اسفند
«از طریق ناتوانی خود در پذیرش مسئولیتهای شخصی، در واقع مشکلاتی را برای خود ایجاد میکردیم.» کتاب پایه v وقتی از قبول مسئولیت زندگی خود امتناع کردیم، همه توان شخصی خود را از دست دادیم. باید به خاطر بسپاریم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، نه در برابر رفتار شخصی خود. بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکردهایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیمگیری یا حفظ چیزهایی پنداشتهایم که قبلاٌ به آنها دست یافتهایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کردهایم. اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی میکنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً میتواند صحت داشته باشد. به جای اینکه در زندگی خود غفلت کنیم، میتوانیم نحوه تصمیمگیری مسئولانه و پذیرفتن خطرات را بیاموزیم. شاید مرتکب اشتباه شویم، اما میتوانیم از این اشتباهات درس بگیریم. افزایش آگاهی از خود و افزایش تمایل به قبول مسئولیت شخصی به ما برای تغییر، تصمیمگیری و رشد آزادی میدهد. v فقط برای امروز: احساسات، اعمال و انتخابهای من مال خودم هست. مسئولیت آنها را قبول میکنم. |
«تاسف به حال خود یکی از مخربترین نواقص است؛ همه انرژی مثبت ما را تخلیه خواهد کرد.» کتاب پایه v در دوران اعتیاد فعال، بسیاری از ما از تاسف به حال خود به عنوان مکانیسم بقا استفاده میکردیم. باور نداشتیم که جایگزینی برای زندگی به همراه این بیماری وجود دارد—یا شاید نمیخواستیم باور کنیم. تا زمانی که میتوانستیم برای خود ابراز تأسف کنیم و فرد دیگری را در ایجاد مشکلات خود مقصر بدانیم، مجبور به قبول عواقب اعمال خود نبودیم؛ با اعتقاد به اینکه برای تغییر عاجز هستیم، مجبور نبودیم نیاز به تغییر را بپذیریم. استفاده از این «مکانیسم بقا» از ورود ما به بهبودی جلوگیری میکرد و روز به روز ما را به خودنابودی نزدیک میکرد. تاسف به حال خود، ابزار بیماری ماست؛ نباید از آن استفاده کنیم و در عوض نحوه استفاده از ابزار جدیدی را بیاموزیم که در برنامه NA آن را به دست میآوریم. به این باور رسیدهایم که کمک مؤثر در دسترس ماست؛ وقتی این کمک را جستجو کنیم و آن را در برنامه NA پیدا کنیم، دلسوزی نسبت به خود با سپاسگزاری جایگزین میشود. ابزار بسیاری در اختیار ما قرار دارد: قدمهای دوازدهگانه، حمایت راهنما، انجمن متشکل از معتادان در حال بهبودی و مراقبت نیروی برتر. در دسترس بودن این ابزار مزید بر علت سپاسگزاری است. دیگر در انزوا و نومیدی زندگی نمیکنیم؛ برای هر چیزی که ممکن است با آن روبرو شویم، کمکهای معینی در اختیار ماست. مطمئنترین راه برای سپاسگزاری، بهرهگیری از کمکهای موجود در برنامه NA و تجربه پیشرفتهایی است که NA در زندگی ما به وجود میآورد. v فقط برای امروز: به خاطر امیدی که NA به من داده است، سپاسگزاری میکنم. بهبودی خود را پرورش میدهم، نه تاسف به حال خود را. |
«به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هروقت در اشتباه بودیم سریعا بهً آن اقرار کردیم» قدم دهم v در معتادان گمنام دریافتهایم که هر چه با اراده نیروی برتر برای خود هماهنگتر زندگی کنیم، هماهنگی در زندگی ما افزایش مییابد. از قدم دهم برای کمک به حفظ این هماهنگی استفاده میکنیم. هر روز اوقاتی را به بررسی رفتار خود اختصاص میدهیم. برخی از ما هر یک از اعمال را با پرسشی بسیار ساده ارزیابی میکنیم: «اراده خداوند یا اراده من؟» در بسیاری از موارد متوجه میشویم که اعمال ما با اراده