آذر
«وقتی شروع به ایفا کردن نقش خود در جامعه میکنیم، آزادی عمل به ما کمک میکند اولویتهای خود را ردهبندی کنیم و ابتدا کارهای اساسی را انجام دهیم.» کتاب پایه v مدتی زیادی از پاکی ما نگذشته که برخی از ما اولویتهای دیگری را در رأس بهبودی خود قرار میدهیم. شغل، خانواده، روابط، همه اینها بخشی از زندگی هستند که وقتی اساس بهبودی خود را بنیان نهادیم، به آنها دست مییابیم. اما قبل از اینکه کار اساسی و دشوار بنیان نهادن اساس بهبودی خود را انجام دهیم، نمیتوانیم زندگی مستحکمی را برای خود بسازیم. مانند خانهای که روی شن ساخته شده، این زندگی در بهترین حالت متزلزل است. قبل از اینکه همه توجه خود را به بازسازی چهارچوب دقیق زندگی خود معطوف کنیم، باید اساس بهبودی خود را بنیان نهیم. ابتدا اقرار میکنیم اساسی نداریم و اعتیاد زندگی ما را کاملاً غیر قابل اداره ساخته است. سپس، با کمک راهنما و اعضای جلسه همیشگی خود به نیرویی که برای زمینهسازی زندگی ما به قدر کافی قدرتمند است، ایمان پیدا میکنیم. خرابی را از محلی که آینده خود را بر آن خواهیم ساخت، اصلاح میکنیم. سرانجام، با اصولی که در امور روزمره خود اجرا میکنیم، به طور عمیق و عملی آشنایی پیدا میکنیم: بررسی صادقانه خود، اطمینان به راهنمایی و قدرت نیروی برتر خود و خدمت به دیگران. وقتی اساس ما آماده شد، میتوانیم با تمام انرژی برای منسجم کردن زندگی خود به جلو حرکت کنیم. اما ابتدا باید از خود بپرسیم آیا پایه و بنیان ما محکم است یا خیر، چراکه بدون پایه و اساس، هر چیزی که میسازیم، مدتی طولانی دوام نمییابد. v فقط برای امروز: به بنیان نهادن اساسی محکم برای بهبودی خود اهمیت میدهم. میتوانم بر روی این اساس، یک عمر بهبودی را بنا کنم. |
«آرامش حاصل از "رهایی از قید و بند و سپردن خود به خداوند" به ما در تشکیل یک زندگی که ارزش زیستن را دارد، کمک میکند.» کتاب پایه v در دوران اعتیاد از اینکه اگر همه چیزهای اطراف خود را کنترل نکنیم چه اتفاقی میافتد واهمه داشتیم. بسیاری از ما برای حفظ مصرف مواد خود دروغهای پیچیدهای ساختیم. برخی از ما همه اطرافیان خود را در تلاشی بیامان برای گرفتن چیزی از آنها فریب دادیم تا بتوانیم مواد بیشتری مصرف کنیم. تعدادی از ما تلاش زیادی کردیم تا مانع از صحبت کردن دو نفر با یکدیگر و احتمالاً افشای دروغهای خود شویم. برای حفظ این خیال باطل یعنی اعمال کنترل بر اعتیاد و زندگی خود رنجها کشیدیم. در این فرآیند، خود را از تجربه آرامشی که از طریق تسلیم شدن به اراده نیرویی برتر حاصل میشود، باز داشتیم. در دوران بهبودی خود، مهم است که از خیال باطل اعمال کنترل دست برداریم و به نیرویی برتر تسلیم شویم که اراده او برای ما از هر چیزی که میتوانیم با فریبکاری و تقلب برای خود تدبیر کنیم، بهتر است. اگر متوجه تلاش خود برای کنترل نتایج و ترس از آینده شویم، میتوانیم برای تغییر این روال اقدامی انجام دهیم. به سراغ قدمهای دوم و سوم خود میرویم و چیزهایی را که درباره نیرویی برتر به باور رسیدهایم، بررسی میکنیم. آیا واقعاً معتقدیم این نیرو میتواند از ما مراقبت کند و سلامت عقل را به ما باز گرداند؟ اگر چنین است، میتوانیم با تمام فراز و نشیبهای زندگی، نومیدیهای آن، غم و غصههای آن، شگفتیهای آن و شادیهای آن زندگی کنیم. v فقط برای امروز: تسلیم میشوم و اجازه میدهم اراده نیروی برتر در زندگی من به وقوع بپیوند. هدیه آرامش را که این تسلیم به ارمغان میآورد، میپذیرم. |
«این فکر را در سر پروراندیم که پاک ماندن موجب کامیابی نمیشود و این طرز فکر قدیمی باعث تحریک تاسف به حال خود، رنجش و عصبانیت شد.» کتاب پایه v روزهایی هست که برخی از ما بیش از حد نسبت به حال خود تاسف میخوریم. این کار آسان است. ممکن است درباره اینکه زندگی ما در بهبودی چگونه باید باشد، توقعاتی داشته باشیم، انتظاراتی که همیشه بر آورده نمیشود. شاید برای کنترل یک فرد تلاش ناموفقی داشتهایم یا فکر میکنیم شرایط ما باید طور دیگری باشد. احتمالاً خود را با سایر معتادان در حال بهبودی مقایسه کردهایم و احساس کمبود کردهایم. هر چه بیشتر برای تطبیق زندگی با انتظارات خود تلاش میکنیم، ناراحتی بیشتری را احساس میکنیم. تاسف به حال خود، میتواند از زندگی بر اساس توقعات نشأت گیرد، نه از زندگی در دنیای واقعی. وقتی دنیا با انتظارات ما سازگاری نداشته باشد، اکثر اوقات انتظارات ما هستند که نیاز به سازگاری دارند، نه جهان. میتوانیم از مقایسه زندگی امروز خود با شیوه سابق آن شروع کنیم و نسبت به بهبودی خود حس سپاسگزاری پیدا کنیم. میتوانیم با شمارش چیزهای خوب در زندگی خود این اقدام را گسترش دهیم و سپاسگزار باشیم از اینکه دنیا با توقعات ما مطابقت نمیکند، بلکه فراتر از حد آنهاست. اگر کارکرد قدمهای دوازدهگانه را ادامه دهیم و سپاسگزاری و پذیرش را پرورش دهیم، میتوانیم رشد، خوشبختی و آرامش خاطر بیشتری را در آینده انتظار داشته باشیم. در بهبودی چیزهای زیادی در اختیار ما قرار گرفته؛ پاک ماندن موجب کامیابی ما شده است. پذیرش زندگی، فقط برای امروز، ما را از دلسوزی نسبت به خود رها میسازد. v فقط برای امروز: زندگی خود را درست همان طور که است همراه با شکرگزاری میپذیرم. |
«آرام کردن ذهن از طریق مراقبه آرامشی درونی به همراه میآورد که ارتباط درونی ما را با خداوند بر قرار میسازد.» کتاب پایه v وقتی بهبودی ما پیشرفت میکند، اغلب درباره آنچه در درجه اول ما را به سوی معتادان گمنام هدایت کرد، تعمق میکنیم و قادر هستیم از اینکه کیفیت زندگی ما بهبود یافته است، سپاسگزاری کنیم. دیگر مجبور نیستیم از افکار خود واهمه داشته باشیم. هر چه بیشتر دعا و مراقبه میکنیم، بیشتر احساس آرامشبخش بهروزی را تجربه میکنیم. آسودگی و سکوتی که در اوقات آرامش خود تجربه میکنیم، مؤید آن است که مهمترین نیازهای ما—نیازهای روحانی—بر آورده شده است. میتوانیم با سایر معتادان همدردی کنیم و وجدان خود را در این فرآیند تقویت کنیم. یاد میگیریم از قضاوت درباره دیگران دوری کنیم و آزادی برای خود بودن را تجربه کنیم. در تعمق روحانی خود، به طور شهودی "خداوند درون خود" را پیدا میکنیم و به هماهنگی خود با نیرویی برترمان پی میبریم. v فقط برای امروز: درباره هدیه بهبودی تعمق میکنم و با آرامش به راهنمایی نیروی برتر خود گوش میدهم. |
