رویارویی با شایعهپراکنی ۱                            مهر

«بر اساس اصول بهبودی، سعی میکنیم درباره یکدیگر قضاوت نکنیم، از یکدیگر کلیشه نسازیم و به یکدیگر درس اخلاق ندهیم.».

کتاب پایه

v

بگذارید با این مسئله روبرو شویم: در معتادان گمنام در گلخانهای زندگی میکنیم که دارای انواع و اقسام گل است. اعضای انجمن ما نسبت به همه افرادی که تا به حال شناختهایم، چیزهای بیشتری درباره زندگی شخصی ما میدانند. آنها میدانند ما اوقات خود را با چه کسانی سپری میکنیم، کجا کار میکنیم و چه قدمی را طی میکنیم، چند فرزند داریم و غیره. اعضای انجمن ما احتمالاً چیزهایی را که از آن مطلع نیستند، تصور میکنند.  

وقتی دیگران درباره ما شایعهپراکنی میکنند، شاید ناراحت باشیم. اما اگر از انجمن کنار بکشیم و برای دوری از شایعهپراکنی، منزوی شویم، خود را از عشق، دوستی و تجربه بینظیر بهبودی که اعضای انجمن باید ارائه دهند، محروم میکنیم. راه بهتر برای رویارویی با شایعهپراکنی این است که صرفاً خود و مسائل را همان طور که هستند بپذیریم و بر اساس اصول زندگی کنیم. هر چه از برنامه شخصی خود، تصمیمات خود و دریافت راهنمایی از سوی نیروی برتر مطمئنتر میشویم، عقاید دیگران کمتر موجب نگرانی ما میشوند.    

v

فقط برای امروز:  متعهد به شرکت فعال در انجمن NA هستم. عقاید دیگران تعهد من نسبت به بهبودی را تحت تأثیر قرار نمیدهد.

 

2 مهر                                   رشد مفهوم خداوند

«تنها خطمشیهای پیشنهادی این است که این نیرو دوستداشتنی، مهربان و برتر از خود ما باشد. برای پذیرفتن این عقیده حتماً نباید مذهبی باشیم. مسئله این است که نسبت به اعتقاد خود روشنبین باشیم.»

کتاب پایه

v

در فرآیند مادامالعمر ایمان آوری ، شناخت ما از خداوند تغییر میکند. شناخت ما در بدو ورود به بهبودی با شناخت ما پس از گذشت چند ماه پاکی یکسان نخواهد بود و این شناخت نیز پس از گذشت چند سال پاکی تغییر خواهد کرد.  

شناخت اولیه ما از نیرویی برتر از خود به احتمال زیاد محدود خواهد بود. این نیرو به حفظ پاکی ما کمک میکند، اما شاید چیزی فراتر از این مسئله را تصور نکنیم. شاید در دعا کردن تردید کنیم، چراکه برای چیزهایی که از نیروی برتر خود میخواهیم برای ما انجام دهد، شروطی را تعیین کردهایم. شاید بگوییم «اوه، این موضوع خیلی وحشتناک است، حتی خداوند هم نتوانست کاری انجام دهد» یا اینکه «خداوند باید از افراد زیادی مراقبت کند. فرصتی برای من نیست.» 

اما وقتی با پیشرفت در بهبودی شناخت ما نیز پیشرفت میکند. به تدریج درک میکنیم که تنها محدودیتهای لطف و عشق خداوند آنهایی هستند که خود ما با کنار نرفتن از سر راه تحمیل میکنیم. خداوند مهربانی که به او ایمان پیدا میکنیم و نیرو و عشقی که از طریق ایمان خود به دست میآوریم، تقریباً در میان همه معتادان در حال بهبودی سراسر جهان مشترک است.  

v

فقط برای امروز:  خداوندی که از او شناخت پیدا میکنم، ظرفیت نامحدودی برای عشق و توجه دارد. اطمینان دارم که خداوند من بزرگتر از تمام مشکلاتی است که ممکن است داشته باشم.

 

ترسیدن از احساسات خود —قدم چهارم3                             مهر

«شاید بترسیم در تماس بودن با احساسات خود، موجب واکنشهای پیدرپی و شدید حاکی از درد و وحشت شود.»  

کتاب پایه

v

یک شکایت رایج درباره قدم چهارم این است که این قدم ما را به طور دردناکی از نواقص شخصیتی خود آگاه میسازد. شاید وسوسه شویم که درباره برنامه بهبودی خود دچار تردید شویم. از طریق تسلیم و پذیرش، میتوانیم قابلیتهای لازم برای کارکرد مداوم قدمها را به دست آوریم.  

چیزی که بیشتر از همه ما برای ما عذابآور است، آگاهی از نواقص نیست، بلکه خود نواقص است. وقتی مصرف میکردیم تنها چیزی که احساس میکردیم مواد مخدر بود؛ میتوانستیم رنج ناشی از نواقص خود را نادیده بگیریم. اکنون که مواد مخدر از سر راه کنار رفته است، این درد را احساس میکنیم. امتناع از اقرار به منبع عذاب این درد را از ما دور نمیکند؛ انکار درد را حفظ میکند و آن را تقویت میکند. قدمهای دوازدهگانه به ما کمک میکند با رنج ناشی از نواقص خود از طریق مواجهه مستقیم با خود آنها مقابله کنیم.    

اگر در اثر درد ناشی از نواقص خود آسیب ببینیم، میتوانیم کابوس اعتیاد را که اکنون از آن بیدار شدهایم، به یاد آوریم. میتوانیم امید رهایی را که قدم دوم به ما ارائه داده، به یاد آوریم. دوباره میتوانیم اراده و زندگی خود را از طریق قدم سوم به مراقبت خداوندی که درک میکنیم، بسپاریم. نیروی برتر ما با ارائه کمک مورد نیاز برای کارکرد بقیه قدمهای دوازدهگانه از ما مراقبت میکند. مجبور نیستیم از احساسات خود بترسیم. فقط برای امروز، میتوانیم به بهبودی خود ادامه دهیم.

v

فقط برای امروز:  از احساسات خود نمیترسم. با کمک نیروی برتر خود به بهبودی خود ادامه میدهم.

 

4 مهر                               مشاهده خود در دیگران

«قضاوت درباره اشتباهات دیگران از ما افراد بهتری نمیسازد.»

کتاب پایه

v

نشان دادن اشتباهات دیگران چقدر آسان است! این امر علتی دارد: نواقصی که به راحتترین شکل ممکن در دیگران شناسایی میکنیم، اغلب نواقصی هستند که در شخصیت خود بیشترین آشنایی را با آنها داریم. شاید متوجه تمایل بهترین دوستان خود به خرج کردن پول زیاد شویم، اما اگر عادتهای خرج کردن خود را بررسی کنیم، احتمالاً متوجه همین افراط شویم. شاید به این نتیجه برسیم که راهنمای ما در خدمت شرکت بسیار فعال دارد، اما متوجه میشویم به خاطر مسئولیتهای خدماترسانی پیدرپی خود، در سه هفته گذشته حتی یک روز تعطیل را هم با خانواده خود سپری نکردهایم. 

چیزهایی که درباره اعضای انجمن خود از آنها متنفریم اغلب همان چیزهایی هستند که درباره خود به شدت از آنها متنفریم. میتوانیم از این مشاهده به سود روحانیت خود استفاده کنیم. وقتی با تمایل ناگهانی به قضاوت درباره فردی دیگر تحریک میشویم، میتوانیم این تمایل را طوری هدایت کنیم که منجر به شناخت بهتر ما از نواقص خود گردد. آنچه مشاهده میکنیم، اعمال ما را به سوی بهبودی هدایت میکند و به ما کمک میکند سلامت عاطفی خود را به دست آوریم و به افرادی خوشبخت تبدیل شویم.    

v

فقط برای امروز:  با مشاهده نواقص شخصیتی دیگران، نواقص خود را شناسایی میکنم.

