که هر یک از اعضاء سؤالات مختلفی را میپرسند، برخی سؤالات تقریباً برای همه مفید شناخته شده است. دو سؤال مهم قدم دهم این است: «آیا با خود، اعمال و انگیزههای خود صادقانه ارتباط برقرار میکنم؟ و آیا برای آگاهی از اراده خداوند برای خود و قدرت اجرای آن دعا میکنم؟» این دو سؤال اگر صادقانه پاسخ داده شود، ما را به سوی بررسی دقیقتری از اعمال روزانه خود رهنمون میسازد.

وقتی بر روابط خود با دیگران تمرکز میکنیم، شاید بپرسیم: «آیا امروز به کسی به طور مستقیم یا غیر مستقیم آزار رساندهام؟ آیا امروز در نتیجه اعمال خود باید از کسی جبران خسارت کنم؟» این مسئله را در ترازنامه خود ساده میپنداریم، در صورتی که نیز باید به یاد داشته باشیم بپرسیم: «کجا اشتباه کردهام؟ چگونه میتوانم این کار را دفعه بعد بهتر انجام دهم؟»

اعضای NA اغلب متوجه میشوند ترازنامههایشان شامل سؤالات مهم دیگری است. «آیا امروز نسبت به خود مهربان بودهام؟ آیا کاری را بدون انتظار جبران برای فرد دیگری انجام دادم؟ آیا ایمان خود به نیرویی برتر و مهربان را مجدداً با صراحت اعلام کردهام؟»

قدم دهم قدم پایداری و دوام برنامه NA است. قدم دهم به ما در ادامه زندگی آرامشبخش در بهبودی کمک میکند.

v

فقط برای امروز:  بررسی اعمال روزانه خود را به خاطر میسپارم. اگر به کسی صدمه زدهام، آن را جبران میکنم. درباره اینکه چگونه میتوانم به طرز دیگری عمل کنم، فکر میکنم.

 

انتخاب زندگی                 5                    شهریور

«تغییر الگوهای خودنابودکننده زندگی لازم شد.»

کتاب پایه

v

اعتیاد فعال تمایل به مرگ تدریجی است. هر یک از ما هر بار که مصرف میکردیم از مرگ استقبال میکردیم. شیوه زندگی ما نیز ما را در مخاطره قرار داد. زندگی یک معتاد با گذشت هر روز و هر بار مصرف ارزان‌تر فروخته میشود.

در دوران بهبودی، اولین الگویی که تغییر میدهیم، الگوی مصرف است. پاک ماندن آغاز سفر ما به سوی زندگی است. اما رفتار خودنابودکننده ما معمولاً بسیار وخیمتر از مصرف بود. حتی در دوران بهبودی نیز هنوز طوری با خود رفتار میکنیم که انگار بیارزش هستیم. وقتی با خود بد برخورد میکنیم، احساس بدی داریم. وقتی احساس بدی داریم، آرامش را حتی در راه حل قدیمی خود یعنی مواد مخدر جستجو میکنیم .

انتخاب بهبودی به معنای انتخاب زندگی است. هر روز تصمیم میگیریم که میخواهیم زندگی کنیم و آزاد باشیم. هر بار که از رفتار خودنابودکننده دوری میکنیم، بهبودی را انتخاب میکنیم.

v

فقط برای امروز:  با انتخاب بهبودی زندگی را انتخاب میکنم. از خود مراقبت میکنم.

 

6 شهریور                                     پرتو آشکارگری

 «این نواقص در تاریکی رشد میکند و در

 زیر نور نابود میشود.»

کتاب پایه

v

قدم پنجم از ما میخواهد شخصیت واقعی خود را با خداوند، خود و انسان دیگری در میان بگذاریم. این قدم ما را تشویق نمیکند همه رازهای کوچک خود را به همه بگوییم. از ما نمیخواهد همه افکار خجلکننده یا هولناکی را که تا به حال داشتهایم، برای کل دنیا برملا کنیم. قدم پنجم صرفاً پیشنهاد میکند اگر اسرار خود را کاملاً برای خود نگه داریم، بیشتر از سود برای ما ضرر دارد.  

اگر به بیمیلی خود جهت آشکار ساختن شخصیت واقعی خود حتی برای یک انسان تسلیم شویم، بخش پنهان زندگی ما قدرتمندتر میشود. وقتی اسرار تحت کنترل هستند، بین ما، نیروی برتر و چیزهایی که در بهبودی برای ما از بالاترین ارزش برخوردارند، فاصله میاندازند. 

وقتی ضمیر پنهان خود را به طور خصوصی با لااقل یک انسان—شاید راهنما یا دوستی نزدیک—در میان میگذاریم، این فرد معمولاً ما را طرد نمیکند. اسرار خود را برای یک فرد دیگر آشکار میکنیم و با پذیرش از سوی آنها پاداش دریافت میکنیم. وقتی این اتفاق میافتد، متوجه میشویم که صحبت صادقانه زندگی را تهدید نمیکند؛ اسرار قدرت احاطه خود بر ما را از دست میدهند.  

v

فقط برای امروز:  از طریق مشارکت اسرار زندگی خود با یک انسان دیگر، میتوانم آن اسرار را خلع سلاح کنم.

 

به عقب نگاه نکن             7                       شهریور

قدمها تغییر بزرگی در یک زندگی تحت تسلط  گناه و پشیمانی بوجود می‌آورند. آینده ما تغییر میکند، چرا که مجبور نیستیم از کسانی که به ما صدمه زدهاند، دوری کنیم.

در نتیجه... آزادی جدیدی را به دست میآوریم که میتواند به انزوایمان پایان دهد.»  

کتاب پایه

v

بسیاری از ما با احساس سرشار از پشیمانی نسبت به گذشته به معتادان گمنام میآییم. قدمها به ما کمک میکنند این احساس پشیمانی را از بین ببریم. زندگی خود را بررسی میکنیم، خطاهای خود را میپذیریم، آنها را جبران میکنیم و با مهربانی سعی در تغییر رفتار خود میکنیم. با انجام این کار، احساس شادیبخش آزادی را به دست میآوریم. 

دیگر نباید گذشته خود را انکار کنیم یا از آن ابراز پشیمانی نماییم. وقتی خسارتهای خود را جبران کردیم، آنچه انجام شده به درستی تمام شده و گذشته است. از این زمان به بعد، اینکه از کجا آمدهایم دیگر مهمترین مسئله درباره ما نیست. جایی که به سوی آن میرویم، اهمیت دارد.

در NA، کمکم به آینده نگریستیم. درست است، فقط برای امروز زندگی میکنیم و پاک میمانیم. اما متوجه میشویم میتوانیم به تدریج اهدافی را تعیین کنیم، رؤیاهایی را در سر بپرورانیم و منتظر خوشیهایی باشیم که بهبودی باید به ما عرضه کند. آیندهنگری توجه ما را به سمت جایی که میرویم متمرکز میکند و ما را از احساس پشیمانی و گناه باز میدارد. از این گذشته، اگر به عقب نگاه کنیم، جلو رفتن مشکل است.  

v

فقط برای امروز:  قدمها مرا از پشیمانی درباره گذشته نجات داده است. امروز، چشم انتظار زندگی جدید خود در بهبودی هستم.

 

8 شهریور                                 عمل خوب، احساس خوب

«عملها، عکسالعملها و انگیزههای خود را بررسی میکنیم.

اغلب متوجه میشویم که عملکردمان بهتر از احساساتی است که داریم.»