نیروی برتر برای ما هماهنگ بوده است و ما نیز در عوض با دنیای اطراف خود هماهنگ بودهایم. اما در برخی موارد متوجه وجود مغایرتهایی بین رفتار و ارزشهای خود میشویم. ما به جای اراده خداوند بر اساس اراده خود عمل کردهایم و در نتیجه در زندگی ما ناهماهنگی به وجود آمده است. وقتی متوجه این مغایرتها میشویم، خطاهای خود را میپذیریم و آنها را اصلاح میکنیم. با آگاهی بیشتر از آنچه به اعتقاد ما اراده خداوند برای ما در این مواقع است، احتمال کمتری وجود دارد که دوباره این اعمال را تکرار کنیم و احتمال بیشتری وجود دارد که در هماهنگی بیشتری با اراده نیروی برتر برای خود و دنیای اطراف خود زندگی کنیم. v فقط برای امروز: آرزو میکنم که در هماهنگی با دنیای خود زندگی کنم. امروز اعمال خود را بررسی میکنم و از خود میپرسم: «اراده خداوند یا اراده من؟» |
«گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست و همواره یادآور این است که اصول را به شخصیتها ترجیح دهیم.» سنت دوازدهم v سنت دوازدهم اهمیت «ترجیح دادن اصول به شخصیتها» را به ما یادآوری میکند. در جلسات بهبودی شاید این عبارت بدین صورت بیان شود: «پیامرسان را تیرباران نکنید». ما اغلب پیام را با پیامرسان اشتباه میگیریم و چون با فرد سخنگو در جلسه تضادهای شخصیتی داریم، صحبتهای او را انکار میکنیم. اگر با صحبتهای افراد معینی در جلسات مشکل داریم، ممکن است از راهنمای خود کمک بخواهیم. راهنما میتواند به ما کمک کند تا به جای اینکه بر فرد سخنگو تمرکز کنیم، بر آنچه گفته شده، تمرکز کنیم. راهنما همچنین میتواند در بررسی رنجشهایی به ما کمک کند که ممکن است ما را از اذعان ارزش بهبودی برخی افراد خاص باز میدارد. وقتی به خود اجازه میدهیم بر اساس پیشنهاد قدم دوازدهم به جای شخصیتها بر اصول بهبودی تمرکز کنیم، بهرههای بسیار بیشتری که از جلسات نصیب ما میشود، شگفتانگیز است. v فقط برای امروز: اصل گمنامی را در جلسه NA تمرین میکنم. به جای شخصیت پیامرسان بر پیام بهبودی تمرکز میکنم. |
«تغییر شخصیت چیزی بود که واقعاً بدان نیاز داشتیم. تغییر الگوهای خودنابودکننده زندگی لازم شد.» کتاب پایه v در اوایل زندگی اکثر ما قادر به شادمانی و کنجکاوی و تبادل عشق بیچون و چرا بودیم. وقتی شروع به مصرف کردیم، تأثیری را وارد زندگی خود کردیم که ما را به آرامی از این مسائل دور کرد. هر چه در مسیر اعتیاد بیشتر به پایین کشیده میشدیم، از شادمانی، کنجکاوی و عشق دورتر میشدیم. این سفر یکشبه اتفاق نیفتاد. اما جدا از مدت آن، با مشکلاتی فراتر از مصرف مواد به درهای NA رسیدیم. تأثیر اعتیاد کل الگوی زندگی ما را چنان تغییر داده بود که دیگر قابل شناسایی نبود. درست است که قدمهای دوازدهگانه معجزه میکند، اما بسیاری از آنها یکشبه مؤثر واقع نمیشود. بیماری ما به آرامی تأثیر بدی بر رشد روحانی ما گذاشت. بهبودی تأثیر جدیدی را بر زندگی ما میگذارد، به طوری که منبع انجمن و قدرت روحانی ما را به آرامی به سوی الگوهای جدید و سالم زندگی هدایت میکند. البته این تغییر «صرفاً تصادفی نیست.» اما اگر با تأثیر جدیدی که NA در زندگی ما ایجاد کرده است همکاری کنیم، در طول زمان تغییر شخصیتی را که بهبودی مینامیم، تجربه خواهیم کرد. قدمهای دوازدهگانه برنامهای را برای همکاری مورد نیاز جهت بازیابی شادمانی، کنجکاوی و عشق نسبت به زندگی فراهم میسازد. v فقط برای امروز: با تأثیر جدید انجمن و قدرت روحانی که NA در زندگی من ایجاد کرده، همکاری میکنم. قدم بعدی در برنامه خود را انجام میدهم. |