«چیزهای زیادی، هم منفی و هم مثبت، در طی یک روز اتفاق میافتد. اگر برای سپاسگزاری از هر دوی آنها وقت صرف نکنیم، احتمالاً چیزی را که به رشد ما کمک میکند، از دست خواهیم داد.» جزوه فقط برای امروز v مسئولیت، مسئولیت—مسئولیتهای زندگی همه جا هستند. "باید" کمربند ایمنی ببندیم. "باید" خانه خود را تمیز کنیم. "باید" امور خاصی را برای همسر، بچهها و افرادی که راهنمای آنها هستیم، انجام دهیم. در رأس همه اینها، "باید" به جلسات برویم. برنامه خود را به بهترین شکل ممکن انجام میدهیم. تعجبی نیست که گاهی اوقات میخواهیم از همه این وظایف شانه خالی کنیم و به جزیرهای دور افتاده برویم که در آن مجبور به انجام هیچ کاری نباشیم! در این مواقع، وقتی شدیداً تحت تأثیر مسئولیتهای خود قرار گرفتهایم، فراموش میکنیم که مسئولیت نباید خستهکننده باشد. وقتی میخواهیم از زیر بار مسئولیتهای خود شانه خالی کنیم، باید آرامش خود را حفظ کنیم، دلیل انتخاب آنها را به یاد بیاوریم و به هدایایی که به ارمغان میآورند، توجه کنیم. چه شغلی باشد که معمولاً برای ما جالب و جذاب است یا همسری که معمولاً از شخصیت او شگفتزده میشویم، یا کودکی که معمولاً بازی کردن با او و مراقبت از او را دوست داریم، در هر حال در همه مسئولیتهای زندگی ما لذت وجود دارد. v فقط برای امروز: همه دقایق ویژه هستند. به مسئولیتهای خود و لذتهایی که به همراه دارند، توجه میکنم و به خاطر آنها شکرگزارم. |
«گاهی اوقات در دوران بهبودی، تصمیم درخواست کمک از خداوند، بزرگترین منبع قدرت و شهامت ماست.» کتاب پایه v وقتی قدم سوم را کار میکنیم، تصمیم میگیریم به نیرویی برتر و مهربان اجازه دهیم ما را در زندگی روزمره هدایت کند و از ما مراقبت کند. تصمیم میگیریم این هدایت و مراقبت را در زندگی خود بپذیریم. برخی از ما معتقدیم وقتی تصمیم قدم سوم را گرفتیم، خداوند ما را هدایت میکند؛ از آن لحظه به بعد، صرفاً توجه کردن به جایی که هدایت میشویم، مطرح است. تصمیم قدم سوم، فعل ایمان است و درخواست کمک از خداوند راهی برای احیای این ایمان است. به کار گرفتن ایمان در زندگی روزمره، همه شهامت و قدرت مورد نیاز را در اختیار ما قرار میدهد، زیرا میدانیم از کمک نیرویی برتر و مهربان برخوردار هستیم. اطمینان میکنیم که نیازهای ما بر آورده خواهد شد. میتوانیم از ایمان بهره بگیریم و صرفاً از طریق درخواست اعتماد کنیم. v فقط برای امروز: به خود یادآور میشوم که با درخواست کمک از نیروی برتر خود در هر قدمی که بر میدارم، تنها نیستم. |
«فروتنی واقعی در این است که بپذیریم خود باشیم و در این راه صادقانه تلاش کنیم.» کتاب پایه v فروتنی مفهوم گیجکنندهای است. چیزهای زیادی درباره تحقیر میدانیم، اما فروتنی ایده جدیدی است. این مفهوم به طور مشکوکی مانند خود را بر خاک افکندن، کرنش و عقب کشیدن پا هنگام تعظیم است. اما اینها به هیچ وجه فروتنی نیستند. فروتنی واقعی، صرفاً این است که خود را بپذیریم. وقتی به قدمی میرسیم که در آن از کلمه "با فروتنی" استفاده شده، اجرای این اصل را شروع کردهایم. قدم چهارم این فرصت را در اختیار ما قرار میدهد که بررسی کنیم واقعاً چه کسی هستیم و قدم پنجم به ما کمک میکند این آگاهی را بپذیریم. عمل فروتنی شامل پذیرفتن سرشت واقعی خود و خود بودن صادقانه میشود. نه مجبور هستیم خود را بر خاک افکنیم یا تحقیر کنیم و نه باید تلاش کنیم باهوشتر، ثروتمندتر یا خوشبختتر از آنچه واقعاً هستیم، به نظر برسیم. فروتنی صرفاً بدین معناست که تظاهر را کنار بگذاریم و تا حد توان صادقانه زندگی کنیم. v فقط برای امروز: اجازه میدهم آگاهی از سرشت واقعیام، اعمال من را هدایت کند. امروز، همان طور که با خود روبرو میشوم با دنیا روبرو میشوم. |
«معتقدیم که نیروی برتر از ما مراقبت خواهد کرد.» کتاب پایه v برنامه بر اساس این عقیده است که به کارگیری اصول ساده میتواند اثرات عمیقی را در زندگی ما ایجاد کند. یکی از این اصول این است که اگر درخواست کنیم، نیروی برتر از ما مراقبت خواهد کرد. از آنجا که این اصل بسیار اساسی است، شاید مایل به نادیده گرفتن آن باشیم. اگر یاد نگیریم که این حقیقت روحانی را آگاهانه به کار بگیریم، ممکن است چیزی ضروری برای بهبودی خود، مانند نفس کشیدن برای زندگی را از دست دهیم. چه اتفاقی میافتد وقتی خود را مضطرب و وحشتزده مییابیم؟ اگر به طور مداوم سعی در بهبود بخشیدن رابطه خود با نیروی برتر کنیم، مشکلی نخواهیم داشت. به جای اینکه شتابزده عمل کنیم، لحظهای صبر میکنیم و به طور مختصر موارد خاصی در گذشته را به یاد میآوریم که نیروی برتر نسبت به ما توجه و مراقبت نشان داده است. این امر به ما اطمینان میدهد که نیروی برتر هنوز هم مسئولیت زندگی ما را بر عهده دارد. سپس برای وضعیت کنونی راهنمایی و قدرت میخواهیم و با اطمینان از اینکه زندگی ما در اختیار خداوند است، به کار خود ادامه میدهیم. کتابچه سفید ما میگوید: «برنامه ما مجموعهای از اصول است». هر چه به طور مداومتر سعی در بهبود بخشیدن سپاسگزاری آگاهانه خود از این اصول کنیم، برای اجرای آنها تمایل بیشتری خواهیم داشت. v فقط برای امروز: سعی میکنم رابطه آگاهانه خود را با نیروی برتری که از من مراقبت میکند، بهبود ببخشم. |