 

4 مهر                               مشاهده خود در دیگران

«قضاوت درباره اشتباهات دیگران از ما افراد بهتری نمیسازد.»

کتاب پایه

v

نشان دادن اشتباهات دیگران چقدر آسان است! این امر علتی دارد: نواقصی که به راحتترین شکل ممکن در دیگران شناسایی میکنیم، اغلب نواقصی هستند که در شخصیت خود بیشترین آشنایی را با آنها داریم. شاید متوجه تمایل بهترین دوستان خود به خرج کردن پول زیاد شویم، اما اگر عادتهای خرج کردن خود را بررسی کنیم، احتمالاً متوجه همین افراط شویم. شاید به این نتیجه برسیم که راهنمای ما در خدمت شرکت بسیار فعال دارد، اما متوجه میشویم به خاطر مسئولیتهای خدماترسانی پیدرپی خود، در سه هفته گذشته حتی یک روز تعطیل را هم با خانواده خود سپری نکردهایم. 

چیزهایی که درباره اعضای انجمن خود از آنها متنفریم اغلب همان چیزهایی هستند که درباره خود به شدت از آنها متنفریم. میتوانیم از این مشاهده به سود روحانیت خود استفاده کنیم. وقتی با تمایل ناگهانی به قضاوت درباره فردی دیگر تحریک میشویم، میتوانیم این تمایل را طوری هدایت کنیم که منجر به شناخت بهتر ما از نواقص خود گردد. آنچه مشاهده میکنیم، اعمال ما را به سوی بهبودی هدایت میکند و به ما کمک میکند سلامت عاطفی خود را به دست آوریم و به افرادی خوشبخت تبدیل شویم.    

v

فقط برای امروز:  با مشاهده نواقص شخصیتی دیگران، نواقص خود را شناسایی میکنم.

 

پشتیبانی صحیح                                            5 مهر

«چیزی در شخصیت خودویرانگر ما وجود دارد، که همیشه خواستار شکست است»

کتاب پایه

v

«من بیچاره؛ غم و اندوه مال من است؛ به من نگاه کن، زندگیام چقدر آشفته است! من زمین خوردهام و مهم نیست چقدر سخت تلاش میکنم، به هر حال همیشه شکست میخورم.» بسیاری از ما در حالی که این ترجیعبند غمگین را زمزمه میکردیم، به NA آمدیم.   

زندگی دیگر این گونه نیست. درست است، گاهی اوقات هنوز سردرگم هستیم؛ حتی در مواقعی زمین میخوریم. گاهی اوقات احساس میکنیم نمیتوانیم در زندگی خود به جلو حرکت کنیم، مهم نیست چقدر سخت تلاش میکنیم. اما حقیقت موضوع این است که با کمک سایر معتادان در حال بهبودی در NA دستی را پیدا میکنیم که ما را از زمین بلند میکند، گرد و خاک ما را میتکاند و به ما کمک میکند همه چیز را از نو شروع کنیم. امروز این ترجیعبند جدید را در زندگی خود زمزمه میکنیم.

دیگر نمیگوییم، «من آیه یأس هستم و هیچ کاری از پیش نخواهم برد.» معمولاً چیزی بیشتر شبیه به این را میگوییم: «لعنتی! دوباره در جاده زندگی خود با این دستانداز برخورد کردم. خیلی زود یاد میگیرم سرعت خود را کم کنم یا به کلی از آن دور شوم.» تا آن موقع، ممکن است هر از گاهی زمین بخوریم، اما می دانیم که همیشه یک دست یاری هست که ما را دوباره به روی پاهای خود استوار میکند.  

v

فقط برای امروز:  اگر دم از شکست زدم، به یاد میآورم که راهی برای پیشرفت هست. تشویق و پشتیبانی از سوی NA را میپذیرم.

 

6مهر                                            امید

«به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور میشویم، نومیدی ما به امید تبدیل میشود.»

کتاب پایه

v

در دوران مصرف، نومیدی همراه دائمی ما بود. و تک تک لحظات بیداری ما را تحت تأثیر قرار می داد. نومیدی از تجربه ما در دوران اعتیاد فعال نشأت گرفت. مهم نیست چه اقداماتی را برای بهتر کردن زندگی خود در پیش گرفتیم، در هر حال، هر لحظه بیشتر در باتلاق مصیبت و بدبختی فرو میرفتیم. تلاشهایی که برای کنترل زندگی خود به کار گرفتیم، اغلب با شکست مواجه شد. از یک لحاظ، اقرار عجز قدم اول ما، اعتراف به نومیدی بود.   

قدمهای دوم و سوم به تدریج ما را از این نومیدی نجات داده و به سوی امیدواری جدیدی که یار و همراه معتاد در حال بهبودی است، رهنمون میکنند. با قبول اینکه بسیاری از تلاشهای ما برای تغییر با شکست مواجه شدهاند، به این باور میرسیم که نیرویی برتر از ما وجود دارد. معتقدیم این نیرو میتواند به ما کمک کند و قطعاً این کار را خواهد کرد. قدمهای دوم و سوم را برای صحه گذاشتن بر امید خود به زندگی بهتر تمرین میکنیم و برای کسب راهنمایی به این نیرو تمسک میجوییم. وقتی بیشتر و بیشتر برای اداره زندگی خود به نیرویی برتر اطمینان میکنیم، نومیدی ناشی از تجربه طولانی ما از خودکفایی ناپدید میشود.   

v

فقط برای امروز:  تصمیم قدم سوم خود را مجدداً با صراحت اعلام میکنم. میدانم که با وجود نیرویی برتر در زندگی خود جای امیدواری هست.

 

فقط برای امروز                 7                  مهر

«وقتی زندگی در زمان حال را متوقف میکنیم، مشکلات ما به

 طرز نامعقولی بزرگ میشوند.»

کتاب پایه

v

"فقط برای امروز" فکر آرامشبخشی است. اگر سعی کنیم در گذشته زندگی کنیم، ممکن است با به یاد آوردن خاطرات دردناک و ناراحتکننده دچار تشویش شویم. درسهای دوران مصرف معلمینی نیستند که برای بهبودی جستجو کنیم. زندگی در فردا به معنای تنگ کردن عرصه با ترس است. نمیتوانیم آینده نامعلوم را پیشبینی کنیم و عدم اطمینان نگرانی به همراه دارد. وقتی تمرکز خود را بر امروز را از دست دهیم، زندگی ما غیرقابل تحمل به نظر میرسد. 

زندگی در زمان حال آزادی به دنبال دارد. در این لحظه میدانیم که در امان هستیم. مصرف نمیکنیم و همه چیزهای مورد نیاز خود را در اختیار داریم. از این گذشته، زندگی در زمان حال جریان دارد. گذشته تمام شده و آینده هنوز فرا نرسیده؛ نگرانی ما هیچ چیزی را تغییر نمیدهد. امروز، از همین لحظه میتوانیم از بهبودی خود لذت ببریم.

v

فقط برای امروز:  در زمان حال زندگی میکنم. امروز، از همین لحظه آزاد هستم.

 

8  مهر                                         خودمان بودن

«ارزش واقعی ما در خود بودن است.»