 کتاب پایه

v

طرز برخورد ما با دیگران اغلب وضعیت روحی خود ما را نشان میدهد. وقتی آرامش داریم، به احتمال بسیار زیاد با احترام و عشق با دیگران رفتار میکنیم. اما وقتی احساس عصبانیت میکنیم، احتمالاً با بیصبری و بیتابی به دیگران پاسخ میدهیم. وقتی به طور مستمر ترازنامه تهیه میکنیم، احتمالاً متوجه الگویی میشویم: وقتی احساس بدی نسبت به خود داریم، با دیگران بدرفتاری میکنیم.

اما چیزی که شاید در ترازنامه آشکار نشود، طرف دیگر سکه است: وقتی با دیگران به خوبی رفتار میکنیم، درباره خود احساس خوبی داریم. وقتی این حقیقت مثبت را به حقایق منفی ترازنامه خود اضافه میکنیم، رفتار ما شروع به تغییر میکند. 

وقتی احساس بدی داریم، میتوانیم برای کسب راهنمایی و قدرت دعا کنیم. سپس، تصمیم میگیریم با اطرافیان خود با مهربانی، ملایمت و همان  ابراز علاقهای که مورد پسند ماست، رفتار کنیم. تصمیم مهربان بودن، شادمانی و آرامش خاطری را که همه ما آرزو میکنیم، پرورش میدهد و به قوت خود نگاه میدارد. شادمانی و لذتی که در اطرافیان خود به وجود میآوریم، روح آنها را شاد میکند و در عوض، خشنودی روحانی ما را برمیانگیزد.     

v

فقط برای امروز:  به خاطر میسپارم اگر اعمال خود را تغییر دهم، افکار من نیز تغییر میکند.

 

سپاسگزاری                      9                       شهریور

«مشکلات نومیدکننده زندگی به شادمانی تغییر یافتهاند. بیماری ما متوقف شده است و اکنون همه چیز ممکن است.»

کتاب پایه

v

برنامه NA آزادی بیشتر از حدی که تا به حال ممکن میپنداشتیم، به ما داده است. با این حال، گاهی اوقات، دچار روزمره‌گی شده و یادمان می‌رود که چه نعمت‌های به ما ارزانی شده است. و زندگی ما در معتادان گمنام دقیقاً چگونه تغییر یافته است؟

نتیجه نهایی بهبودی مطمئناً رهایی از اجبار به مصرف است. دیگر نباید همه قابلیتهای خود را به تقویت اعتیاد خود اختصاص دهیم. دیگر نباید صرفاً برای به دست آوردن "مواد مخدر" بعدی دیگران را به خطر بیندازیم، تحقیر کنیم یا از آنها سوءاستفاده کنیم. پرهیز به خودی خود آزادی بزرگی را در زندگی ما به وجود آورده است.  

معتادان گمنام چیزهای خیلی بیشتری از پرهیز صرف به ما داده است. زندگی کاملاً جدیدی به ما داده شده. ترازنامه خود را تهیه کردهایم و نواقص شخصیتی خود را که مدتهای زیادی در قید و بندشان بودیم و ما را از زندگی و لذت بردن از آن باز میداشت، شناسایی کردهایم. این کمبودها را سپردهایم، مسئولیت آنها را به عهده گرفتهایم و راهنمایی و قدرت مورد نیاز برای تغییر زندگی خود را جستجو کردهایم. جلسه همیشگی ما صمیمیت شخصی و حمایتی را به ما ارزانی داشته است که در ادامه زندگی در بهبودی به ما کمک میکند. در صدر همه اینها، از عشق، توجه و راهنمایی خداوندی که در NA از او شناخت پیدا کردهایم، برخوردار هستیم.  

در طول بهبودی مداوم، گاهی اوقات فراموش میکنیم که زندگی ما چقدر در معتادان گمنام تغییر کرده است. آیا از آنچه که برنامه به ما داده، کاملاً سپاسگزاری میکنیم؟

v

فقط برای امروز:  بهبودی به من آزادی داده است. از روز خود با امیدواری استقبال میکنم و سپاسگزارم از اینکه امروز همه چیز ممکن است.

 

ارزشهای واقعی                        10 شهریور

«میتوانیم بر اساس اصول و آرمانهایی که در زندگی ما

 ارزش واقعی دارند، تصمیمات عاقلانه و از سر مهربانی بگیریم.»

کتاب پایه

v

اعتیاد مجموعهای از ارزشهای خاص به ما داد، اصولی که در زندگی خود به کار بردیم. یکی از این ارزشها به ما میگفت: «تو من را هل دادی، بنایراین من ترا شدیدتر هل خواهم داد.» «مال من است» ارزش دیگری بود که بیماری ما به وجود آورد. «خب، باشه، شاید از اول برای من نبود، اما من آن را دوست داشتم، بنابراین آن را مال خودم کردم.» این ارزشها اصلاً شاید ارزش نبودند، بیشتر شبیه دلیلتراشی و بهانه بودند و مطمئناً به ما در گرفتن تصمیمات عاقلانه و دوستداشتنی کمک نکردند. در حقیقت، آنها در درجه اول ما را در قبری که خود ما از قبل برای خود کنده بودیم، مدفونتر ساختند.

قدمهای دوازدهگانه میزان بسیار مؤثری از ارزشهای واقعی را در اختیار ما قرار میدهند، ارزشهایی که به ما در هماهنگ زندگی کردن با خود و اطرافیان کمک میکند. نه به خود، نه به خانواده یا جامعه خود بلکه به نیرویی برتر ایمان میورزیم  و با این کار به قدر کافی اطمینان پیدا میکنیم که بتوانیم به جامعه، خانواده و حتی خود اعتماد کنیم. صداقت داشتن را میآموزیم و یاد میگیریم از انجام کارهایی که شاید بخواهیم آنها را پنهان کنیم، خودداری میکنیم. یاد میگیریم مسئولیت اعمال خود را بپذیریم. «مال من است» با روحیه ازخودگذشتگی جایگزین میشود. اینها ارزشهایی هستند که به ما کمک میکنند به افراد مسئولیتپذیر و مفیدی در زندگی اطراف خود تبدیل شویم. این ارزشها به جای اینکه ما را در اعماق قبر فروتر برند، ما را به عالم زندگی باز میگردانند. 

v

فقط برای امروز:  به خاطر ارزشهایی که پیدا کردهام، سپاسگزارم. به این خاطر که این ارزشها مرا به عنوان عضو مسئولیتپذیر و مفید جامعه خود قادر به گرفتن تصمیمات عاقلانه و از سر مهربانی میکنند، شکرگزارم.

 

1۱ شهریور                           تحت هدایت نیروی برتر

«تمرین روزانه برنامه دوازده قدمی ما را قادر میسازد از آنچه بودیم به افرادی تبدیل شویم که از سوی نیرویی برتر هدایت میشوند.»

کتاب پایه

v

چه کسی بودهایم و به چه کسی تبدیل شدهایم؟ چند راه برای پاسخ دادن به این پرسش وجود دارد. یکی از این راهها بسیار ساده است: به عنوان معتادانی که اعتیادمان داشت ما را از بین میبرد به معتادان گمنام آمدیم . در NA از وسوسه مواد مخدر و اجبار به مصرف رهایی یافتهایم. زندگی ما تغییر کرده است.     

اما این فقط نمونه کوچکی از مشکلات بزرگتر و پنهان است. واقعاً چه کسی بودهایم؟ در گذشته، افرادی بودیم که از قدرت یا راهنمایی برخوردار نبودیم. احساس میکردیم هدف یا دلیلی برای زندگی نداریم. معنایی که زندگی ما برای ما داشت از معنایی که این زندگی برای خانوادهها، دوستان یا همسایگان ما داشت، فراتر نمیرفت.  