«صحبت کردن با دیگران ما را از احساس انزوا و تنهایی دور نگاه میدارد.» کتاب پایه v صمیمیت به معنی مشارکت کردن عمیقترین افکار و احساسات خود با انسانی دیگر است. بسیاری از ما تشنه دوستی و عشقی هستیم که صمیمیت به ارمغان میآورد، اما این چیزها بدون تلاش حاصل نمیشود. در دوران اعتیاد فعال آموختیم که از خود در برابر دیگران محافظت کنیم تا مبادا مصرف ما را تهدید کنند. در دوران بهبودی نحوه اعتماد کردن به دیگران را یاد میگیریم. صمیمیت مستلزم این است که حالتهای تدافعی خود را کاهش دهیم. برای احساس مودتی که صمیمیت به ارمغان میآورد، باید به دیگران اجازه دهیم به ما نزدیک شوند—مای واقعی. اگر قرار است درونیترین ضمیر خود را با دیگران در میان بگذاریم، ابتدا باید درباره اینکه این درونیترین ضمیر واقعاً چگونه است، عقیدهای داشته باشیم. برای اینکه بفهمیم واقعاً چه کسی هستیم، واقعاً چه چیزی میخواهیم و واقعاً چگونه احساس میکنیم، زندگی خود را به طور منظم بررسی میکنیم. سپس، بر اساس ترازنامههای منظمی که از خود تهیه کردهایم، باید تا حد امکان کاملاً و دائماً با دوستان خود صداقت داشته باشیم. صمیمیت بخشی از زندگی است و بنابراین بخشی از پاک زندگی کردن است و صمیمیت مانند هر چیزی در بهبودی بهای خود را دارد. بررسی دردناک خویشتن که لازمه صمیمیت است، میتواند کار دشواری باشد. صداقت کامل در صمیمیت نیز اغلب پیچیدگیهای خود را به همراه دارد. اما رهایی از انزوا و تنهایی که صمیمیت به ارمغان میآورد، واقعاً ارزش سعی و تلاش را دارد. v فقط برای امروز: برای رهایی از تنهایی و انزوایی که صمیمیت به ارمغان میآورد، تلاش میکنم. امروز، از طریق تهیه ترازنامهای شخصی، "من واقعی" را میشناسم و صداقت داشتن کامل با دیگران را تمرین میکنم. |
«فقط برای اراده خداوند برای خود شروع به دعا میکنیم. بدین ترتیب، فقط چیزی را به دست میآوریم که قادر به اداره آن هستیم.» کتاب پایه v تصور کنید اگر خداوند هر چیزی که میخواستیم را در اختیار ما میگذاشت، چه اتفاقی میافتاد. یک اتومبیل معرکه جدید، نمرات عالی، اضافه حقوق سه برابر، همه اینها صرفاً به این خاطر که درخواست میکنیم، مال ماست. اکنون مشکلاتی را تصور کنید که ثروتهای بادآورده، اتومبیلهای پرتجمل جدید و تشخیص وضعیت تحصیلی ناشایسته به دنبال دارند. با اضافه حقوق زیادی که بیدلیل به ما اعطاء شده، چه کار انجام میدهیم؟ چگونه به مسئولیتهای مالی جدید خود رسیدگی کنیم؟ و چگونه با این اضافه حقوق سر کنیم؟ آیا میتوانیم تظاهر کنیم که شایستگی این حقوق را داریم، در حالی که میدانیم این طور نیست؟ آن اتومبیل معرکه جدید چطور؟ اکثر این اتومبیلها حق بیمه بالا و هزینههای مراقبت گزاف به دنبال دارند. آیا برای مراقبت از چیزی که درخواست کردهایم، آمادگی داریم؟ افتخارات تحصیلی چطور؟ آیا میتوانیم پس از اخذ نمراتی که خود کسب نکردهایم، مانند دانشجویان ممتاز عمل کنیم؟ اگر متخلف شناخته شویم، چه کار انجام میدهیم؟ وقتی با خداوند صحبت میکنیم، باید به خاطر داشته باشیم که در دنیای واقعی زندگی میکنیم. پاداشهایی کسب میکنیم و یاد میگیریم چگونه آنها را اداره کنیم. محدود کردن دعاهای خود به تقاضای آگاهی از اراده خداوند، قدرت اجرای آن و توانایی زندگی کردن با نتایج و عواقب، تضمین میکند که چیزی را بیشتر از حد توان اداره خود به دست نمیآوریم. v فقط برای امروز: فقط برای آگاهی از اراده خداوند و قدرت اجرای آن در دنیای واقعی دعا میکنم. |
«باید بهبودی خود را در رأس قرار دهیم و ترتیب اولویتهای خود را حفظ کنیم.» کتاب پایه v قبل از آمدن به NA، از بهانههای بسیاری برای توجیه مصرف مواد استفاده میکردیم: «او بر سر من فریاد کشید.» «او چنین گفت.» «همسرم مرا ترک کرد.» «من اخراج شدم.» از این بهانهها استفاده میکردیم تا برای حل مشکل مواد خود درخواست کمک نکنیم. باید میفهمیدیم که تا وقتی به مصرف مواد ادامه دهیم، این مسائل همچنان ادامه دارد. تنها وقتی بهبودی را در رأس اولویتهای خود قرار دادیم، این وضعیتها شروع به تغییر کرد. ممکن است امروز نیز به همین رفتار گرایش داشته باشیم و برای عدم حضور در جلسات و خدمت بهانه بیاوریم. بهانههای امروز ما ممکن است ماهیت متفاوتی داشته باشد: «نمیتوانم بچههای خود را تنها بگذارم.» «از مرخصی خسته شدهام.» «باید این پروژه را انجام دهم تا بتوانم رییس خود را تحت تأثیر قرار دهم.» اما هنوز هم اگر بهبودی را اولین اولویت خود قرار ندهیم، احتمالاً دیگر مجبور به نگرانی درباره این بهانهها نخواهیم بود. اگر دچار لغزش شویم، فرزندان، مرخصی و شغل دیگر در زندگی ما نخواهند بود. بهبودی باید در اولویت باشد. شغل داشته باشیم یا نداشته باشیم، رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم، در هر حال باید در جلسات حضور یابیم، قدمها را کار کنیم، با راهنمای خود تماس بگیریم و در خدمت خداوند و دیگران باشیم. اعمال ساده مزبور این امکان را برای ما فراهم میکنند که مرخصی، خانواده و رؤسایی داشته باشیم تا بتوانیم درباره آنها احساس نگرانی کنیم. بهبودی اساس زندگی ماست و هر چیز دیگر را ممکن میسازد. v فقط برای امروز: ترتیب اولویتهای خود را حفظ میکنم. بهبودی در فهرست من شماره یک است. |
«شاید برای اولین بار چشماندازی از زندگی جدید خود را مشاهده میکنیم.» کتاب پایه v در دوران اعتیاد، بینش ما نسبت به خود بسیار محدود بود. هر روز به اموری تکراری میپرداختیم: به دست آوردن، مصرف کردن و یافتن راهها و روشهایی برای به دست آوردن بیشتر. این تنها انتظار معقولی بود که میتوانستیم در طول زندگی خود داشته باشیم. نیروی بالقوه ما محدود بود. امروز، دیدگاههای ما تغییر کرده است. بهبودی بینش جدیدی را نسبت به خود و زندگی در اختیار ما گذاشته است. دیگر اسیر امور تکراری تاریک و بیپایان اعتیاد نیستیم. برای در پیش گرفتن رویههای جدید و امتحان عقاید و فعالیتهای جدید آزاد هستیم. با انجام این کار، میتوانیم بینش جدیدی نسبت به خود پیدا کنیم. نیروی بالقوه ما فقط با قدرت نیروی برتری که از ما مراقبت میکند، محدود شده است و این قدرت هیچ محدودیتی ندارد. در دوران بهبودی به نظر میرسد زندگی و هر چیزی که در آن است، پذیرای ماست. تحت هدایت اصول روحانی و نیرویی که خداوندی که درک میکنیم در اختیار ما گذاشته، افقهای ما نامحدود هستند. v فقط برای امروز: چشمهای خود را بر روی امکاناتی که در مقابلم قرار دارد، باز میکنم. نیروی بالقوه من به اندازه خداوندی که درک میکنم، قدرتمند است. |