کتاب پایه

v

به دفعات سعی کردهایم انتظارات اطرافیان خود را برآورده سازیم. شاید با این باور بزرگ شده باشیم که اگر در مدرسه نمرات خوبی کسب کنیم، اتاق خود را تمیز نگه داریم یا به طرز خاصی لباس بپوشیم، افراد خوبی هستیم. بسیاری از ما همیشه برای اینکه احساس تعلق کنیم و مورد عشق واقع شویم، وقت زیادی را سعی در سازگار کردن خود میکردیم. با این وجود، ظاهراً هرگز از عهده این کار برنیامدیم.  

اکنون در دوران بهبودی همان طور که هستیم، پذیرفته شدهایم. ارزش واقعی ما نسبت به دیگران در خود بودن است. وقتی قدمها را کار میکنیم، یاد میگیریم که خود را همان طور که هستیم، بپذیریم. وقتی این اتفاق میافتد، آزادی لازم برای تبدیل شدن به فرد دلخواه خود را به دست میآوریم.

هر یک از ما ویژگیهای خوب زیادی داریم که میتوانیم با دیگران در میان بگذاریم. تجربیات ما اگر صادقانه به مشارکت گذاشته شود، به دیگران کمک میکند همدردی مورد نیاز خود برای شروع بهبودی را به دست آورند. پی میبریم که همه ما هدایای ویژهای برای عرضه به اطرافیان خود در اختیار داریم.

v

فقط برای امروز:  تجربه من در بهبودی بزرگترین هدیهای است که میتوانم به معتاد دیگری ببخشم. تجربه خود را صادقانه با دیگران در میان میگذارم.

 

 نه صرفاً انگیزهای برای رشد9                              مهر

«متوجه میشویم که درد میتواند عامل محرکی در بهبودی باشد.»

کتاب پایه

v

هر گاه که در رنج به سر میبریم، تصور میکنیم، «درد—چه کسی به آن نیاز دارد!». دلیلی خوبی برای درد نمیبینیم. رنج کشیدن کار بیهودهای به نظر میرسد. اگر در حالی که در رنج به سر میبریم، فردی از رشد روحانی صحبت کند، به احتمال زیاد خشم خود را با حالت تنفر نشان میدهیم و در حالی که فکر میکنیم تا به حال با فردی بیاحساستر از او برخورد نکردهایم، دور میشویم.  

اما چه میشد اگر انسانها احساس درد جسمی یا عاطفی نداشتند؟ دنیا ایدهآل به نظر میرسید؟ نه واقعاً. اگر قادر به احساس درد جسمی نبودیم، نمیدانستیم چه وقت با برهم زدن چشم مانع از ورود ذرات خارجی به چشم خود شویم؛ نمیدانستیم چه وقت از کار و فعالیت دست بکشیم؛ حتی نمیدانستیم چه وقت در هنگام خواب بدن خود را جابجا کنیم. صرفاً به خاطر کمبود یک سیستم هشدار طبیعی به خود آسیب میرساندیم.    

همین مسئله درباره درد عاطفی نیز صادق است. اگر در رنج به سر نمیبردیم، از کجا میفهمیدیم که غیر قابل کنترل شده بودیم؟ درست مانند درد جسمی، درد عاطفی نیز ما را مطلع میکند که چه وقت از انجام کارهای آسیبزننده دست بکشیم. 

اما درد تنها عامل محرک نیست. وقتی شادمان هستیم، درد عاطفی زمینهای را برای مقایسه فراهم میکند. بدون چشیدن طعم درد، نمیتوانیم به ارزش خوشی پی ببریم.  

v

فقط برای امروز:  درد را به عنوان بخش لازم زندگی میپذیرم. میدانم به هر اندازه که قادر به احساس درد هستم، میتوانم شادمانی را نیز احساس کنم.

 

10 مهر                                             حفظ ایمان

«تا زمانی که ایمان را حفظ میکنیم و آن را احیا میکنیم، به قدرت نامحدودی که از طریق دعای روزانه و تسلیم حاصل شده، چنگ میزنیم.»

کتاب پایه

v

بهبودی دو بخش دارد: پاک شدن و پاک ماندن. پاک شدن نسبتاً آسان است، چراکه فقط مجبوریم یک بار آن را انجام دهیم. پاک ماندن دشوارتر است و مستلزم توجه روزانه به زندگی است. با این وجود، هر دوی آنها قدرت خود را از ایمان دریافت میکنند.   

بر اساس ایمان پاک شدیم. اقرار کردیم که اعتیاد از ما بسیار قدرتمندتر است و به تنهایی از تلاش برای جنگیدن با آن دست کشیدیم. این نبرد را به نیرویی برتر از خود واگذار کردیم و این نیرو ما را پاک گردانید.

به همین ترتیب، هر روز پاک میمانیم: بر اساس ایمان. فقط برای امروز، تسلیم میشویم. رویارویی با زندگی با تکیه بر توان خود برای ما کار بسیار دشواری است. به این خاطر، نیرویی برتر از خود را میجوییم. از طریق دعا از نیروی برتر خود راهنمایی و قدرت لازم برای پیروی از آن را درخواست میکنیم. هر روز از طریق به کار بستن و تجدید ایمان خود، از منابع مورد نیاز بهره میگیریم تا زندگی پاک و پرباری را داشته باشیم. 

هرگاه که به قدرت نیاز داریم، قدرت نامحدودی در دسترس ما قرار دارد. برای اختیار کردن آن، تنها باید ایمان خود به نیروی برتر را حفظ کنیم، نیرویی که ما را پاک کرد و پاک نگاه میدارد.

v

فقط برای امروز:  ایمان موجب پاکی من شد و ایمان من را پاک نگاه میدارد. امروز، ایمان خود به نیروی برتر را حفظ میکنم. تسلیم خود را تجدید میکنم و برای آگاهی و قدرت دعا میکنم.

 

رهایی از اراده شخصی         1۱                             مهر

«نفس ما که زمانی بسیار مهم و غالب بود، اکنون جایگاه مهم خود را از دست میدهد، چراکه ما در هماهنگی با خداوندی مهربان زندگی میکنیم. وقتی از اراده شخصی رها میشویم، متوجه میشویم که شیوه زندگی غنیتر، شادتر و پربارتری را دنبال میکنیم.»  

کتاب پایه

v

اعتیاد و اراده شخصی با یکدیگر از میان میروند. غیر قابل اداره بودن زندگی ما که در قدم اول به آن اعتراف کردیم، به همان اندازه که محصولی از اراده شخصی بود، محصول مصرف مزمن مواد مخدر نیز بود. امروز هم زندگی بر اساس اراده شخصی میتواند زندگی ما را به اندازه دوران مصرف غیر قابل اداره سازد. وقتی عقاید ما، تمایلات ما، نیازهای ما در زندگی اولویت داشته باشد، با همه افراد و همه چیزهایی اطراف خود دائماً اختلاف پیدا میکنیم.   

اراده شخصی اتکا به نفس ما را نشان میدهد. تنها چیزی که ما را از اراده شخصی و اختلافی که این اراده شخصی در زندگی ما به وجود میآورد میرهاند، این است که از اتکا بر نفس دست بکشیم و در عوض به راهنمایی و قدرتی که از سوی نیرویی برتر در اختیار ما گذاشته شده، متکی باشیم.   

آموختهایم که در تصمیمگیری اصول روحانی را در نظر بگیریم، نه تمایلات خودخواهانه. آموختهایم از نیرویی برتر راهنمایی بخواهیم، نیرویی که نسبت به مسائل دیدگاه گستردهتری دارد. با انجام این کار متوجه میشویم زندگی ما با ترتیب چیزهای اطراف ما خیلی راحتتر هماهنگ میشود. دیگر خود را از جریان زندگی جدا نمیدانیم؛ تبدیل به بخشی از آن میشویم و به آنچه بهبودی باید ارائه دهد، پی میبریم.  

v

فقط برای امروز:  به دنبال رهایی از نفس و مشکلات ناشی از اراده شخصی هستم. سعی میکنم ارتباط آگاهانه خود را با خداوندی که درک میکنم بهبود ببخشم و راهنمایی و قدرت مورد نیاز برای زندگی کردن در هماهنگی با دنیای خود را جستجو میکنم.   