واقعاً به چه افرادی تبدیل میشویم؟ امروز، صرفاً معتادانی پاک نیستیم، بلکه افرادی هستیم که از احساس هدفمندی، اراده و نیرویی برتر از خود برخوردار هستیم. از طریق تمرین روزانه قدمهای دوزادهگانه شروع به درک این موضوع کردهایم که اعتیاد چگونه احساسات، انگیزهها و رفتار ما را منحرف کرده است. به تدریج نیروی مخرب بیماری ما با نیروی حیاتبخش نیروی برتر جایگزین شده است.   

بهبودی معنایی فراتر از پاک ماندن دارد و به معنای افزایش قدرت است. ما کارهایی فراتر از ترک عادتهای بد انجام دادهایم؛ به افراد جدیدی تبدیل میشویم که تحت هدایت نیرویی برتر هستیم. 

v

فقط برای امروز:  راهنمایی مورد نیاز برای تبدیل شدن به فردی جدید در دسترس ماست. امروز، از بیهدفی گذشته خود دورتر شده و به نیروی برتر خود نزدیکتر میشوم.

 

نشان دادن فروتنی از طریق گمنامی 12                          شهریور

«فروتنی محصولی است که به ما امکان رشد و ترقی در محیطی آزاد را میدهد و ترس از شناخته شدن به عنوان فردی معتاد از سوی کارفرمایان، خانوادهها و دوستان ما را از بین میبرد.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما شاید این مسئله را درک نکرده باشیم که «گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست.» از اینکه این امر چطور ممکن است، متعجب شدیم. گمنامی با زندگی روحانی ما چه ارتباطی دارد؟

پاسخهای زیادی برای این پرسش وجود دارد! از طریق حفظ و حراست از گمنامی خود، پاداشهای روحانی فراتر از حد تصور کسب میکنیم. در انجام کاری نیکو برای یک فرد و نگفتن آن به دیگران حسن بزرگی وجود دارد. به همین ترتیب، مقاومت در برابر تمایل به اعلام غرورآفرین عضویت خود در NA به مردم جهان—در واقع اینکه از همه بخواهیم از خوب بودن ما تعریف کنند—موجب میشود حتی برای بهبودی خود ارزش بیشتری قائل شویم.   

بهبودی هدیهای است که از نیرویی برتر از خود دریافت کردهایم. خودستایی درباره بهبودی، طوری که آن را نتیجه عمل خود بدانیم، به احساس غرور و خودبزرگبینی منجر میشود. اما حفظ گمنامی منجر به فروتنی و احساس شکرگزاری میگردد. خود بهبودی پاداش است؛ تحسین عمومی نمیتواند آن را ارزشمندتر سازد.   

v

فقط برای امروز:  خود بهبودی پاداش است؛ نباید بهبودی خود را به طور عمومی اعلام کنم. از گمنامی خود حفظ و حراست میکنم.

 

13 شهریور                                    روح پریشان

«سعی میکنیم به یاد داشته باشیم وقتی جبران خسارت میکنیم، این کار را برای خود انجام میدهیم.»

کتاب پایه

v

تا وقتی هنوز مدیون به جبران خسارت هستیم، روح ما در اثر چیزهایی که بدان احتیاج نداریم پریشان میشود. بار اضافی ناشی از بدهکار بودن یک عذرخواهی، نگه داشتن یک رنجش یا عدم ابراز پشیمانی را به دوش میکشیم. این مسئله مانند داشتن خانهای کثیف و نامرتب است. میتوانیم آنجا را ترک کنیم تا مجبور به دیدن کثیفی و نامرتبی نباشیم یا شاید روی انبوهی از آت و آشغال راه برویم و تظاهر کنیم که آت و آشغالی وجود ندارد. اما نادیده گرفتن بینظمی، آن را ناپدید نمیکند. در نهایت، ظرفهای کثیف، فرش پر از آشغال و کیسههای لبریز از زباله هنوز آنجا هستند و باید تمیز شوند.       

زندگی با یک روح پریشان نیز مانند زندگی در خانهای کثیف و نامرتب است. همیشه ظاهراً در چیزهای باقیمانده از دیروز سیر میکنیم. هر بار که برمیگردیم و سعی میکنیم به جایی برویم، چیزی راه ما را سد میکند. هر چه بیشتر از مسئولیت جبران خسارت سر باز میزنیم، روح ما پریشانتر میشود و حتی نمیتوانیم کسی را برای نظافت استخدام کنیم. خود ما باید این کار را انجام دهیم.    

از طریق جبران خسارت احساس رضایت عمیقی به دست میآوریم. درست همان طور که پس از نظافت خانه احساس خوبی داریم و برای لذت بردن از نور آفتابی که از پنجره میتابد وقت داریم، روح ما نیز از آزادی برای لذت بردن واقعی از بهبودی شادمان میشود. وقتی بخش زیادی از بینظمی برطرف میشود، تنها باید در حالی که به حرکت خود ادامه میدهیم، پشت سر خود را تمیز و مرتب نگاه داریم.  

v

فقط برای امروز:  از طریق جبران خسارتی که مدیون هستم، چیزهایی که روح من را پریشان میسازند، از سر راه برمیدارم. 

 

نه آنقدر وخیم و علاجناپذیر14                     شهریور

«متوجه میشویم که از یک بیماری رنج میبریم، نه از یک معضل اخلاقی. شدیداً بیمار بودیم، ولی نه آنقدر وخیم و علاجناپذیر.»

کتاب پایه

v

برای بسیاری از ما، معتادان گمنام راه حل یک معمای شخصی بسیار قدیمی بود. متعجب هستیم چرا همیشه حتی در میان یک جمع هم احساس تنهایی میکردیم؟ چرا کارهای احمقانه و خودنابودکننده بسیار زیادی انجام دادیم؟ چرا اکثر اوقات درباره خود احساس بسیار بدی داشتیم؟ و چگونه زندگی ما این قدر آشفته شد؟ فکر میکردیم وضعیت ما وخیم و علاجناپذیر است یا شاید عدم سلامت عقل ما درماننشدنی است.

با این حساب، وقتی فهمیدیم از یک بیماری رنج میبریم، آرامش زیادی پیدا کردیم: بیماری اعتیاد که منبع مشکلات ما بود. فهمیدیم که یک بیماری درمانپذیر است. وقتی بیماری خود را درمان کنیم، میتوانیم به تدریج بهبود پیدا کنیم.  

امروز، وقتی شاهد آشکار شدن مجدد علائم این بیماری در زندگی خود هستیم، نباید نومید شویم. از این گذشته، این بیماری درمانپذیر است و معضلی اخلاقی نیست. میتوانیم از اینکه قادر به بهبودی از بیماری اعتیاد از طریق به کارکرد قدمهای دوازدهگانه NA هستیم، سپاسگزار باشیم.   

v

فقط برای امروز:  از اینکه بیماری من درمانپذیر است و معضلی اخلاقی نیست، سپاسگزارم. از طریق تمرین برنامه NA درمان بیماری اعتیاد را ادامه میدهم.  

 

15 شهریور                         حضور منظم در جلسات

«در اثر تجربه گروهی یاد گرفتهایم افرادی که به طور منظم در جلسات شرکت می‌کنند،

 پاک میمانند.»