«میدانیم اگر برای اراده خداوند دعا کنیم، صرف نظر از آنچه فکر میکنیم، آنچه را دریافت میکنیم که به صلاح ماست.» کتاب پایه v زمانی که به NA آمدیم، صداهای درونی ما نامطمئن و خودنابودکننده شده بود. اعتیاد تمایلات، علایق و احساس ما را نسبت به آنچه به صلاحمان بود به گمراهی کشانده بود. بدین دلیل است که ایمان پیدا کردن به نیرویی برتر از خود - چیزی که بتواند راهنمایی عاقلانهتر و مورد اطمینانتری از خود ما فراهم کند - در دوران بهبودی آنقدر مهم بوده است. به تدریج آموختهایم چگونه به مراقبت این نیرو اطمینان کنیم و به هدایتی که برای ما فراهم میکند، اعتماد کنیم. مانند همه فرآیندهای یادگیری "دعا کردن فقط برای آگاهی از اراده نیروی برتر برای ما و قدرت اجرای آن" مستلزم تمرین است. نگرشهای خودخواهانه و خودسرانهای که در دوران اعتیاد پیدا کردیم، یکشبه برطرف نمیشوند. این نگرشها ممکن است نحوه دعا کردن ما را تحت تأثیر قرار دهند. حتی ممکن است بدین شکل دعا کنیم: «من را از این نقص شخصیتی رها کن تا خوب به نظر برسم.» هر چه نسبت به عقاید و تمایلات خود صریحتر باشیم، تشخیص اراده ما از اراده نیروی برتر آسانتر خواهد بود. شاید در دعا بگوییم: «خدایا صرفاً به اطلاع میرسانم که این چیزی است که من در این موقعیت میخواهم. با این وجود، خواستار تحقق اراده تو هستم، نه اراده خود.» وقتی بدین ترتیب عمل میکنیم، برای اذعان و قبول راهنمایی نیروی برتر خود آمادگی پیدا میکنیم. v فقط برای امروز: ای نیروی برتر، آموختهام که به راهنمایی تو اعتماد کنم. با این وجود، هنوز عقاید خود را درباره شیوه دلخواه زندگی خود دارم. بگذار این عقاید را در میان بگذارم و بعد اجازه بده تا اراده تو برای من را به روشنی درک کنم. در نهایت، بگذار اراده تو، نه اراده من تحقق یابد. |
«دریافتهایم این برنامه برای هر معتادی که صادقانه و خالصانه مایل به قطع [مصرف مواد] است، مؤثر است.» کتاب پایه v از کجا بدانیم فردی صادقانه و خالصانه مایل به قطع مصرف مواد است؟ حقیقت این است که ما نمیدانیم! زیرا نمیتوانیم ذهن افراد را بخوانیم یا از انگیزهها و تمایلات فردی دیگر خبر داشته باشیم، صرفاً باید آرزوی نتیجه خوبی را داشته باشیم. ممکن است در جلسهای با تازهواردی صحبت کنیم و تصور کنیم هرگز او را دوباره نخواهیم دید و چند سال بعد متوجه شویم که او در بهبودی موفق بوده است. شاید وسوسه شویم تا فردی را که به لغزش ادامه میدهد یا بلافاصله پاک نمیشود، وادار به تسلیم کنیم، اما نباید این کار را انجام دهیم. مهم نیست که یک فرد چقدر بیمیل به نظر رسد، در هر حال حقیقتی ساده وجود دارد—این فرد معتاد در جلسه حضور دارد. ممکن است هرگز از نتایج انجام قدم دوازدهم مطلع نشویم؛ وظیفه ما نیست که تمایل تازهواردها را ارزیابی کنیم. پیامی که با خود به همراه داریم، بخشی از ماست. آن را به همه جا میبریم و به رایگان در میان میگذاریم و نتایج را به نیرویی برتر از خود میسپاریم. v فقط برای امروز: بهبودی خود را با هر معتادی، هر کجا، هر زمان و تحت هر شرایطی در میان میگذارم. نتایج را به نیروی برتر خود میسپارم. |
«روابط میتواند حوزه شدیداً دردناکی باشد.» کتاب پایه v عشق برای برخی از ما مانند اکسیر است. هیجان یک رابطه عاشقانه جدید، فریبندگی داشتن رابطهای صمیمی، احساس آزادی حاصل از اجازه دادن به خود برای آسیبپذیر شدن—همه اینها عواطف قدرتمندی هستند. اما نمیتوانیم فراموش کنیم که ما فقط از اعتیاد رهایی موقتی روزانه پیدا کردهایم. حفظ این رهایی موقتی روزانه باید در زندگی هر معتاد در حال بهبودی بالاترین اولویت باشد. ممکن است در رابطه خود شدیداً درگیر شویم. ممکن است دوستان قدیمی و راهنمای خود را در این فرآیند فراموش کنیم. سپس، وقتی اوضاع وخیم میشود، اغلب احساس میکنیم دیگر نمیتوانیم با افرادی که قبل از رابطه عاشقانه ما به ما کمک کردند، ارتباط برقرار کنیم. این باور میتواند زمینه لغزش را فراهم کند. از طریق انجام برنامه خود و حضور در جلسات به طور مداوم، اطمینان حاصل میکنیم که حتی وقتی عمیقاً در رابطهای عاشقانه غرق شدهایم، شبکهای از بهبودی را در اختیار داریم. تمایل ما برای برقراری رابطه عاشقانه طبیعی است. اما نباید فراموش کنیم که بدون برنامه خود، حتی سالمترین رابطه نیز ما را در برابر قدرت اعتیاد حفظ نمیکند. v فقط برای امروز: به خاطر تمایل خود به برقراری رابطه عاشقانه، بهبودی را نادیده نخواهم گرفت. |
«از ابزاری که در اختیار داریم، استفاده میکنیم و توانایی تحمل عواطف خود را به دست میآوریم.» کتاب پایه v برخی از ما میگوییم: «عواطف خود را تحمل کنم؟». «حتماً شوخی میکنید!» در دوران مصرف، هرگز به خود این فرصت را ندادیم که روش تحمل آنها را یاد بگیریم. تصور میکردیم نباید احساسات خود را تحمل کنیم، بلکه باید آنها را تخدیر کنیم. مشکل این بود که "درمان" عواطف غیر قابل تحمل از طریق مصرف مواد، ما را از بین میبرد. در این هنگام به معتادان گمنام آمدیم، شروع به کارکرد قدمهای دوازدهگانه کردیم و در نتیجه به تدریج از لحاظ عاطفی رشد کردیم. بسیاری از ما آرامش عاطفی را درست از همان آغاز به دست آوردیم. از تظاهر به اینکه اعتیاد و زندگی ما تحت کنترل است، خسته شدیم؛ در واقع وقتی سرانجام اقرار کردیم که کنترلی بر آنها نداریم، احساس خوبی پیدا کردیم. پس از مشارکت کردن ترازنامه خود با راهنما، به