 

12 مهر                                          عجایب سیروزه

«وقتی برای اولین بار شروع به لذت بردن از رهایی از اعتیاد خود میکنیم، دوباره ریسک در اختیار گرفتن کنترل زندگی خود را متحمل میشویم. رنج و عذابی را که با آن آشناهستیم، فراموش میکنیم.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما "عجایب سیروزه" بودهایم. وقتی به اولین جلسه NA خود آمدیم، نومید و در حال زوال بودیم. با معتادانی که در آنجا دیدیم و پیامی که با ما مشارکت کردند، احساس همدلی کردیم. با حمایت آنها، سرانجام قادر به قطع مصرف و کشیدن نفسی راحت شدیم. برای اولین بار پس از مدتی طول و دراز احساس راحتی کردیم. زندگی ما یکشبه دگرگون شد؛ قدم زدیم، صحبت کردیم، غذا خوردیم، نوشیدیم، خوابیدیم و خواب معتادان گمنام را دیدیم.      

سپس معتادان گمنام تازگی خود را از دست داد. جلساتی که هیجانانگیز بودند، یکنواخت شدند. دوستان شگفتانگیز NA ملالتآور شدند؛ صحبتهای نشاطبخش آنها در NA تبدیل به یاوهگویی شد. وقتی دوستان قدیمی با ما تماس گرفتند و ما را برای تفریحات گذشته دعوت کردند، از خیر بهبودی خود گذشتیم.   

دیر یا زود، دوباره راه خود را به سوی درهای معتادان گمنام در پیش گرفتیم. فهمیدیم هیچ چیز در آنجا تغییر نکرده است—نه ما، نه دوستان ما، نه مواد مخدر، نه هیچ چیز دیگر. اگر چیزی تغییر کرده بود، بدتر از همیشه شده بود.

درست است، جلسات NA شاید خیلی خندهآور نباشد و دوستان NA شاید افراد بسیار روحانی نباشند. اما در جلسات قدرتی وجود دارد، پیوند مشترکی در میان اعضاء وجود دارد و یک زندگی در برنامه وجود دارد که بدون آن نمیتوانیم سر کنیم. امروز، بهبودی ما صرفاً رسمی زودگذر نیست—شیوهای برای زندگی است. قصد داریم برنامه را در زندگی خود به کار گیریم، چراکه زندگی ما قطعاً به انجام این کار بستگی دارد.     

v

فقط برای امروز:  من دیگر "عجایب سیروزه" نیستم. شیوه NA شیوه زندگی من است و من برای مدتی طولانی اینجا هستم.

 

طلب آمرزش، نه عدالت 13                                       مهر

«بسیاری از ما در پذیرفتن اینکه به دیگران صدمه زدهایم، مشکل داریم... توجیهات و عقاید خود درباره قربانی بودن را کنار میگذاریم.»

کتاب پایه

v

زندگی ما پیشرفت خوبی دارد. اوضاع به خوبی پیش میرود و هر یک از سالهای بهبودی هدایای مادی و روحانی بیشتری را برای ما به ارمغان میآورد. شاید مقدار کمی پول در بانک، ماشینی جدید یا رابطهای مسئولانه داشته باشیم. کمی اعتماد به نفس داریم و ایمان ما به نیرویی برتر رشد میکند.    

سپس اتفاقی میافتد. فردی شیشه اتومبیل ما را میشکند و ضبط صوت را سرقت میکند یا فردی که با او رابطه داریم، نسبت به ما بیوفایی میکند. فوراً احساس قربانی بودن میکنیم. ناله میکنیم «پس عدالت کجاست؟» اما اگر نگاهی به رفتار خود در گذشته بیندازیم، شاید به تقصیر خود در اتفاقی که برای ما افتاده است، پی ببریم. میفهمیم که واقعاً عدالت نمیخواهیم—نه برای خود و نه برای دیگران. آنچه میخواهیم آمرزش است.

از خداوند مهربان به خاطر ترحمی که نسبت به ما نشان داده شده، سپاسگزاریم و برای سپاسگزاری از همه هدایای ارزشمندی که بهبودی به ارمغان میآورد، وقت صرف میکنم. 

v

فقط برای امروز:  برای آمرزش دعا میکنم، نه عدالت. به خاطر آمرزشی که دارم، سپاسگزارم و نسبت به دیگران با بخشندگی رفتار میکنم.

 

14 مهر                                  جبران خسارت بدون توقع

«پیشبینی درباره جبران خسارت میتواند مانع بزرگی هم در تهیه فهرست و هم در پیدا کردن تمایل باشد.»

کتاب پایه

v

قدم هشتم از ما میخواهد برای جبران خسارت از همه افرادی که به آنها صدمه زدهایم، تمایل پیدا کنیم. وقتی به این قدم میرسیم، شاید از اینکه نتیجه جبران خسارتهای ما چه خواهد بود، متحیر شویم. آیا مورد بخشش واقع میشویم؟ آیا از هر گونه احساس گناه مداوم رهایی مییابیم؟ یا آیا از سوی افرادی که به آنها صدمه زدهایم، تنبیه و شکنجه میشویم؟  

اگر انتظار دریافت پاداشهای روحانی قدم هشتم و نهم را داریم، باید از تمایل خود به طلب بخشش صرف نظر کنیم. اگر از کارکرد این قدمها انتظار نتیجه خاصی را داشته باشیم، احتمالاً از نتیجه بسیار دلسرد خواهیم شد. باید از خود بپرسیم آیا همه امید ما به بخشش از سوی طرف مقابل که از او جبران خسارت میکنیم، بسته شد. یا شاید امیدواریم بدهی ما از سوی طلبکار مهربانی که از شنیدن ماجرای بداقبالی ما اشک در چشمانش جمع میشود، بخشیده شود.        

برای جبران خسارت صرف نظر از نتیجه آن باید تمایل داشته باشیم. جبران خسارت را میتوانیم پیشبینی کنیم، اما نتایج آن را نمیتوانیم پیشبینی کنیم. اگرچه ممکن است از سوی فردی که به او جبران خسارت مدیون هستیم، کاملاً بخشیده نشویم، اما یاد میگیریم که خود را ببخشیم. در این فرآیند، متوجه میشویم دیگر مجبور به تحمل بار سنگین گذشته نیستیم.

v

فقط برای امروز:  از هر گونه پیشبینی درباره افرادی که به آنها جبران خسارت مدیون هستم، صرف نظر میکنم. 

 

وابستگی به نیروی برتر خود  15                      مهر

«به عنوان معتادان در حال بهبودی، متوجه میشویم که هنوز وابسته هستیم، اما این وابستگی از چیزهای اطراف ما به خداوندی مهربان و قدرت درونی حاصل از برقراری رابطه با او تغییر یافته است.»

کتاب پایه

v

بسیاری از معتادان به نافرمانی عادت کردهاند. نمیخواهیم به کسی یا چیزی و خصوصاً به خداوند وابسته باشیم. تصور میکردیم حسن مصرف به این است که به ما قدرت میدهد هر کسی که میخواهیم باشیم و هر طوری که میخواهیم احساس کنیم. اما بهایی که به خاطر این آزادی واهی پرداختیم، نوعی وابستگی، فراتر از بدترین کابوسهای ما بود. مصرف به جای اینکه به ما آزادی دهد، ما را اسیر خود کرد.   