کتاب پایه

v

برنامه NA الگوی جدیدی برای زندگی به ما ارائه میدهد. یکی از عوامل اساسی این الگوی جدید حضور منظم در جلسات است. برای تازهوارد، پاک ماندن تجربه جدیدی است. همه چیزهایی که زمانی آشنا بود، تغییر کرده است. افراد، مکانها و چیزهای قدیمی که در صحنه زندگی از ما پشتیبانی میکردند، رفتهاند. نگرانیهای جدیدی به وجود میآیند و دیگر از طریق مواد مخدر سرکوب نمیشوند و از بین نمیروند. مهم نیست چه پیش میآید، مهم نیست که زندگی روزمره چقدر احمقانه میشود، در هر حال، میدانیم که جلسه روزانه منتظر ماست. در آنجا میتوانیم ارتباط با سایر معتادان در حال بهبودی را احیا کنیم، ارتباط با افرادی که میدانند چه چیزی را تجربه میکنیم، چرا که خود نیز آن را تجربه کردهاند. هیچ روزی نباید بدون آرامشی که تنها از این انجمن به دست میآوریم، سپری شود.        

وقتی در بهبودی رشد میکنیم، همان مزایایی را به دست میآوریم که از حضور منظم در جلسات عاید ما میشود. صرف نظر از مدت زمان پاکی باید بدانیم همواره یک معتاد هستیم. درست است اگر چند روز در جلسات شرکت نکنیم، فوراً شروع به مصرف مقادیر زیادی از مواد مخدر نمیکنیم. اما هر چه به طور منظمتر در جلسات NA حضور یابیم، هویت خود را به عنوان معتادان در حال بهبودی بیشتر تقویت میکنیم و هر یک از جلسات ما را از تبدیل شدن مجدد به معتاد در حال مصرف دور نگه میدارد.  

v

فقط برای امروز:  قول میدهم حضور منظم در جلسات را به عنوان بخشی از الگوی جدید زندگی خود لحاظ کنم.

 

رنجش و بخشش16                              شهریور

«هر وقت خطایی صورت گرفته باشد، برنامه روحیه بخشش را به ما میآموزد.»

کتاب پایه

v

در NA شروع به برقراری ارتباط با دنیای اطراف خود میکنیم. دیگر در انزوا زندگی نمیکنیم. اما رهایی از انزوا بهای خود را دارد: هر چه بیشتر با دیگران ارتباط برقرار کنیم، بیشتر متوجه تجاوز دیگران به حقوق خود میشویم. اغلب در چنین شرایطی رنجش به وجود میآید.  

رنجشها چه توجیهشده باشند یا خیر، برای بهبودی مداوم ما خطرناک هستند. هر چه بیشتر رنجشها را در دل نگاه داریم، تلختر میشوند و سرانجام ما را مسموم میکنند. برای پاک ماندن، باید جهت رهایی از رنجشها توانایی بخشش پیدا کنیم. ابتدا این توانایی را با کارکرد قدمهای هشتم و نهم به دست میآوریم و سپس آن را با انجام منظم قدم دهم سرزنده نگاه میداریم.   

گاهی اوقات وقتی برای بخشش تمایل نداریم، باید به یاد بیاوریم که خود ما نیز روزی به بخشش فردی دیگر احتیاج پیدا میکنیم. آیا همه ما در مواقعی کاری را انجام ندادهایم که از انجام آن عمیقاً پشیمان شدهایم؟ و آیا وقتی دیگران عذرخواهی صادقانه ما را میپذیرند، تا اندازهای التیام پیدا نکردهایم؟

وقتی به خاطر میآوریم که همه ما حداکثر تلاش خود را انجام میدهیم، پرورش روحیه بخشش کمی آسانتر است. روزی هم ما به بخشش نیاز داریم.  

 

v

فقط برای امروز:  رنجشهای خود را رها میکنم. امروز، اگر مورد آزار قرار گرفتهام، بخشش را تمرین میکنم و میدانم خود من هم به بخشش نیاز دارم. 

 

17 شهریور                             نافرمانی

«وقتی نافرمان میشویم، نباید ایمان خود را از دست دهیم.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما سراسر زندگی خود را در نافرمانی به سر بردیم. پاسخ اولیه ما به هر نوع فرمان اغلب منفی است. انکار ناخودآگاهانه قدرت برای بسیاری از معتادان ظاهراً یک نقص شخصیتی دردسرآفرین است.

بررسی دقیق خود میتواند طرز واکنش ما نسبت به دنیای اطراف خود را نشان دهد. میتوانیم از خود بپرسیم آیا نافرمانی ما نسبت به مردم، مکانها و مؤسسات توجیهی دارد. اگر به قدر کافی به نوشتن ادامه دهیم، معمولاً میتوانیم از کارهای دیگران بگذریم و نقش خود را در امور آشکار کنیم. متوجه میشویم آنچه دیگران بر سر ما آوردهاند، به اندازه طرز واکنش ما نسبت به موقعیتهایی که خود را در آن یافتهایم، مهم نبوده است. 

ترازنامه مستمر و منظم به ما این امکان را میدهد که الگوهای واکنش خود نسبت به زندگی را بررسی کنیم و ببینیم آیا به نافرمانی مزمن گرایش داریم یا خیر. گاهی اوقات متوجه خواهیم شد در حالی که معمولاً به جای ریسکناپذیری، از آنچه به ما پیشنهاد میشود، پیروی میکنیم، رنجشهایی را به طور مخفیانه نسبت به اعمال قدرت در دل داریم. اگر این رنجشها را به حال خود رها کنیم، میتوانند ما را از مسیر برنامه بهبودی منحرف سازند.    

فرآیند تهیه ترازنامه به ما امکان آشکارسازی، ارزیابی و تغییر الگوهای نافرمانی را میدهد. نمیتوانیم با تهیه ترازنامه دنیا را تغییر دهیم، اما میتوانیم طرز واکنش خود را نسبت به آن تغییر دهیم.  

v

فقط برای امروز: میخواهم از آشوب حاصل از نافرمانی رهایی یابم. قبل از عمل، خود را ارزیابی میکنم و درباره ارزشهای واقعی خود فکر میکنم.  

 

پاهای گلی 18                               شهریور

«یکی از بزرگترین موانع بر سر راه بهبودی، داشتن انتظارات غیرواقعبینانه از دیگران است.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما وقتی به معتادان گمنام میآییم احساس نسبتاً بدی درباره خود داریم. در مقایسه، معتادان در حال بهبودی که در جلسات با آنها دیدار میکنیم، ممکن است تقریباً از متانت و بزرگواری مافوق بشری برخوردار باشند. این افراد باخرد و دوستداشتنی ماهها یا حتی سالهای بسیاری بر اساس اصول روحانی زندگی کردهاند و بدون انتظار هیچ چشمداشتی به دیگران خدمت کردهاند. به آنها اعتماد میکنیم و تا وقتی بتوانیم خود را دوست داشته باشیم به آنها اجازه میدهیم ما را دوست داشته باشند. از آنها انتظار داریم همه چیز را دوباره به حالت طبیعی خود باز گردانند.    

سپس درخشش اوایل دوران بهبودی به تدریج محو میشود و ما شروع به درک جنبه انسانی دوستان NA و راهنمای خود میکنیم. شاید یکی از اعضای جلسه همیشگی با ما قرار ملاقاتی برای صرف قهوه بگذارد و در سر قرار حاضر نشود یا دو نفر از اعضای باتجربه را ببینیم که مشغول بگو و مگو هستند یا متوجه شویم که راهنما دارای یکی دو نقص شخصیتی است. ناامید و دلسرد میشویم—این معتادان در حال بهبودی هر چه باشند کامل نیستند! چگونه میتوانیم به آنها بیشتر از این اعتماد کنیم؟

حقیقت درست جایی بین "قهرمانهای بهبودی" و "افراد بد و وظیفهنشناس NA" نهفته است: معتادان انجمن ما نه کاملاً بد و نه کاملاً خوب هستند. از این گذشته، اگر آنها کامل بودند، به این برنامه نیازی نداشتند. دوستان و راهنمای ما درست مثل ما معتادان در حال بهبودی عادی هستند. میتوانیم با تجربه معمولی بهبودی آنها ارتباط برقرار کنیم و از آن در برنامه خود استفاده کنیم.  

v

فقط برای امروز:  دوستان و راهنمای من درست مثل من انسان هستند و به همین خاطر بیشتر به تجربه آنها اعتماد میکنم.