تدریج احساس کردیم نباید انکار کنیم چه کسی هستیم یا برای پذیرفته شدن چه احساسی داریم. وقتی جبران خسارت را به اتمام رساندیم، میدانستیم نباید از احساس گناه رنج ببریم؛ خود به تنهایی میتوانستیم آن را تحمل کنیم و این احساس ما را از بین نمیبرد. هر چه بیشتر برنامه NA را انجام دادیم، نسبت به زندگی همان طور که برای ما پیش میآمد، احساس بهتری پیدا کردیم. امروز برنامه مؤثر است، همان طور که تا به حال مؤثر بوده است. از طریق ارزیابی زندگی روزمره خود، صداقت داشتن درباره نقش خود در آن و تسلیم شدن در برابر واقعیت، میتوانیم احساساتی را که زندگی پیش روی ما قرار میدهد، تحمل کنیم. با استفاده از ابزاری که در اختیار داریم، توانایی تحمل عواطف خود را به دست آوردهایم. v فقط برای امروز: احساسات خود را انکار نمیکنم. صداقت و تسلیم را در زندگی همان طور که هست، به کار میبندم. از ابزار این برنامه برای تحمل عواطف خود استفاده میکنم. |
«وقتی مشاهده میکنیم نواقص ما چگونه در زندگی ما وجود دارند و آنها را میپذیریم، میتوانیم از آنها رهایی یابیم و زندگی جدید خود را ادامه دهیم.» کتاب پایه v گاهی اوقات آمادگی ما برای رفع شدن نواقص، بستگی دارد به اینکه آنها را چه بنامیم. اگر با تغییر نام نواقص خود باعث شویم کمتر "ناقص" به نظر برسند، ممکن است قادر به درک خسارتی که به وجود آوردهایم، نباشیم. اگر به نظر رسد آنها هیچ صدمهای ایجاد نمیکنند، چرا اصلاً از نیروی برتر بخواهیم آنها را برطرف نماید؟ "جلب رضایت افراد" را به عنوان مثال در نظر بگیرید. آیا واقعاً آنقدر بد به نظر میرسد؟ جلب رضایت افراد صرفاً بدین معناست که با افراد با مهربانی رفتار کنیم، درست است؟ نه کاملاً. اگر با صراحت بگوییم، این امر بدین معناست که فریبکار و متقلب باشیم. در واقع، درباره احساسات، باورها، نیازهای خود دروغ میگوییم و سعی میکنیم با چربزبانی رضایت دیگران را نسبت به خواستههای خود به دست آوریم. یا شاید فکر میکنیم "خونسرد" هستیم. اما آیا "خونسردی" به معنای نادیده گرفتن کارهای خانه، اجتناب از رویارویی با مسائل و عادت کردن به یک زندگی یکنواخت و راحت است؟ اگر این طور باشد، نام آن "تنبلی" یا "مصامحه" یا "ترس" است. بسیاری از ما در تشخیص نواقص شخصیتی خود مشکل داریم. اگر این طور است، میتوانیم با راهنما یا دوستان NA صحبت کنیم. رفتار خود را به طور واضح و صادقانه برای آنها شرح میدهیم و برای شناسایی نواقص خود از آنها کمک میخواهیم. با گذشت زمان، به تدریج بهتر قادر به تشخیص نواقص شخصیتی خود میشویم و از آنها با اسم واقعیشان نام میبریم. v فقط برای امروز: از نواقص خود با اسم واقعیشان نام میبرم. اگر در انجام این کار مشکل دارم، از راهنمای خود کمک میگیرم. |
«توانایی گوش دادن یک هدیه است و همزمان با رشد روحانی ما، رشد میکند. وقتی خود را پذیرای دریافت این هدیه میکنیم، زندگی معنای جدیدی پیدا میکند.» کتاب پایه v آیا تا به حال رفتار بچگانه دو کودک خردسال را در حال گفتگو تماشا کردهاید؟ یکی از آنها درباره اژدهاهای زرشکی صحبت میکند، در حالی که دیگری از شنهای داخل کفش خود که پایش را اذیت میکند، گله میکند. ما نیز وقتی گوش دادن به دیگران را یاد میگیریم، گاهی اوقات با این مشکلات ارتباطی روبرو میشویم. ممکن است در جلسات بیهوده سعی در گوش دادن به صحبتهای فرد سخنران کنیم، در حالی که ذهن ما مشغول برنامهریزی مطالبی است که میخواهیم در سخنرانی خود مطرح کنیم. ممکن است در حین گفتگو ناگهان متوجه شویم که پاسخهای ما ارتباطی با سؤالاتی که از ما پرسیده شده، ندارد. این پاسخها در عوض همان مطالبی است که برای سخنرانی خود آماده کرده بودیم. آموختن نحوه گوش دادن—گوش دادن واقعی—کار دشواری است، اما دستنیافتنی نیست. شاید با تأیید صحبتهای طرف مقابل در پاسخهای خود شروع کنیم. شاید از فردی که مشکلی را بیان میکند، بپرسیم آیا کمکی هست که از دست ما بر میآید. با کمی تمرین، میتوانیم از وسواس فکری رهایی بیشتری پیدا کنیم و با افراد در زندگی خود ارتباط نزدیکتری بر قرار کنیم. v فقط برای امروز: افکار خود را آرام میکنم و به سخنانی که فرد دیگر بیان میکند، گوش میدهم. |
«شروع به تقلید برخی از کارهایی که برندهها انجام میدادند، کردم. در NA عقبماندگی خود را جبران کردم. احساس خوبی داشتم...» کتاب پایه v اغلب در جلسات میشنویم که میگویند باید «با برندهها دوستی برقرار کنیم.» چه کسانی در معتادان گمنام برنده هستند؟ برندهها به آسانی تشخیص داده میشوند. آنها برنامه فعال بهبودی را انجام میدهند، به دنبال راه حل هستند و از مشکل فاصله میگیرند. برندهها همواره آماده کمک به تازهوارد هستند. راهنمایانی دارند و با آنها مشورت میکنند. برندهها فقط برای امروز، پاک میمانند. برندهها معتادانی در حال بهبودی هستند که وضعیت روحی مثبتی را حفظ میکنند. ممکن است دوران سختی را تجربه کرده باشند، اما هنوز در جلسات حضور مییابند و مشتاقانه درباره آن صحبت میکنند. برندهها از صمیم قلب میدانند که با کمک نیرویی برتر، هیچ چیزی فراتر از حد توان اداره آنها پدیدار نمیشود. برندهها در فعالیتهای خدماتی خود برای دستیابی به اتحاد تلاش میکنند. برندهها "اصول را به شخصیتها ترجیح میدهند." برندهها اصل گمنامی را به خاطر میسپارند و عملی که بر پایه اصول باشد را صرف نظر از اینکه چه کسی در میان است، انجام میدهند. برندهها حس شوخطبعی را حفظ میکنند. برندهها میتوانند به کارهای خود بخندند. وقتی برندهها میخندند، با شما میخندند، نه به شما. چه کسانی در معتادان گمنام برنده هستند؟ هر یک از ما میتوانیم یک برنده محسوب شویم. همه ما برخی از صفات برندهها را از خود بروز میدهیم؛ گاهی اوقات به وضعیت آرمانی خیلی نزدیک میشویم و گاهی این طور نیست. اگر امروز پاک هستیم و برنامه بهبودی را تا حداکثر توان انجام میدهیم، برنده هستیم! v فقط برای امروز: سعی میکنم به آرمانهای خود تحقق بخشم. من یک برنده خواهم بود. |