وقتی به معتادان گمنام آمدیم، فهمیدیم که وابستگی به خداوند نباید به معنایی که تصور میکردیم باشد. بله، اگر میخواستیم آرامش خود را دوباره به دست آوریم، باید از "نیرویی برتر از خود" طلب کمک میکردیم. اما میتوانستیم درک خود از این نیرو را انتخاب کنیم—حتی میتوانستیم این درک را خود به وجود آوریم. فهمیدیم که وابستگی به نیرویی برتر، ما را محدود نمیکند؛ بلکه ما را آزاد میسازد.  

قدرتی که در بهبودی پیدا میکنیم، قدرتی است که خود بدان نیاز داشتیم. عشقی است که میترسیدیم به خاطر آن به دیگران وابسته شویم. احساس هدفمندی است که هرگز نداشتیم، هدایتی است که نمیتوانستیم برای درخواست آن به اندازه کافی فروتن باشیم یا به دیگران برای بخشیدن آن اعتماد کنیم. این قدرت همه این چیزهاست و به خود ما تعلق دارد. امروز، از اینکه به نیرویی برتر وابستهایم، سپاسگزاریم.    

v

فقط برای امروز:  به عشق و قدرت درونی وابسته هستم که آن را از خداوندی که درک میکنم، دریافت مینمایم. 

 

16 مهر                                    الگوی جدید زندگی

«اگر از چیزی که داریم استفاده نکنیم، آن را ازدست خواهیم داد.»

کتاب پایه

v

اعتیاد به زندگی ما الگو و به همراه آن معنایی بیشک بیمارگونه و تاریک داد. ولی به هر حال یک معنا داد. برنامه بهبودی معتادان گمنام به ما الگوی جدیدی برای زندگی ارائه میکند تا آن را با برنامههای قدیمی خود جایگزین کنیم. با این الگوی جدید، معنای جدیدی حاکی از روشنی و امید وارد زندگی ما میشود.    

این الگوی جدید زندگی چیست؟ به جای انزوا، مصاحبت به دست میآوریم. به جای زندگی کورکورانه و تکرار مداوم اشتباهات گذشته، مرتب خود را بررسی میکنیم و برای حفظ رشد چیزهایی که به ما کمک میکند و کنار گذاشتن چیزهایی که به ما کمک نمیکند، از آزادی برخورداریم. به جای تلاش مداوم برای گذران زندگی با تکیه بر نیروی محدود خود، رابطهای آگاهانه را با نیرویی مهربان و برتر از خود برقرار میکنیم. 

زندگی ما باید الگویی داشته باشد. برای حفظ بهبودی باید الگوهای جدیدی را که برنامه به ما آموخته، حفظ کنیم. از طریق توجه منظم به این الگوها، رهایی خود از بیماری کشنده اعتیاد را تداوم میبخشیم و معنایی را که بهبودی در زندگی ما به وجود آورده، حفظ میکنیم.

v

فقط برای امروز:  الگوی جدیدی را در زندگی خود شروع میکنم: مراقبت منظم از بهبودی خود.

 

نظم                                 17                         مهر

«بر نظم دادن به کار خود تأکید میکنیم، زیرا این کار موجب آسایش ما میشود.»

کتاب پایه

v

تمرکز بر آنچه دیگران انجام میدهند، میتواند ما را برای مدت کوتاهی از اجبار به بررسی خودمان رها سازد. اما یکی از جنبههای موفقیت ما در معتادان گمنام حصول اطمینان از منظم بودن کار خودمان است. پس با این وجود، "نظم دادن به کار خود" به چه معناست؟   

بدین معناست که قدمهایی را کار کنیم که به ما امکان  بررسی نقش خود را در روابط خود با دیگران میدهد. وقتی با فردی مشکل داریم، میتوانیم برای پیدا کردن نقش خود در آن مشکل ترازنامه خود را تهیه کنیم. با کمک راهنما سعی در حل آن مشکل میکنیم. سپس، هر روز به تهیه ترازنامه خود ادامه میدهیم تا از تکرار همین اشتباهات در آینده اجتناب کنیم.   

این کار نسبتاً ساده است. طوری با دیگران رفتار میکنیم که دوست داریم دیگران نیز این طور با ما رفتار کنند. وقتی به آنها جبران خسارت مدیون هستیم، فوراً دین خود را ادا میکنیم. وقتی هر روز زندگی خود را به مراقبت نیروی برتر خود میسپاریم، میتوانیم از عمل کردن بر اساس اراده شخصی که مختص اعتیاد فعال است، دوری کنیم. تحت هدایت نیرویی که بهترین را برای همه میخواهد، روابط ما با دیگران مطمئناً بهتر خواهد شد. 

v

فقط برای امروز:  به کار خود نظم میدهم. امروز، نقش خود را در مشکلات زندگی خود بررسی میکنم. اگر مدیون به جبران خسارت هستم، دین خود را ادا میکنم.

 

18 مهر                                              عواقب

«قبل از اینکه پاک شویم، اکثر اعمال ما از روی اجبار بود. امروز، اسیر

 این نوع طرز فکر نیستیم.»

کتاب پایه

v

آیا تا به حال به انجام کاری وسوسه شدهاید که از عواقب خطرناک آن مطلع باشید. آیا تا به حال فکر کردهاید کاری که شما به انجام آن وسوسه شدهاید، چقدر به شما صدمه خواهد زد و با این وجود به کار خود ادامه دهید؟

گفته شده که برای هر عملی عواقبی وجود دارد. قبل از اینکه پاک شویم، بسیاری از ما صرفاً به این مسئله اعتقاد نداشتیم. اما اکنون دقیقاً میدانیم این مسئله به چه معناست. وقتی عملی را انجام میدهیم میدانیم که باید تاوان عواقب آن را بپردازیم. وقتی به خوبی میدانیم مایل به پرداخت تاوان کاری نیستیم، دیگر نمیتوانیم ندانسته تصمیم به انجام آن بگیریم.   

برای هر عملی پاداش و تاوانی وجود دارد. اگر مایل به پرداخت تاوان کاری هستیم، انجام این کار علیرغم عواقب آن درست است، اما همیشه تاوانی برای پرداخت وجود دارد. 

v

فقط برای امروز:  قبل از اینکه به انجام عملی اقدام کنم، درباره عواقب آن فکر میکنم.  

 

عینک و نگرشها                        19  مهر

«بهترین فکر ما برای ما دردسر ایجاد کرد.... بهبودی تغییر فعالی در عقاید و نگرشهای ماست.»

کتاب پایه

v

در دوران اعتیاد فعال، جهان احتمالاً شبیه به جایی وحشتناک به نظر میرسید. مصرف به ما در تحمل دنیایی که میدیدیم، کمک کرد. امروز، درک میکنیم که شرایط دنیا واقعاً مشکل ما نبود. عقاید و نگرشهای ما درباره دنیا بود که یافتن جایی راحت در آن را ناممکن میساخت.  

نگرشها و عقاید ما عینکی است که از طریق آن زندگی خود را مشاهده میکنیم. اگر "عینک" ما لک یا کثیف شود، زندگی ما تیره و تار به نظر میرسد. اگر نگرشهای ما به اندازه کافی واضح نباشد، کل دنیا غیر طبیعی به نظر میرسد. برای مشاهده دنیا به طور واضح، باید نگرشها و عقاید خود را پاک و عاری از چیزهایی نظیر رنجش، انکار، تاسف به حال خود و کوتهبینی نگاه داریم. برای اطمینان از وضوح زندگی خود، باید عقاید خود را با واقعیت سازگار کنیم.     