 

19 شهریور                             قدرتمندتر از کلمات

«یاد میگیریم یک در آغوشگیری ساده و صمیمانه میتواند یک دنیا تأثیر داشته باشد...»

کتاب پایه

v

احتمالاً زمانهایی در دوران بهبودی وجود داشته که به افرادی که در رنج بزرگی به سر میبردند، نزدیک شدهایم. با این پرسش کلنجار میرفتیم: «برای اینکه آنها احساس بهتری داشته باشند، چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟» برای تسکین دادن به درد آنها احساس اضطراب و بیکفایتی میکردیم. آرزو میکردیم تجربه بیشتری برای مشارکت کردن داشتیم. نمیدانستیم چه بگوییم.  

اما گاهی اوقات در زندگی زخمهایی است که حتی با صمیمانهترین کلمات هم تسکین نمییابد. وقتی پای عمیقترین احساسات همدردی ما در میان است، کلمات هرگز نمیتوانند تمام منظور ما را ابراز کنند. زبان از برقراری ارتباط با یک روح زخمخورده قاصر است، به طوری که تنها ارتباط با نیرویی برتر و مهربان میتواند بر زخم روح مرهم باشد.  

وقتی افرادی که دوست داریم، غصه میخورند، شاید صرفاً حضور ما دلسوزانهترین کمکی است که میتوانیم ارائه دهیم. میتوانیم مطمئن باشیم نیرویی برتر و مهربان برای التیام روح، سخت در تلاش است؛ تنها وظیفه ما حضور در آنجاست. حضور ما، یک در آغوشگیری صمیمانه و یک گوش شنوا مطمئناً عمق احساسات ما را ابراز میکند و در برقراری ارتباط با انسانی که در عذاب است، از کلمات هم تأثیر بیشتری دارد.    

v

فقط برای امروز:  حضور، در آغوشگیری و گوش شنوای خود را به فردی که دوست دارم، عرضه میکنم.

 

با وزش باد خم شو 20                          شهریور

«یاد میگیریم انعطافپذیر شویم... وقتی چیزهای جدید آشکار میشود، احساس سرزندگی میکنیم.»

کتاب پایه

v

"انعطافپذیری" بخشی از لغاتی نبود که در روزهای مصرف به کار میبردیم. ذهن ما با لذت بردن تمام و کمال از مصرف مواد مخدر مشغول شده بود و احساس خود را نسبت به همه لذتهای ملایمتر، ظریفتر و بینهایت متنوعتر دنیای اطراف خود از دست داده بودیم. بیماری ما زندگی را به تهدید دائمی روانه شدن به زندان، مؤسسات بازپروری و مرگ تبدیل کرده بود، تهدیدی که حتی احساس خود را هر چه بیشتر نسبت به آن از دست میدادیم. در نهایت، آسیبپذیر شدیم. سرانجام با ملایمترین نفس باد زندگی خرد شدیم، شکستیم و شکست خوردیم و هیچ راهی به جز تسلیم نداشتیم.    

اما نکته زیبا در بهبودی این است که در هنگام تسلیم، انعطافپذیری از دست رفته در دوران اعتیاد را که کمبود آن موجب شکست ما شده بود، به دست آوردیم. توانایی خم شدن در نسیم زندگی را بدون شکستن، دوباره به دست آوردیم. وقتی باد میوزید، نوازش دوستداشتنی آن را بر پوست خود احساس کردیم، در حالی که زمانی خود را آن چنان سفت و سخت میکردیم که انگار در برابر هجوم یک طوفان ایستادهایم.  

بادهای زندگی هر لحظه در مسیر ما هواهای جدیدی را میوزند و با خود بوهای خوش، لذتهای جدید، متنوع و ملایمتر میآورند. وقتی با وزش باد زندگی خم میشویم، همه آن چیزی را که باید عرضه کند، احساس میکنیم، میشنویم، لمس میکنیم، میبوییم و میچشیم. وقتی بادهای جدید میوزند، احساس سرزندگی میکنیم. 

v

فقط برای امروز: ای نیروی برتر، به من کمک کن با وزش باد زندگی خم شوم و از گذر آن سرفراز شوم. من را از انعطافناپذیری نجات ده. 

 

با وزش باد خم شو 20                          شهریور

«یاد میگیریم انعطافپذیر شویم... وقتی چیزهای جدید آشکار میشود، احساس سرزندگی میکنیم.»

کتاب پایه

v

"انعطافپذیری" بخشی از لغاتی نبود که در روزهای مصرف به کار میبردیم. ذهن ما با لذت بردن تمام و کمال از مصرف مواد مخدر مشغول شده بود و احساس خود را نسبت به همه لذتهای ملایمتر، ظریفتر و بینهایت متنوعتر دنیای اطراف خود از دست داده بودیم. بیماری ما زندگی را به تهدید دائمی روانه شدن به زندان، مؤسسات بازپروری و مرگ تبدیل کرده بود، تهدیدی که حتی احساس خود را هر چه بیشتر نسبت به آن از دست میدادیم. در نهایت، آسیبپذیر شدیم. سرانجام با ملایمترین نفس باد زندگی خرد شدیم، شکستیم و شکست خوردیم و هیچ راهی به جز تسلیم نداشتیم.    

اما نکته زیبا در بهبودی این است که در هنگام تسلیم، انعطافپذیری از دست رفته در دوران اعتیاد را که کمبود آن موجب شکست ما شده بود، به دست آوردیم. توانایی خم شدن در نسیم زندگی را بدون شکستن، دوباره به دست آوردیم. وقتی باد میوزید، نوازش دوستداشتنی آن را بر پوست خود احساس کردیم، در حالی که زمانی خود را آن چنان سفت و سخت میکردیم که انگار در برابر هجوم یک طوفان ایستادهایم.  

بادهای زندگی هر لحظه در مسیر ما هواهای جدیدی را میوزند و با خود بوهای خوش، لذتهای جدید، متنوع و ملایمتر میآورند. وقتی با وزش باد زندگی خم میشویم، همه آن چیزی را که باید عرضه کند، احساس میکنیم، میشنویم، لمس میکنیم، میبوییم و میچشیم. وقتی بادهای جدید میوزند، احساس سرزندگی میکنیم. 

v

فقط برای امروز: ای نیروی برتر، به من کمک کن با وزش باد زندگی خم شوم و از گذر آن سرفراز شوم. من را از انعطافناپذیری نجات ده. 

 

2۱ شهریور                                   افقهای جدید

«زندگی من جنبههای متعدد دارد و من به صورت رضایتبخشتری از خود تبدیل میشوم، نه به فرد کسلکننده روانرنجوری که فکر میکردم بدون مصرف مواد خواهم شد.»   

کتاب پایه

v

آیا واقعاً زندگی بدون مصرف مواد وجود دارد؟ تازهواردها مطمئن هستند که با قطع مصرف سرنوشت آنها به زندگی ملالتباری منتهی میشود. این ترس به دور از واقعیت است.   