«هیچ کس ما را به تسلیم در برابر نگونبختی وادار نمیکند.» کتاب پایه v به یاد آوردن اینکه زمانی چقدر نسبت به تسلیم در برابر بهبودی بیمیل بودیم، خندهدار است. ظاهراً تصور میکردیم که به عنوان معتادان در حال مصرف زندگی رضایتبخش و شگفتانگیزی داریم و ترک مواد مخدر بدتر از محکومیت به اعمال شاقه است. در حقیقت، درست بر عکس بود: زندگی ما مصیبتبار بود، اما از تعویض آن مصیبت آشنا با بهبودی ناشناخته واهمه داشتیم. زندگی در مصیبت و بدبختی در دوران بهبودی نیز ممکن است، ولیکن لزوماً این طور نیست. هیچ کس ما را به کارکرد قدمها، رفتن به جلسات یا کار کردن با راهنما وادار نمیکند. هیچ نیروی شبه نظامی در NA وجود ندارد که ما را وادار به انجام کارهایی کند که ما را از درد و رنج رها میکند. اما قطعاً حق انتخابی داریم. تاکنون انتخاب کردهایم که به خاطر سلامت عقل و بهبودی، مصیبت اعتیاد فعال را کنار بگذاریم. اکنون اگر آماده تعویض مصیبت امروز با آرامشی حتی بیشتر هستیم، ابزاری را برای انجام این کار در اختیار داریم—اگر واقعاً تمایل داشته باشیم. v فقط برای امروز: مجبور نیستم که در نگونبختی زندگی کنم، مگر اینکه واقعاً این طور بخواهم. امروز، مصیبت خود را با مزایای بهبودی تعویض میکنم. |
«با کارکرد قدمها، اراده نیرویی برتر را میپذیریم.... ترس از ناشناختهها را کنار میگذاریم. آزاد میشویم.» کتاب پایه v زندگی مجموعهای از تغییرات بزرگ و کوچک است. اگرچه ممکن است این حقیقت را از لحاظ فکری بپذیریم، احتمالاً اولین واکنش عاطفی ما نسبت به تغییر، ترس است. به دلایلی تصور میکنیم که تغییر صدمه خواهد زد و برای ما مصیبتبار خواهد بود. اگر به تغییراتی که در گذشته در زندگی ما روی داده، نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد اکثر آنها به صلاح ما بوده است. احتمالاً از تصور زندگی بدون مصرف مواد بسیار وحشتزده بودیم، در حالی که این بهترین اتفاقی است که تا به حال برای ما افتاده است. احتمالاً شغلی را از دست دادهایم که تصور میکردیم بدون آن خواهیم مرد، اما بعدها به هیجان و رضایت شخصی بیشتری در شغل جدید خود دست یافتیم. وقتی در دوران بهبودی ریسک میکنیم، احتمالاً تغییرات بیشتری را تجربه میکنیم. موقعیتهای قدیمی را کنار میگذاریم و برای موقعیتهای جدید آماده میشویم. با وجود همه نوع تغییراتی که روی میدهد، چنگ زدن به چیزی آشنا و تلاش برای حفظ آن امری کاملاً طبیعی است. آرامش در نیرویی برتر از ما پیدا میشود. هر چه بیشتر اجازه دهیم تغییرات در جهت نیروی برتر روی دهد، بیشتر اعتماد پیدا میکنیم این تغییرات به صلاح ما هستند. ایمان جایگزین ترس خواهد شد و ما از صمیم قلب میدانیم همه چیز به خوبی پیش میرود. v فقط برای امروز: وقتی از ایجاد تغییری در زندگی خود واهمه دارم، با دانستن اینکه اراده خداوند برای من خوب است، آرامش پیدا میکنم. |
«تنها یک لازمه برای عضویت وجود دارد، تمایل به قطع مصرف.» کتاب پایه v همه ما افرادی را میشناسیم که میتوانند از معتادان گمنام بهره ببرند. بسیاری از افرادی که از همه طبقات زندگی با آنها روبرو میشویم—اعضای خانواده، دوستان و همکاران—واقعاً میتوانند از برنامه بهبودی در زندگی خود استفاده کنند. متاسفانه افرادی که به ما نیاز دارند، همیشه راه خود را به سوی اتاقهای معتادان گمنام پیدا نمیکنند. NA برنامهای برای جذب افراد است، نه تبلیغ. ما فقط اعضای معتادان گمنام هستیم. میتوانیم در صورتی که دوستان و عزیزان ما مایل باشند، آنها را به جلسهای بیاوریم، اما نمیتوانیم آنها را به پذیرفتن این شیوه زندگی که رهایی از اعتیاد فعال را برای ما میسر ساخته، وادار کنیم. عضویت در معتادان گمنام تصمیمی فوقالعاده شخصی است. انتخاب عضویت در NA در قلب هر فرد معتاد صورت میگیرد. حضور اجباری در جلسات در طولانی مدت، معتادان زیادی را در اتاقهای ما نگاه نخواهد داشت. تنها اگر به معتادانی که هنوز در عذابند، فرصت داده شود، آنها میتوانند تصمیم بگیرند که آیا در برابر اعتیاد خود عاجز هستند یا خیر. ما صرفاً میتوانیم پیام را برسانیم، اما نمیتوانیم معتاد را به اجبار به جلسات بیاوریم. v فقط برای امروز: به خاطر تصمیم خود برای عضویت در معتادان گمنام سپاسگزارم. |
«اعتیاد یک بیماری جسمانی، ذهنی و روحانی است که همه زمینههای زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد.» کتاب پایه v اکثر ما قبل از اینکه شروع به مصرف کنیم، پنداری قالبی داشتیم، تصویری ذهنی از اینکه معتادان باید چگونه باشند. برخی از ما تصویری از یک معتاد مواد مخدر تجسم میکردیم که برای به دست آوردن پول مواد از بازارهای عمومی دزدی میکند. برخی دیگر از ما تصویری از یک فرد منزوی بدگمان مجسم میکردیم که از پشت پردههای همیشه کشیده و درهای همیشه قفل به زندگی خیره شده است. تصور میکردیم تا وقتی مانند هیچ یک از این پندارهای قالبی نباشیم، نمیتوانیم معتاد باشیم. همان طور که مصرف ما بیشتر میشد، این پیشپنداشتها را درباره اعتیاد کنار گذاشتیم و پیشپنداشت دیگری را مجسم کردیم: این عقیده که اعتیاد درباره مواد مخدر است. شاید تصور کرده باشیم اعتیاد به معنای عادتی جسمانی است و معتقد بودیم که هر ماده مخدری که عادت جسمانی ایجاد نکند، "اعتیادآور" نیست. یا تصور میکردیم تمام مشکلات ما از مواد مخدری که مصرف میکردیم، نشأت میگرفت. تصور میکردیم صرفاً اگر از شر مواد مخدر خلاص شویم، سلامت عقل به زندگی ما باز میگردد. یکی از مهمترین درسهایی که در معتادان گمنام آموختیم این است که اعتیاد فراتر از مصرف مواد مخدر است. اعتیاد بخشی از وجود ماست؛ یک بیماری است که همه زمینههای زندگی ما را با یا بدون مواد مخدر در بر میگیرد. میتوانیم حتی پس از قطع مصرف نیز اثرات آن را در افکار، احساسات و رفتار خود مشاهده کنیم. بدین دلیل، به راه حلی نیاز داریم که در اصلاح همه زمینههای زندگی ما مؤثر باشد: قدمهای دوازدهگانه. v فقط برای امروز: اعتیاد یک بیماری ساده نیست، اما راه حلی ساده دارد. امروز، این راه حل را در زندگی خود به کار میگیرم: قدمهای دوازدهگانه بهبودی. |