در دوران اعتیاد، بهترین طرز فکر هم ما را از مشاهده دنیا یا نقش خود در آن به طور واضح باز میداشت. بهبودی نسخه عینک نگرش ما را اصلاح میکند. قدمها از طریق از میان برداشتن انکار و جایگزینی آن با ایمان، صداقت با خود، فروتنی و مسئولیتپذیری به ما در مشاهده دنیا به گونهای کاملاً جدید کمک میکنند. سپس قدمها به ما در تمیز نگاه داشتن لنزهای روحانی خود کمک میکنند و ما را به بررسی منظم عقاید، نگرشها و اعمال خود تشویق مینمایند.     

امروز، وقتی به دنیا از طریق لنزهای تمیز ایمان و بهبودی نگاه میکنیم، مانند جای صمیمی و الهامبخشی برای زندگی به نظر میرسد.  

v

فقط برای امروز:  به دنیا و زندگی خود از طریق لنزهای تمیز روحانی برنامه خود نگاه میکنم.

 

20 مهر                                  حق به جانب بودن

«وقتی به غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنیم ، مجبور به بحث درباره دیدگاه خود نیستیم.... دیگر مجبور نیستیم که همواره حق به جانب باشیم.»

کتاب پایه

v

هیچ چیز سریعتر از اجبار به "حق" به جانب بودن، ما را از صمیمیت و مودتی که میان اعضای انجمن NA وجود دارد، جدا نمیسازد. سست و متزلزل تظاهر میکنیم که فردی صاحب قدرت هستیم. در حالی که از احترام به نفس پایین رنج میبریم، با تحقیر دیگران برای بالا بردن شأن خود تلاش میکنیم. این روشها در بهترین حالت، ما را از دیگران دور میکنند؛ در بدترین حالت، موجب حمله از جانب دیگران میشوند. هر چه بیشتر سعی در تحت فشار قرار دادن دیگران برای اثبات حق خود میکنیم، بیشتر مرتکب اشتباه میشویم.    

برای حفظ امنیت، مجبور نیستیم حق به جانب باشیم؛ مجبور نیستیم تظاهر کنیم پاسخ همه پرسشها را در اختیار داریم تا دیگران ما را دوست داشته باشند یا به ما احترام بگذارند. هیچ یک از ما پاسخ همه پرسشها را در اختیار نداریم. برای پر کردن خلأیی که در فهم ما از مسائل وجود دارد، به کمک نیرویی برتر از خود نیاز داریم تا عجز شخصی ما را جبران نماید. وقتی چیزهایی را که میدانیم به دیگران ارائه میدهیم، به چیزهایی که نمیدانیم اقرار میکنیم و به دنبال یاد گرفتن از همقطاران خود هستیم، با دیگران به آسانی زندگی میکنیم. وقتی از تکیه بر نیروی خود دست میکشیم و به خداوندی که در بهبودی از او شناخت پیدا کردهایم، تکیه میکنیم، با امنیت درونی زندگی میکنیم. 

مجبور نیستیم همواره "حق" به جانب باشیم، صرفاً بهبود پیدا میکنیم.

v

فقط برای امروز:  خداوندا، به عجز و غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنم. به من کمک کن در زندگی خود با دیگران منصفانه رفتار کنم و برای راهنمایی و قدرت به تو وابسته باشم.  

 

ایجاد تغییر                       2۱            مهر

«کلمات نمیتوانند احساس بیداری روحانی که هنگام بخشیدن چیزی هر چند کوچک به فرد دیگر به دست میآوریم، توصیف کنند.»

کتاب پایه

v

گاهی اوقات به نظر میرسد آنقدر در دنیا مشکل وجود دارد که شاید ما نیز تلاش برای ایجاد تغییر را فراموش کنیم. تصور میکنیم، «از این گذشته، چه کاری میتوانم در دنیا انجام دهم؟ من فقط یک نفر هستم.» فرقی نمیکند که نگرانیهای ما آنقدر عمیق باشد که به صلح جهانی تمایل داشته باشیم و یا آنقدر شخصی باشد که صرفاً مایل باشیم بهبودی در اختیار هر کسی که خواهان آن است، قرار گیرد، در هر حال انجام این کار طاقتفرسا به نظر میرسد. افسوس میخوریم، «کارهای زیادی برای انجام دادن هست، ولی وقت خیلی کم است» و گاهی اوقات از اینکه چگونه میتوانیم کار مفیدی انجام دهیم، متحیر میشویم.    

جای تعجب است که کوچکترین کمکها بزرگترین تغییرات را ایجاد میکنند. برای اینکه از زندگی چیزی بیشتر از یک حیات عادی ملالتآور نصیب ما شود، تنها باید کمی تلاش کنیم. وقتی موجب نشاط روح یک فرد میشویم، خود ما نیز در اثر احساس رضایت عمیقی که از این کار به ما دست میدهد، دگرگون میشویم. وقتی به فردی که اخم میکند، لبخند میزنیم، وقتی در اتوبان به فردی اجازه میدهیم از ما سبقت بگیرد، وقتی با تازهواردی تماس میگیریم تا فقط بگوییم برای او اهمیت قائل هستیم، وارد عالم چیزهای شگفتانگیز و جدید میشویم.      

مایل به تغییر دنیا هستید؟ از معتادی که امشب در کنار شما مینشیند، شروع کنید و بعد تصور کنید که ابراز عشق شما چند برابر شده است. هر یک از ما در مواقعی تغییر ایجاد میکنیم.   

v

فقط برای امروز: ابراز عشق برای من هزینهای در بر ندارد، اما برای مخاطب من بسیار گرانبهاست. امروز نسبت به فردی ابراز عشق میکنم.

 

22 مهر                                                   پایان تنهایی

«با وجود عشقی که در معتادان گمنام به من ابراز میشود، بهانهای برای احساس  تنهایی ندارم.»

کتاب پایه

v

بیماری اعتیاد موجب احساس تنهایی میشود. شاید افراد دور ما را بگیرند، اما دیر یا زود اعتیاد فاصلهای را بین ما و حتی نزدیکترین دوستان ما به وجود میآورد. بسیاری از ما به خاطر احساس تنهایی نومیدکننده به معتادان گمنام جذب میشویم.  

اگرچه شاید با احتیاط و تردید به اتاقهای معتادان گمنام نزدیک شویم، اما با یک درآغوشگیری، لبخند و «باز هم به جلسات برگرد» صمیمی از ما استقبال میشود. شاید اولین جایی باشد که در آن پس مدتی طول و دراز احساس میکنیم که از ما استقبال شده است. سایر اعضاء را میبینیم که صحبت میکنند، میخندند و برای صحبت بیشتر ضمن صرف چای یا قهوه دسته دسته جلسه را ترک میکنند. از اینکه آیا ما هم میتوانیم به جزیی از این گروه صمیمی تبدیل شویم، در شگفت هستیم.

الگوی انزوای ما میتواند پیوستن به این گروه را برای ما دشوار سازد. اما در طول زمان به تدریج خود را "جزیی" از این گروه میدانیم، نه "جدا از آن." به زودی وقتی وارد اتاقها میشویم، احساس راحتی میکنیم. کم کم دوستانی پیدا میکنیم و زندگی ما شروع به تغییر میکند.  

NA به ما میآموزد که چگونه بر انزوای خود غلبه کنیم. از طریق اولین روابط دوستی خود در جلسه همیشگی، کم کم متوجه میشویم که پیدا کردن دوست مشکل نیست. وقتی درباره خود با دیگران صحبت میکنیم، احساس تعلق پیدا میکنیم.

v

فقط برای امروز:  به خاطر روابط دوستانهای که نیروی برتر در NA در اختیار من گذشته، سپاسگزارم. به این خاطر، دیگر احساس تنهایی نمیکنم.  