معتادان گمنام راه را برای شیوه زندگی جدید اعضای ما باز میکند. تنها چیزی که در NA از دست میدهیم، بردگی ما نسبت به مواد مخدر است. دوستان جدید بسیار، وقت برای دنبال کردن سرگرمیها، توانایی استخدام ثابت و حتی در صورت تمایل قابلیت ادامه تحصیلات را پیدا میکنیم. میتوانیم پروژههایی را آغاز کنیم و تا پایان مراقب باشیم کار به خوبی انجام گیرد. میتوانیم به مجلس رقص برویم و احساس راحتی کنیم، حتی اگر دست و پا چلفتی هستیم. برای مسافرت هزینهای را اختصاص میدهیم، حتی اگر  این مسافرت صرفاً چادر زدن در یک پارک نزدیک باشد. در بهبودی متوجه علایق خود میشویم و تفریحات جدیدی را دنبال میکنیم. برای داشتن رؤیا و آرزو جرأت پیدا میکنیم.       

وقتی میتوانیم به اتاقهای معتادان گمنام برگردیم، زندگی مطمئناً متفاوت است. از طریق عشقی که در NA به ما ابراز میشود به تدریج خود را باور میکنیم. مجهز به این باور برای کشف افقهای جدید، جرأت ریسک کردن پیدا میکنیم. بسیاری از اوقات، دنیا جای بهتری به نظر میرسد، چراکه عضوی از NA آنجا بوده است.

v

فقط برای امروز:  میتوانم زندگی رضایتبخش و همه جانبهای داشته باشم—یک زندگی که حتی تصورش هم نمیکردم. بهبودی افقهای جدیدی را به روی من گشوده و برای جستجوی آنها من را مجهز کرده است.

 

چیزی متفاوت 22                              شهریور

«مجبور بودیم چیز متفاوتی داشته باشیم و فکر میکردیم آن را در مواد مخدر یافتهایم.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما همواره احساس متفاوتی با سایر افراد داریم. میدانیم این احساس تنها مخصوص ما نیست؛ از بسیاری از معتادان نیز همین مسئله را میشنویم. همه زندگی خود را به دنبال چیزی گشتیم که موجب رضایت ما شود، این جایگاه "متفاوت" را در درون ما استوار کند و ما را کامل و پذیرفتنی سازد. مواد مخدر ظاهراً این نیاز را تأمین میکرد. وقتی نشئه بودیم، لااقل دیگر احساس پوچی یا کمبود نمیکردیم. یک اشکال وجود داشت: مواد مخدر که ظاهراً راه حل ما بود، به مشکل ما تبدیل شد.     

وقتی مصرف مواد را ترک کردیم، احساس پوچی برگشت. ابتدا احساس نومیدی میکردیم، چراکه خود راه حلی برای این میل شدید مصیبتبار نداشتیم. اما برای کسب راهنمایی تمایل داشتیم و شروع به کارکرد قدمها کردیم. وقتی این کار را انجام دادیم، "چیز متفاوتی" را که به دنبال آن میگشتیم، پیدا کردیم. امروز، معتقدیم این میل شدید دیرپای ما در درجه اول به آگاهی از نیرویی برتر معطوف شده است؛ "چیز جدیدی" که نیاز داشتیم برقراری رابطه با خداوندی مهربان بوده است. قدمها به ما میگویند چگونه این رابطه را شروع کنیم.       

v

فقط برای امروز:  نیروی برتر من "چیز جدیدی" است که همواره در زندگی من گم بوده است. از قدمها برای بازیابی این بخش گمشده روح خود استفاده میکنم. 

 

23 شهریور                          اسرار دستاویز هستند

«سرانجام به ما ثابت شد اگر صداقت نداشته باشیم دوباره مصرف خواهیم کرد.»

کتاب پایه

v

هر کسی برای خود اسراری دارد، درست است؟ برخی از ما اسرار کوچکی داریم که اگر فاش شود، تنها کمی ما را شرمنده میکند. برخی از ما اسرار بزرگی داریم، به طوری که همه زمینههای زندگی ما در تاریکی تیره و تاری پنهان شده است. اسرار بزرگ ممکن است خطر آنی و واضحی برای بهبودی ما باشند. اما اسرار کوچک آسیبهای خاص خود را در پی دارند که شاید فریبندهتر هم باشد، چراکه این اسرار را "بیضرر" میپنداریم.    

اسرار ما چه کوچک و چه بزرگ نمایانگر حوزههای روحانی هستند که برای تسلیم آن به اصول بهبودی تمایل نداریم. هر چه بیشتر بخشهای زندگی خود را تحت فرمان اراده شخصی خود قرار میدهیم و هر چه سختتر از "حق" خود برای تمسک به آنها دفاع میکنیم، آسیبهای بیشتری را به وجود میآوریم. حوزههای تسلیم نشده زندگی ما به تدریج گسترش مییابند و زمینههای بیشتر و بیشتری را اشغال میکنند.  

اسرار زندگی ما چه کوچک و چه بزرگ باشند، دیر یا زود ما را به یک جا هدایت میکنند. باید انتخاب کنیم که آیا همه چیز را به برنامه تسلیم میکنیم یا بهبودی خود را از دست خواهیم داد.

v

فقط برای امروز:  خواستار نوعی از بهبودی هستم که از تسلیم کامل به برنامه نشأت میگیرد. امروز، با راهنمای خود صحبت میکنم و اسرار خود را چه کوچک و چه بزرگ آشکار میکنم.

 

پر کردن خلأ24                                   شهریور

«... فکر میکنیم اگر بتوانیم غذا، ارضای جنسی یا پول کافی به دست بیاوریم، راضی خواهیم بود و همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.»

کتاب پایه

v

در دوران اعتیاد هرگز نمیتوانستیم مواد یا پول یا ارضای جنسی کافی یا هر چیز دیگری را به دست آوریم. حتی میزان زیادی از این چیزها نیز هرگز کافی نبود! خلأیی روحانی در درون ما وجود داشت. اگر چه سعی میکردیم حداکثر تلاش خود را برای پر کردن این خلأ به کار گیریم، هرگز موفق نمیشدیم. در نهایت متوجه شدیم که قدرت لازم برای این کار را نداریم؛ نیرویی برتر از ما میتوانست این کار را انجام دهد. 

بنابراین مصرف را قطع کردیم و از تلاش برای پر کردن خلأ درونی خود با چیزها دست کشیدیم. به نیروی برتر خود رجوع کردیم و خواستار توجه، قدرت و راهنمایی شدیم. تسلیم شدیم و راه را برای این نیرو هموار کردیم تا فرآیند پر کردن خلأ درونی ما را آغاز نماید. از تمسک به چیزهای دیگر دست کشیدیم و شروع به دریافت هدیه رایگان عشق از سوی نیروی برتر خود کردیم. خلأ درونی ما به آرامی پر شد. 

اکنون که هدیه عشق نیروی برتر به ما ارزانی شده است، باید با آن چه کار کنیم؟ اگر به این هدیه سفت و سخت بچسبیم، آن را از بین خواهیم برد. باید به خاطر بسپاریم که عشق تنها در صورتی رشد میکند که با دیگران به مشارکت گذاشته شود. تنها با مشارکت کردن رایگان این هدیه میتوانیم آن را حفظ کنیم. عالم اعتیاد، عالم گرفتن و از دست دادن است؛ عالم بهبودی، عالم بخشیدن و دریافت کردن است. کدام عالم را برای زندگی انتخاب میکنید؟   

v

فقط برای امروز:  زندگی سرشار از بهبودی را انتخاب میکنم. از طریق به مشارکت گذاشتن رایگان آنچه که به رایگان با من در میان گذاشته شده، ارتباط آگاهانه خود را با خداوندی که درک میکنم، گرامی میدارم.  