«اصلی روحانی وجود دارد که به منظور حفظ آنچه در معتادان گمنام در اختیار ما گذاشته شده، آن را به دیگران میبخشیم. از طریق کمک به دیگران در پاک ماندن، از مزیت غنای روحانی که به دست آوردهایم، استفاده میکنیم.» کتاب پایه v بارها و بارها در دوران بهبودی، دیگران آنچه را به رایگان با آنها در میان گذاشته شده، با ما نیز به رایگان مشارکت میکنند. شاید جزء یکی از دریافتکنندگان تماس تلفنی قدم دوازدهم باشیم. شاید فردی ما را سوار اتومبیل خود کرده و به اولین جلسه معتادان گمنام برده است. شاید همان فرد وقتی تازهوارد بودیم برای ما شام آورده باشد. همه ما مورد عنایت، توجه و لطف اعضای انجمن خود قرار گرفتهایم. ممکن است از فردی پرسیده باشیم: «چگونه میتوانم لطف شما را جبران کنم؟» و در جواب احتمالاً به ما پیشنهاد شده که ما هم اگر توانستیم این لطف را در حق تازهوارد دیگری انجام دهیم. وقتی مدت زمان پاکی و بهبودی خود را حفظ میکنیم، تمایل پیدا میکنیم کارهایی که فردی برای ما انجام داده، برای دیگران انجام دهیم و خوشحال هستیم که میتوانیم این کار را انجام دهیم. اگر در بیمارستان یا مؤسسه بازپروری پیام را شنیدیم، میتوانیم برای کمک در سرویس خدماتی NA داوطلب شویم. یا میتوانیم وقت خود را به تازهواردی که سعی در کمک به او داریم، اختصاص دهیم و به او توجه و محبت کنیم. در بهبودی چیزهای زیادی به ما بخشیده شده است. یکی از بزرگترین هدایایی که دریافت کردهایم، مزیت مشارکت کردن آنچه با ما در میان گذاشته شده، با دیگران بدون انتظار پاداش است. دانستن اینکه چیزی در اختیار داریم که میتواند برای دیگران مفید باشد، لذتبخش است و هنگامی که آن را در میان میگذاریم، این لذت چند برابر میشود. امروز، میتوانیم آزادانه و قدرشناسانه این کار را انجام دهیم. v فقط برای امروز: چیزهای زیادی در بهبودی به من بخشیده شده و به خاطر آن از صمیم قلب سپاسگزارم. از اینکه میتوانم آن را همان طور که به رایگان با من در میان گذاشته شد، با دیگران مشارکت کنم، لذت میبرم. |
«از خود خشنودی دشمن اعضایی است که دارای مدت زمان پاکی چشمگیری هستند. اگر برای مدت زیادی از خود خشنود باقی بمانیم، فرآیند بهبودی متوقف میشود.» کتاب پایه v تشخیص از خود خشنود بودن در دوران بهبودی مانند مشاهده دود در یک اتاق است. وقتی حضور ما در جلسات کمرنگ میشود، ارتباط ما با اعضای تازهوارد کاهش مییابد یا روابط ما با راهنما حفظ نمیشود، این "دود" غلیظ میشود. اگر از خود خشنودی ادامه پیدا کند، قادر به پیدا کردن راه خود از میان دود نخواهیم بود. تنها واکنش سریع ما میتواند از وقوع یک جهنم جلوگیری کند. باید یاد بگیریم دود از خود خشنودی را تشخیص دهیم. در NA از همه حمایتهای لازم برای انجام این کار بر خورداریم. باید وقت خود را با سایر معتادان در حال بهبودی بگذرانیم، زیرا آنها ممکن است از خود خشنودی ما را قبل از ما تشخیص دهند. تازهواردها به ما یادآور میشوند که اعتیاد فعال چقدر دردناک میتواند باشد. راهنما به ما کمک میکند تمرکز خود را حفظ کنیم و از نشریات NA که به آسانی در دسترس است، میتوان برای خاموش کردن شعلههای کوچک که هر از گاهی به وجود میآیند، استفاده کرد. مشارکت منظم در بهبودی مطمئناً ما را قادر ساخت آن باریکه دود را قبل از اینکه به جهنمی بزرگ تبدیل شود، مشاهده کنیم. v فقط برای امروز: به طور فعال و کامل در بهبودی خود شرکت میکنم. تعهد من نسبت به بهبودی امروز درست مانند اوایل دوران بهبودی به قوت خود باقی است. |
«هر چیزی که در حین خدمت NA اتفاق میافتد، باید از تمایل به رساندن موفقیتآمیزتر پیام بهبودی به معتادی که هنوز در عذاب است، سرچشمه گیرد.» کتاب پایه v انگیزههای ما اغلب برای ما غیر منتظره هستند. در اولین روزهای بهبودی، این انگیزهها تقریباً همیشه غیر منتظره بودند! آموختهایم انگیزههای خود را از طریق دعا، مراقبه، قدمها و صحبت با راهنما و سایر معتادان بررسی کنیم. وقتی متوجه تمایل شدید خود به انجام کاری یا داشتن چیزی میشویم، بررسی انگیزههای خود برای پی بردن به اینکه واقعاً چه چیزی میخواهیم، فوقالعاده مهم است. در اوایل بهبودی، بسیاری از ما قبل از اینکه بررسی انگیزههای خود را به طور منظم شروع کنیم، با شور و اشتیاق زیادی به خدمت مشغول شدیم. مدتی طول میکشد تا از دلایل اصلی اشتیاق خود آگاه شویم. شاید بخواهیم دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم، استعدادهای خود را به نمایش بگذاریم یا به فردی شاخص و مهم تبدیل شویم. حال شاید این تمایلات در محیط دیگری مضر نباشد و از راه دیگری بروز پیدا کند. اما در خدمت NA این تمایلات میتوانند آسیبی جدی به وجود آورند. وقتی تصمیم میگیریم به NA خدمت کنیم، در واقع تصمیم میگیریم به معتادان در دستیابی به بهبودی و حفظ آن کمک کنیم. باید انگیزههای خود را در خدمت با دقت بررسی کنیم و به یاد داشته باشیم که گریزاندن معتادان در حال مصرف از متقاعد کردن آنها برای ماندن آسانتر است. وقتی به آنها تقلب، فریبکاری یا فخرفروشی نشان دهیم، تصویر غیر جذابی از بهبودی را به نمایش میگذاریم. اما تمایل عاری از خودپسندی به خدمت به دیگران، محیطی جذاب را برای معتادی که هنوز در عذاب است، به وجود میآورد. v فقط برای امروز: انگیزههای خود را برای روحیه واقعی خدمت بررسی میکنم. |