 

انتخابها                                  23 مهر

«معتاد شدن را انتخاب نکردیم.»

کتاب پایه

v

وقتی در حال رشد و بلوغ بودیم، همه ما رؤیاهایی در سر داشتیم. هر بچهای از فامیل یا همسایه این پرسش را شنیده است: «وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره شوی؟» حتی اگر برخی از ما رؤیاهای دقیقی درباره موفقیت نداشتیم، اکثر ما رؤیای کار، تشکیل خانواده و آیندهای حاکی از وقار و احترام را در سر میپروراندیم. اما هیچ کس از ما نپرسید: «آیا وقتی بزرگ شدی میخواهی معتاد شوی؟»

معتاد شدن را انتخاب نکردیم و نمیتوانیم ترک اعتیاد خود را نیز انتخاب کنیم. به بیماری اعتیاد مبتلا هستیم. به خاطر ابتلا به آن مسئول نیستیم، اما در برابر بهبودی خود مسئول هستیم. چون به بیماری خود پی بردهایم و میدانیم که راهی برای بهبودی وجود دارد، میتوانیم از سرزنش خود یا شرایط دست برداریم و به این راه حل عمل کنیم. اعتیاد را انتخاب نکردیم، اما میتوانیم بهبودی را انتخاب کنیم.   

v

فقط برای امروز:  بهبودی را انتخاب میکنم.

 

24 مهر                                           سادهترین دعا

«...دعا فقط برای آگاهی از اراده خداوند و قدرت اجرای آن.»

قدم یازدهم

v

چگونه دعا کنیم؟ به خاطر تجربه محدود خود، بسیاری از ما حتی نمیدانیم چگونه شروع کنیم. اما این فرآیند نه دشوار است و نه پیچیده.

به خاطر اعتیاد به مواد، به معتادان گمنام آمدیم. اما پیش از آن، بسیاری از ما در زندگی شدیداً احساس سردرگمی میکردیم. ظاهراً گم شده بودیم و بدون داشتن راهنما در بیابانی بیراه پرسه میزدیم. دعا راهی برای کسب جهت در زندگی و قدرت دنبال کردن آن جهت است. 

از آنجا که دعا نقش مهمی در بهبودی دارد، بسیاری از ما هر روز وقت معینی را به دعا اختصاص میدهیم و الگویی را برای این کار تعیین میکنیم. در این لحظات آرامشبخش، یا با صدای بلند و یا در سکوت با نیروی برتر خود صحبت میکنیم. افکار، احساسات و امور روزمره خود را در میان میگذاریم. از او میپرسیم: «از من میخواهی چه کاری انجام دهم؟» در همین حین تقاضا میکنیم، «لطفاً قدرت اجرای اراده خود را به من عطا کن.»  

یادگیری دعا ساده است. "آگاهی از اراده او و قدرت اجرای آن" را درخواست میکنیم. با این کار، جهت و قدرت مورد نیاز خود برای انجام اراده خداوند را به دست میآوریم.

v

فقط برای امروز:  لحظات آرامشبخشی را به "صحبت" با نیروی برتر خود اختصاص میدهم. جهت و توانایی مورد نیاز برای اجرای اراده او را درخواست میکنم. 

 

"حقیقت"                        25         مهر

«همه چیزهایی که بدان واقف هستیم در معرض تغییر هستند، به خصوص چیزهایی که درباره

 حقیقت میدانیم.»

کتاب پایه

v

بسیاری از ما تصور میکردیم میتوانیم "حقیقت" را شناسایی کنیم. معتقد بودیم حقیقت چیزی معین و تغییرناپذیر است که به آسانی و بیتردید قادر به درک آن هستیم. اما حقیقت واقعی این بود که اگر مستقیماً با حقیقت روبرو شویم، اغلب نمیتوانیم آن را درک کنیم. بیماری ما همه چیز را در زندگی ما تحت تأثیر قرار داد، به خصوص درک حقیقت. در واقع، چیزهایی که درباره حقیقت "میدانستیم"، تقریباً ما را از بین برد. قبل از اینکه بتوانیم حقیقت را شناسایی کنیم، باید وفاداری خود نسبت به اعتیاد را کنار میگذاشتیم و به نیرویی برتر یعنی منبع همه چیزهای خوب و واقعی اعتماد میکردیم.   

همان طور که ایمان ما به نیرویی برتر افزایش یافته، حقیقت هم تغییر کرده است. از آنجا که قدمها را انجام دادهایم، کل زندگی ما از طریق نیروی التیامبخش اصول بهبودی شروع به تغییر کرده است. برای اینکه راه را برای این تغییر باز بگذاریم، مجبور بودهایم از تمسک به حقیقتی تغییرناپذیر و ثابت دست برداریم.

هر بار که با حقیقت روبرو میشویم، این حقیقت خالصتر و سادهتر میشود. درست همان طور که قدمها هر روز بر زندگی ما تأثیر میگذارند—البته اگر به آنها اجازه دهیم—شناخت ما از حقیقت نیز میتواند هر روز با رشد ما تغییر کند.

v

فقط برای امروز:  چشمها و قلب خود را به روی تغییراتی که قدمها به وجود آوردهاند، میگشایم. امروز از طریق روشنبینی میتوانم حقیقت را در زندگی خود درک کنم. 

 

26 مهر                                       همه ما تعلق داریم

«اگرچه طبق ضربالمثلی قدیمی "سیاست آشنایان را بیگانه میسازد"، اعتیاد ما را آشنا و یک شکل میسازد.»

کتاب پایه

v

چه افراد مختلفی در معتادان گمنام وجود دارند! هر شب در هر یک از جلسات با افراد مختلفی روبرو میشویم که اگر به خاطر بیماری اعتیاد نبود، احتمالاً هرگز در اتاقی گرد هم نمینشستند. 

عضوی که یک پزشک است، بیمیلی خود را نسبت به همدردی در جلسه اول خود با امتناع از رفتن به "اتاقی پر از معتادان مواد مخدر" شرح میداد. عضو دیگری که سابقهای طولانی در زندان و مؤسسات بازپروری داشت، داستان مشابهی را تعریف میکرد، با این تفاوت که تعجب و تکان روحی او از این فهم نشأت میگرفت که «افراد خوبی در آنجا بودند که هنوز کت و شلوار به تن داشتند!» این دو دوست اخیراً هفتمین سالگرد ازدواج خود را جشن گرفتند.

افرادی که از آنها کمترین انتظار میرود، دوستیهایی را شکل میدهند، یکدیگر را راهنمایی میکنند و با یکدیگر فعالیت خدماتی انجام میدهند. یکدیگر را در اتاقهای بهبودی میبینیم، درباره رنج گذشته و امید به آینده صحبت میکنیم. با تمرکز بر دو چیز که در آن مشترک هستیم—اعتیاد و بهبودی—در خصوص زمینههای متقابل با یکدیگر دیدار میکنیم.  

v

فقط برای امروز:  تفاوتی نمیکند که شرایط شخصی من چه باشد، در هر حال من تعلق دارم.

 

به پای چیزی ایستادن                                      27 مهر

«...میتوانیم زمان را احساس کنیم، حقیقت را لمس کنیم و ارزشهای روحانی را که مدتهای زیادی برای بسیاری از ما از دست رفته بود، شناسایی کنیم.»  