 

25 شهریور                                 تعادل عاطفی

«تعادل عاطفی یکی از اولین نتایج مراقبه است و تجربه ما این مسئله را ثابت کرده است.»

کتاب پایه

v

گرچه هر یک از ما "تعادل عاطفی" را به شکلی متفاوت تعریف میکنیم، همه ما باید آن را پیدا کنیم. تعادل عاطفی صرف نظر از آنچه ممکن است در اطراف ما روی دهد، میتواند به معنای یافتن و حفظ دیدگاه مثبت نسبت به زندگی باشد. برای برخی از ما تعادل عاطفی شاید به معنای شناخت عواطفی باشد که به ما امکان پاسخ و نه عکسالعمل به احساسات خود را میدهد. این مسئله میتواند بدین معنا باشد که ما احساسات خود را به همان شدتی که میتوانیم تجربه میکنیم، در حالی که ابراز بیش از حد این احساسات را نیز تعدیل میکنیم.    

تعادل عاطفی از طریق انجام دعا و مراقبه حاصل میشود. ما آرامش پیدا میکنیم و افکار، امیدها و دغدغههای خود را با خداوندی که درک میکنیم در میان میگذاریم. سپس برای راهنمایی گوش میدهیم و منتظر دریافت قدرت لازم برای عمل کردن بر اساس این راهنمایی میشویم.   

سرانجام، مهارتهای ما در حفظ تعادل تقریبی بهبود مییابد و نوسانات عاطفی بالا و پایینی که سابقاً تجربه میکردیم، برطرف میشود. میتوانیم به دیگران اجازه دهیم احساسات خود را درک کنند؛ نیازی به قضاوت درباره آنها نداریم. از احساسات متنوع شخصی خود کاملاً استقبال میکنیم.

v

فقط برای امروز:  از طریق دعا و مراقبه به اهمیت تعادل عاطفی برای خود پی میبرم.

 

گذشتن از قدم پنجم26                                   شهریور

«شاید تصور کنیم با نوشتن درباره گذشته خود به قدر کافی کار خود را انجام دادهایم. نمیتوانیم تاوان این اشتباه را بپردازیم.»

کتاب پایه

v

برخی از ما در قدم چهارم خود به نوشتن چندان علاقمند نیستیم؛ برخی دیگر نیز آن را یک عمل گزاف و افراطی در نظر میگیریم. به خاطر ابراز نگرانی فزاینده راهنما، بارها و بارها از خود ترازنامه تهیه میکنیم. به همه چیزهایی که باید درباره علت وضعیت گذشته خود بدانیم، پی میبریم. بر این عقیده هستیم که فکر کردن، نوشتن و صحبت کردن درباره گذشته کافیست. به هیچ یک از توصیههای راهنما جهت آمادگی کامل برای رفع نواقص خود یا جبران خسارت صدماتی که به بار آوردهایم، گوش نمیدهیم. صرفاً درباره این نواقص بیشتر مینویسیم و دیدگاههای تازه خود را با خوشحالی در میان میگذاریم. سرانجام راهنما که از دست ما خسته شده، در حالت دفاع از خود از ما عقبنشینی میکند. 

اگرچه این ماجرا ممکن است افراطی به نظر رسد، اما بسیاری از ما خود را در چنین موقعیتی یافتهایم. فکر کردن، نوشتن و صحبت کردن درباره خطاهای خود موجب شد احساس کنیم همه قضیه را تحت کنترل خود داریم. اما دیر یا زود فهمیدیم که در مشکلات خود سردرگم شدهایم و راه حل آنها در معرض دید ما نیست. میدانستیم اگر بخواهیم زندگی خود را تغییر دهیم، باید از قدم پنجم عبور کنیم و برنامه خود را ادامه دهیم. برای اینکه نیروی برتر نواقص شخصیتی ما را که از آنها کاملاً آگاه شده بودیم، برطرف نماید، تلاش خود را برای پیدا کردن تمایل شروع کردیم. خساراتی را که در اثر عمل کردن بر اساس این نواقص به دیگران وارد کرده بودیم، جبران نمودیم. تنها پس از انجام این کار آزادی حاصل از بیداری روح خود را تجربه کردیم. امروز، دیگر قربانی نیستیم؛ برای پیشرفت در مسیر بهبودی خود آزاد هستیم.   

v

فقط برای امروز:  قدمهای چهارم و پنجم اگرچه لازم هستند، اما به تنهایی بهبودی عاطفی و روحانی را موجب نمیشوند. این قدمها را کار میکنم و سپس بر اساس آنها عمل میکنم.

 

27 شهریور                                        روابط صادقانه

«یکی از عمیقترین تغییرات در زندگی ما در حوزه روابط شخصی به وقوع میپیوندد.»

کتاب پایه

v

بهبودی به بسیاری از ما روابطی را ارائه میدهد که نزدیکتر و صمیمیتر از هر رابطهای است که قبلاً داشتهایم. با گذشت زمان متوجه جذب خود به سمت افرادی میشویم که سرانجام به دوستان، راهنما و شرکای ما در زندگی تبدیل میشوند. خندهها، اشکها و کشمکشهای مشترک موجب احترام متقابل و همدردی پایدار میشود.  

پس وقتی متوجه عدم سازگاری با دوستان خود درباره همه چیز میشویم، چه کار انجام میدهیم؟ شاید متوجه شویم مانند عزیزترین دوست خود به موسیقی علاقه نداریم یا با همسر خود درباره نحوه چیدن اسباب و اثاثیه منزل اتفاق نظر نداریم یا حتی در یک جلسه کمیته خدماتی متوجه میشویم رأی ما با رأی راهنما‌یمان متفاوت است. آیا اختلاف نظر بدین معناست که رابطه دوستی، ازدواج یا راهنما و رهجویی خاتمه یافته است؟ خیر!

این نوع اختلاف را نمیتوان تنها در رابطه طولانیمدت انتظار داشت، بلکه در واقع نشانگر این است که هر دو طرف از نظر عاطفی افرادی سالم و صادق هستند. در هر رابطهای که هر دو طرف کاملاً درباره همه چیز اتفاق نظر دارند، احتمالاً فقط یک نفر فکر میکند. اگر صداقت و یکپارچگی خود را برای جلوگیری از اختلافها و ناسازگاریها قربانی کنیم، بهترین ثمره را برای رابطه خود به ارمغان آوردهایم. وقتی کاملاً صادق باشیم، مشارکت کاملی را با انسانی دیگر تجربه میکنیم.        

v

فقط برای امروز:  از تفاوتهایی که هر یک از ما را منحصر به فرد ساخته است، استقبال میکنم.

 

مصاحبت 28                                شهریور

«در NA، شادیهای ما از طریق صحبت کردن درباره روزهای خوب دوچندان میشود؛ غم و غصه ما از طریق درد و دل کردن درباره روزهای بد کاهش مییابد. برای اولین بار در زندگی خود، نباید همه چیز را به تنهایی تجربه کنیم.»

جزوه خطاب به تازه‌وارد

v

وقتی از قدمها و سایر ابزار برنامه خود برای عبور کردن از سختیها استفاده میکنیم، میتوانیم از شادیهای حاصل از پاک ماندن لذت ببریم. اما اگر شادیهای خود را با دیگران تقسیم نکنیم، خیلی زود تمام میشوند، در حالی که سختیهایی که در تنهایی به وجود میآیند، شاید طولانیمدت باشند. در انجمن معتادان گمنام، اغلب شادیهای خود را دوچندان میکنیم و مشکلات خود را از طریق مشارکت کردن آنها با دیگران نصف میکنیم.  