«این حقیقت که همه گروهها بر رساندن پیام تمرکز میکنند، هماهنگی ایجاد میکند؛ معتادان میتوانند روی ما حساب کنند.» کتاب پایه v ماجرای المشنگههای ما در دوران اعتیاد فعال شاید خندهدار باشد. داستان عکسالعملهای عجیب و غریب ما به زندگی در دوران مصرف شاید جالب باشد. اما آنها بیشتر حاوی بینظمی و آشفتگی هستند، نه پیام. بحثهای فلسفی درباره ذات خداوند جذاب است. بحث درباره موضوعات جنجالبرانگیز کنونی جای خود را دارند، اما جای آن در جلسه NA نیست. مواقعی که از جلسات تنفر پیدا میکنیم و از اینکه «اعضا نمیدانند چگونه مشارکت کنند» یا «این هم یک جلسه شکوه و زاری دیگر بود» گلهمند هستیم، احتمالاً علامت این است که باید طرز بیان خود را به دقت و کاملاً بررسی کنیم. مشارکت ما درباره اینکه چگونه بهبودی را آغاز کردیم و چگونه از طریق تمرین دوازده قدم در برنامه ماندیم، پیام بهبودی واقعی است. این چیزی است که ما به دنبال آن به جلسات میرویم. هدف اصلی انجمن ما رساندن پیام به معتاد در حال عذاب است. مشارکت ما در جلسات میتواند بسیار زیاد به این امر کمک کند و یا به طرز عجیبی به آن لطمه بزند. انتخاب و مسئولیت به عهده تک تک ما است. v فقط برای امروز: بهبودی خود را در یک جلسه NA به مشارکت میگذارم. |
«تا وقتی سخنان خود را به عمل تبدیل نکنیم، هیچ معنایی ندارند.» کتاب پایه v قدم دوازدهم به ما یادآور میشود «این اصول را در همه امور خود به کار گیریم.» در NA نمونههای زندهای از این پیشنهاد را در اطراف خود مشاهده میکنیم. اعضای باتجربهتر که ظاهراً محیطی حاکی از آرامش در اطراف خود دارند، پاداشهای حاصل از به کار بردن این ذره از خرد را در زندگی خود بروز میدهند. برای دریافت پاداشهای قدم دوازدهم، اصول روحانی بهبودی را حتی زمانی که هیچ کس ما را مشاهده نمیکند، اجرا میکنیم. اگر در جلسات درباره بهبودی صحبت کنیم، اما مانند دوران اعتیاد فعال زندگی کنیم، اعضای انجمن ممکن است گمان کنند که ما کاری بیشتر از نقل شعارهای که به درد چسباندن بر روی سپر اتومبیلها میخورد، انجام نمیدهیم. آنچه به اعضای تازهوارد منتقل میکنیم، بیشتر از آنچه میگوییم، از شیوه زندگی ما نشأت میگیرد. اگر بدون تجربه معجزه قدم سوم فردی را به "سپردن اوضاع به نیروی برتر" نصیحت کنیم، احتمالاً این پیام به گوش تازهواردی که مد نظر است، نخواهد رسید. از طرف دیگر، اگر "طبق سخنان خود عمل کنیم" و تجربه واقعی خود در بهبودی را در میان بگذاریم، پیام ما مطمئناً برای همه روشن خواهد بود. v فقط برای امروز: اصول بهبودی را اجرا میکنم، حتی وقتی تنها فردی هستم که از آن مطلع میشوم. |
«در زندگی بر اساس قدمها، شروع به کنار گذاشتن خود مشغولی میکنیم.» کتاب پایه v بسیاری از ما در حالی که متقاعد شده بودیم که احساسات، خواستهها و نیازهای ما برای همه از بالاترین اهمیت برخوردار است، قدم در برنامه نهادیم. مدتی طولانی رفتار خودمحورانه و خودجویانه را در پیش گرفته بودیم و معتقدیم بودیم تنها راه زندگی همین است. این خودمحوری صرفاً بدین دلیل که مصرف مواد را قطع میکنیم، متوقف نمیشود. شاید در اولین رویداد NA حضور یابیم و مطمئن باشیم که همه افراد حاضر در اتاق ما را زیر نظر دارند، مورد قضاوت قرار میدهند و محکوم میکنند. شاید انتظار داشته باشیم هر وقت که نیاز داشتیم راهنما برای شنیدن حرفهای ما از طریق تلفن حاضر باشد و شاید آنها در عوض با ملایمت به ما توصیه کنند که دنیا حول محور ما نمیگردد. هر چه بیشتر اصرار کنیم که در مرکز عالم قرار داریم، از دوستان، راهنما و هر چیز دیگر رضایت کمتری خواهیم داشت. رهایی از خودمشغولی را میتوان از طریق تمرکز بر نیازهای دیگران و تمرکز کمتر بر خود به دست آورد. وقتی دیگران مشکل دارند، میتوانیم به آنها کمک کنیم. وقتی تازهواردها برای رفتن به جلسات به وسیله نیاز دارند، میتوانیم آنها را سوار اتومبیل خود کنیم. وقتی دوستان تنها هستند، میتوانیم وقت خود را با آنها بگذرانیم. وقتی احساس بیتوجهی یا کمبود عشق میکنیم، میتوانیم عشق و توجه مورد نیاز خود را به افراد دیگر ابراز کنیم. در ازای بخشش، پاداش بیشتری دریافت میکنیم و این وعدهای است که میتوانیم به آن اعتماد کنیم. v فقط برای امروز: دنیا را با دیگران قسمت میکنم و میدانم که آنها نیز به اندازه من مهم هستند. از طریق بخشش، روح خود را تقویت میکنم. |
«آزادی برای تغییر ظاهراً پس از خویشتنپذیری حاصل میشود.» کتاب پایه v ترس و انکار مخالف پذیرش است. هیچ یک از ما حتی به چشم خود نیز کامل نیستیم؛ همه ما صفات خاصی داریم که احتمالاً مایل به تغییر آنها هستیم. گاهی اوقات وقتی درباره اینکه چقدر از آرمانهای خود فاصله داریم، تعمق میکنیم، از ترس اینکه مبادا فرصتی وجود نداشته باشد که به افراد دلخواه خود تبدیل شویم، به شدت تحت تأثیر قرار میگیریم. در این هنگام مکانیسم دفاعی انکار وارد عمل میشود و ما را تا نهایت به طرف مخالف سوق میدهد: به خود میگوییم وقتی هیچ چیز مربوط به ما نیاز به تغییر ندارد، پس چرا باید نگران باشیم؟ هیچ یک از این دو آزادی لازم برای تغییر را در اختیار ما قرار نمیدهد. فرقی نمیکند در بهبودی عضو قدیمی یا جدید باشیم، آزادی برای تغییر از طریق کارکرد قدمهای دوزادهگانه حاصل میشود. وقتی به عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنیم، این دروغ را که مجبور به تغییر نیستیم، خلع سلاح میکنیم. وقتی به باور میرسیم نیرویی برتر از ما میتواند به ما کمک کند، ترس ما از دچار شدن به صدماتی غیر قابل جبران از بین میرود؛ به باور میرسیم میتوانیم تغییر کنیم. خود را به مراقبت خداوندی که درک میکنیم، میسپاریم و قدرت لازم برای بررسی صادقانه و دقیق خود را پیدا میکنیم. چیزهایی را که متوجه میشویم نزد خداوند، خود و انسانی دیگر اعتراف میکنیم. خیر و شر خود را میپذیریم؛ با این پذیرش، آزادی لازم برای تغییر را پیدا میکنیم. v فقط برای امروز: مایل به تغییر هستم. با کارکرد قدمها، با ترس و انکار مقابله میکنم و پذیرش لازم برای تغییر را به دست میآورم. |
درباره بیماری و بهبودی