کتاب پایه

v

در دوران اعتیاد فعال، حاضر بودیم برای به دست آوردن مواد بیشتر، از همه اعتقادات خود چشمپوشی کنیم. چه از خانوادهها یا دوستان خود دزدی کرده باشیم، خودفروشی کرده باشیم یا به کارفرمای خود دروغ گفته باشیم، در هر حال ارزشهایی را که اهمیت زیادی برای ما داشت، نادیده میگرفتیم. هر بار که از اعتقاد ارزشمند دیگری چشمپوشی میکنیم، تکه سیمان دیگری که مانع از ویرانی شخصیت ما میشد، فرو میریخت. در این هنگام بسیاری از ما به اولین جلسه خود آمدیم، در حالی که چیزی به جز ویرانه خویشتن سابق ما باقی نمانده بود.     

وقتی برای اولین بار خود را صادقانه بررسی میکنیم، ارزشهای گمشده خود را پیدا میکنیم. اما به منظور بازسازی شخصیت خود، حفظ این ارزشها را لازم میدانیم و مهم نیست وسوسه کنار گذاشتن این ارزشها چقدر شدید باشد. حتی وقتی فکر میکنیم با دروغ گفتن میتوانیم همه را فریب دهیم، باید صداقت داشته باشیم. اگر عقاید خود را نادیده بگیریم، متوجه میشویم که بزرگترین دروغهایی که گفتهایم، آنهایی بودهاند که به خود گفتهایم.    

پس از این همه تلاشی که برای بازسازی روح خود انجام دادهایم، نمیخواهیم دوباره شروع به ویران کردن آن کنیم. ضروری است به پای چیزی بایستیم، چراکه در غیر این صورت در خطر شکست از همه چیز قرار میگیریم. به هر چیزی که متوجه اهمیت آن برای خود میشویم، احترام میگذاریم. 

v

فقط برای امروز:  به پای چیزی میایستم. قدرت من، نتیجه زندگی بر اساس ارزشهایم است.

 

28 مهر                                       آزادی انتخاب

«اصول اخلاقی تحمیل شده دارای قدرتی نیستند که ما با انتخاب

 زندگی بر اساس اصول روحانی کسب میکنیم.»

کتاب پایه

v

در دوران اعتیاد فعال، بسیاری از ما با غفلت و کوتاهی زندگی خود را سر میکردیم. مایل یا قادر به تصمیمگیری درباره طرز رفتار دلخواه خود، کار دلخواه خود یا حتی محل زندگی خود نبودیم. به مواد مخدر و سایر افراد اجازه دادیم، اساسیترین انتخابها را برای ما انجام دهند. رهایی از اعتیاد فعال در میان چیزهای دیگر به معنای آزادی انتخاب برای خود است.     

آزادی انتخاب هدیه فوقالعادهای است، اما در عین حال مسئولیت بزرگی نیز است. انتخاب به ما این امکان را میدهد تا به هویت و اعتقادات خود پی ببریم. اما در هنگام انتخاب از ما خواسته میشود که گزینههای خود را سبک سنگین کنیم و عواقب آنها را بپذیریم. این امر موجب میشود که برخی از ما به دنبال فردی بگردیم که به جای ما انتخاب کند—راهنما، جلسه همیشگی، دوستان —درست همان طور که بیماری ما در دوران مصرف به جای ما تصمیمگیری میکرد. این کار، بهبودی نیست.   

استفاده از تجربه دیگران یک مسئله است؛ شانه خالی کردن از مسئولیت شخصی مسئله دیگری است. اگر از هدیه آزادی که به ما بخشیده شده، استفاده نکنیم، اگر از پذیرفتن مسئولیتهایی که به همراه دارد، امتناع کنیم، این هدیه را از دست میدهیم و زندگی ما از بین میرود. در برابر بهبودی خود و انتخابهای خود مسئول هستیم. هر قدر هم دشوار به نظر رسد، باید این انتخابها را برای خود انجام دهیم و برای پذیرفتن عواقب آنها تمایل داشته باشیم.  

v

فقط برای امروز:  به خاطر آزادی برای زندگی به انتخاب خود سپاسگزارم. امروز، مسئولیت بهبودی خود را میپذیرم، انتخابهای خود را انجام میدهم و عواقب آنها را میپذیرم.

 

اراده امروز خداوند                          29  مهر

«این تصمیم مستلزم پذیرش مداوم، ایمان فزاینده و تعهد روزانه نسبت به بهبودی است.»

جزوه تجربه یک معتاد با....

v

گاهی اوقات واقعاً بر اساس قدم سوم زندگی میکنیم و این فوقالعاده است! افسوس گذشته را نمیخوریم، از آینده واهمه نداریم و یا به طور کلی از زمان حال راضی هستیم. با این حال، گاهی اوقات بینش خود را نسبت به اراده خداوند در زندگی از دست میدهیم.   

بسیاری از ما رؤیای پاک کردن اشتباهات گذشته را در سر داریم، اما گذشته را نمیتوان پاک کرد. بسیاری از ما قدردان این مسئله هستیم، چراکه تجربیات گذشته بهبودی را که امروز از آن لذت میبریم، برای ما به ارمغان آورده است. از طریق کارکرد قدمها میتوانیم یاد بگیریم گذشته را بپذیریم و از طریق جبران خطاها، با خود آشتی کنیم. همین قدمهای دوازدهگانه میتوانند به ما در برطرف کردن نگرانیهای خود درباره آینده کمک کنند. وقتی اصول NA را هر روز در همه امور زندگی خود به کار میگیریم، میتوانیم نتایج را به نیروی برتر خود بسپاریم.  

به نظر میرسد اعضایی که از قویترین ایمان برخوردار هستند، به بهترین نحو قادر به زندگی در زمان حال هستند. لذت، سپاسگزاری و سپاسگزاری به خاطر کیفیت زندگی نتایج ایمان در زندگی هستند. وقتی اصول برنامه خود را اجرا میکنیم، امروز تنها روزی است که بدان نیاز داریم. 

v

فقط برای امروز: از امروز خود حداکثر بهره را میبرم و اطمینان دارم که خداوند از دیروز و فردا مراقبت میکند.

 

30  مهر                                   نگاه کن، ببین کی حرف می‌زند

«بیماری ما آنقدر فریبدهنده است که میتواند ما را در

 موقعیتهای غیرممکن قرار دهد.»

کتاب پایه

v

برخی از ما میگوییم، «بیماری من با من صحبت میکند.» دیگران میگویند، «فکر و خیال دست از سر من بر نمیدارد.» سایر افراد نیز به "شلوغی ذهن" یا "وسواس ناراحتکننده" اشاره میکنند. بگذارید با این مسئله روبرو شویم. از بیماری لاعلاجی رنج میبریم که حتی در بهبودی نیز ما را تحت تأثیر قرار میدهد. بیماری ما اطلاعات تحریفشدهای را درباره آنچه در زندگی جریان دارد، در اختیار ما قرار میدهد. به ما میگوید که خود را بررسی نکنیم، چراکه این کار بسیار هراسانگیز است. گاهی اوقات به ما میگوید که نسبت به خود و اعمال خود مسئول نیستیم؛ در مواقع دیگری به ما میگوید که همه مشکلات زندگی تقصیر ماست. بیماری ما، ما را فریب میدهد که به آن اعتماد کنیم.   

برنامه NA ما را در معرض صداهای بسیاری قرار میدهد که ضد اعتیاد ماست، صداهایی که میتوانیم به آنها اعتماد کنیم. میتوانیم برای بررسی واقعیت با راهنمای خود تماس بگیریم. میتوانیم به صدای معتادی که سعی در پاک شدن میکند، گوش دهیم. راه حل نهایی، کارکرد قدمها و کمک گرفتن از نیرویی برتر است. این کار به ما در پشت سر گذاشتن مواقعی که «بیماری ما با ما صحبت میکند»، کمک میکند.  

v

فقط برای امروز:  "صدای" اعتیاد خود را نادیده میگیرم. به صدای برنامه خود و نیرویی برتر از خود گوش میدهم.