ما معتادان در بهبودی خوشیهایی را تجربه میکنیم که گاهی اوقات فقط معتادی دیگر قادر به درک آنهاست. وقتی درباره افتخاری که امروز از انجام تعهدات خود کسب میکنیم، صمیمیتی که از اصلاح روابط آسیبدیده احساس میکنیم و آرامشی که از عدم اجبار به مصرف مواد در سراسر روز احساس میکنیم، صحبت میکنیم، اعضای انجمن درک میکنند. وقتی این تجربیات را با معتادان در حال بهبودی در میان میگذاریم و آنها نیز با ماجراهای مشابهی پاسخ میدهند، شادی ما دوچندان میشود. همین اصل درباره چالشهایی که ما به عنوان معتادان در حال بهبودی با آنها مواجه میشویم، صادق است. از طریق مشارکت کردن چالشهای خود و اجازه دادن به سایر اعضای NA برای مشارکت کردن نقاط قوت خود با ما، بار ما سبک میشود.

مصاحبت ما با اعضای انجمن معتادان گمنام گرانبهاست. از طریق صحبت کردن با یکدیگر شادیها را افزایش میدهیم و بار سنگین زندگی در دوران بهبودی را از میان برمیداریم.

v

فقط برای امروز:  شادیها و مشکلات خود را با سایر معتادان در حال بهبودی در میان میگذارم. من هم در شادیها و مشکلات آنها شریک میشوم. به خاطر پیوندهای دوستی محکمی که میان اعضای انجمن معتادان گمنام وجود دارد، سپاسگزارم. 

 

29  شهریور                                شهامت تغییر

«خداوندا، آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم،  شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که می‌توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم.»

دعای آرامش

v

بهبودی مستلزم تغییر است و تغییر به معنای متفاوت انجام دادن کارهاست. مسئله این است که بسیاری از ما در برابر انجام کارها به شکلی متفاوت مقاومت میکنیم؛ کاری که انجام میدهیم ممکن است مؤثر نباشد، اما حداقل با آن آشنا هستیم. قدم نهادن به اقلیم ناشناختهها، شهامت میطلبد. چگونه این شهامت را به دست آوریم؟   

میتوانیم در جلسات NA به اطراف خود نگاه کنیم. مشاهده میکنیم افرادی که به نیاز خود به تغییر پی بردهاند، چه کاری انجام دادهاند و چه کسی این کار را به طور موفقیتآمیز انجام داده است. این کار نه تنها ترس ما را از اینکه هر نوع تغییری منجر به فاجعه میشود، کاهش میدهد، بلکه ما را از تجربه آنها درباره اینکه چه کاری مؤثر است، بهرهمند میسازد و ما میتوانیم از این تجربه، استفاده کنیم.    

به تجربه بهبودی خود نیز میتوانیم نگاه کنیم. حتی اگر این تجربه تاکنون به قطع مصرف مواد محدود شده است، تا اینجا هم تغییرات مفید بسیاری در زندگی خود ایجاد کردهایم. در هر جنبهای از زندگی خود که قدمها را به کار گرفتهایم، همواره تسلیم را بهتر از انکار و بهبودی را ارجحتر از اعتیاد یافتهایم.    

تجربه خود ما و تجربه دیگران در NA به ما میگوید که "تغییر آنچه که میتوانم" بخش بزرگی از کل فرآیند بهبودی است. قدمها و تمرین و به کارگیری آنها جهت و شهامت لازم برای تغییر را در اختیار ما قرار میدهد. چیزی نیست که از آن بترسیم.

v

فقط برای امروز:  از تغییر استقبال میکنم. با کمک نیروی برتر خود، شهامت لازم برای تغییر چیزهایی را که میتوانم، به دست میآورم. 

 

دعا 30                                      شهریور

«دعا تمرین میطلبد و ما باید به خود یادآور شویم که افراد ماهر با مهارتهای خود متولد نشدهاند.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما بدون داشتن هیچ تجربهای در دعا کردن بهبودی را شروع کردیم و از ندانستن "کلمات درست" نگران بودیم. برخی از ما کلماتی را که در دوران کودکی یاد گرفته بودیم، به یاد آوردیم، اما دیگر از اعتقاد خود به این کلمات مطمئن نبودیم. صرف نظر از تجربه خود در این زمینه در دوران بهبودی سعی در یافتن کلماتی کردیم که واقعاً حرف دل ما را میزنند.

اغلب اوقات اولین دعایی که قصد انجام آن را داریم، درخواست سادهای از نیروی برتر مبنی بر کمک به ما در پاک ماندن روزانه است. ممکن است درخواست راهنمایی و شهامت کنیم یا صرفاً برای آگاهی از اراده خداوند برای خود و قدرت اجرای آن دعا کنیم. اگر در دعاهای خود دچار سردرگمی شویم، میتوانیم از سایر اعضاء بخواهیم درباره اینکه چگونه دعا کردن را یاد گرفتهاند با ما صحبت کنند. مهم نیست که در هنگام نیاز یا در هنگام شادمانی دعا کنیم، مسئله مهم پشتکار و تلاش در این امر است.   

دعاهای ما از طریق تجربه قدمهای دوازدهگانه و درک شخصی ما از نیرویی برتر شکل میگیرد. وقتی رابطه ما با این نیروی برتر رشد میکند، در هنگام دعا احساس راحتی بیشتری میکنیم. در مواقعی دعا به منبعی از قدرت و آرامش تبدیل میشود. این منبع را در اکثر اوقات و با اشتیاق جستجو میکنیم. 

v

فقط برای امروز:  میدانم که دعا میتواند ساده باشد. از جایی که هستم شروع و تمرین میکنم.

 

3۱  شهریور                                       نگهداری هدیه

«وقتی برای دریافت این هدیه خود را آماده میکنیم، زندگی معنای جدیدی پیدا میکند.»

کتاب پایه

v

بیتوجهی نسبت به بهبودی مانند بیتوجهی به هر هدیهای است که دریافت کردهایم. فرض کنید فردی اتومبیل جدیدی به شما داده است. آیا این اتومبیل را در پارکینگ رها میکنید تا لاستیکهای آن فرسوده شود؟ آیا فقط سوار آن میشوید و از مراقبت منظم چشمپوشی میکنید تا اینکه در جاده خراب شود؟ مسلماً خیر! کارهای زیادی را انجام میدهید تا از این هدیه ارزشمند نگهداری کنید.  

بهبودی یک هدیه است و اگر میخواهیم آن را حفظ کنیم باید از آن مراقبت کنیم. در حالی که بهبودی ما ضمانت دراز مدت ندارد، یک برنامه مراقبت منظم وجود دارد. این مراقبت شامل حضور منظم در جلسات و انواع مختلف خدمت میشود. باید برای پاک ماندن کارهایی را هر روز انجام دهیم. انجام قدم دهم و هر از گاهی بازبینی کلی قدم چهارم مورد نیاز است. 

هدیه بهبودی از طریق مشارکت کردن تکثیر میشود. اگر این هدیه را با دیگران در میان نگذاریم، نمیتوانیم آن را حفظ کنیم. اما از طریق مشارکت کردن آن با دیگران حتی ارزش بیشتری برای آن قائل میشویم. 

v

فقط برای امروز:  بهبودی من یک هدیه است و میخواهم آن را حفظ کنم. مراقبت لازم را انجام میدهم و بهبودی خود را با دیگران در میان میگذارم.