«نوشتن [ترازنامه فقط برای] چپاندن آن در کشو غمانگیز است. این نواقص در تاریکی رشد میکند و در پرتو آشکارگری نابود میشود. » کتاب پایه v چند بار شنیدهایم که ما به اندازه رازهای خود بیمار هستیم؟ در حالی که بسیاری از اعضاء تصمیم میگیرند از جلسات برای مشارکت کردن جزییات خصوصی زندگی خود استفاده نکنند، مهم است هر یک از ما دریابیم چه چیزی به بهترین نحو برای ما مؤثر است. درباره رفتارهایی که در بهبودی با خود به همراه داریم و در صورت آشکار شدن باعث خجالت ما میشوند، چه فکری میکنیم؟ تا چه حد در افشای رازهای خود راحت هستیم و برای این کار با چه کسی احساس راحتی میکنیم؟ اگر از مشارکت کردن برخی از جزییات زندگی خود در جلسات ناراحت هستیم، به چه کسی رجوع میکنیم؟ پاسخ این پرسشها را در برقراری رابطه با راهنما یافتهایم. اگرچه برقراری رابطه با راهنما به زمان نیاز دارد، مهم است به راهنمای خود به قدر کافی اعتماد کنیم تا کاملاً صادق باشیم. نواقص ما تنها تا زمانی که مخفی میمانند، بر قوت خود باقی هستند. اگر میخواهیم از این نواقص رهایی یابیم، باید از آنها پرده برداریم. رازها تا وقتی به عنوان راز باقی میمانند که آنها را با انسان دیگری در میان نگذاریم. v فقط برای امروز: از رازهای خود پرده برمیدارم. صادق بودن با راهنمای خود را تمرین میکنم. |
«قدم هشتم تغییر بزرگی در زندگی که تحت تاثیر گناه و پشیمانی است، بوجود میآورد.» کتاب پایه v پشیمانی یکی از احساساتی است که ما را به مصرف وا میداشت. به خاطر اعتیاد فعال راه خود را گم کرده بودیم و اثری از دلشکستگی و نابودی بسیار دردناک را به جای گذاشته بودیم. پشیمانی ما، اغلب با این استنباط که نمیتوانیم برای جبران خساراتی که وارد کردهایم کاری انجام دهیم، تشدید میشد؛ راهی برای اصلاح آن وجود نداشت. مقداری از قوت پشیمانی در هنگام رویارویی صادقانه با آن، از میان برداشته میشود. در واقع، با تهیه فهرستی از افرادی که به آنها صدمه زدهایم، قدم هشتم را آغاز میکنیم. نقش خود را در گذشته دردناک خود میپذیریم. اما قدم هشتم از ما نمیخواهد همه اشتباهات خود را جبران کنیم، بلکه صرفاً از ما میخواهد برای جبران خسارات وارده به همه این افراد تمایل پیدا کنیم. وقتی برای جبران خساراتی که وارد کردهایم تمایل پیدا میکنیم، آمادگی خود برای تغییر را اعلام میکنیم. فرآیند التیامبخش بهبودی را تصدیق میکنیم. پشیمانی دیگر وسیلهای نیست که از آن برای شکنجه خود استفاده کنیم. پشیمانی به ابزاری تبدیل شده که میتوانیم از آن برای بخشش خود استفاده کنیم. v فقط برای امروز: از هر گونه احساس پشیمانی که ممکن است داشته باشم به عنوان ابزاری برای التیام یافتن از طریق قدمهای دوازدهگانه استفاده میکنم. |
«عمل ها، عکسالعملها و انگیزههای خود را بررسی میکنیم. اغلب متوجه میشویم بهتر از احساساتی که داشتهایم، اعمال خود را انجام میدادهایم.» کتاب پایه v کتاب مراقبه روزانه را با این نوع پیام تصور کنید: «وقتی صبح از خواب بیدار میشوید، قبل از اینکه از رختخواب خود برخیزید، لحظهای را به اندیشیدن اختصاص دهید. با آرامش تکیه دهید، افکار خود را جمع کنید و برنامههای امروز خود را در نظر بگیرید. انگیزه این برنامهها را تک تک مرور کنید. اگر انگیزههای شما کاملاً خالص نیستند، برگردید و دوباره استراحت کنید.» بیمعنی است، مگر نه؟ تفاوتی نمیکند چه مدت پاک بودهایم، تقریباً همه ما انگیزه انجام تقریباً همه کارهای خود را با یکدیگر قاطی کردهایم. اما دلیلی ندارد در زندگی خود وقفه بیندازیم. قبل از اینکه بتوانیم دوران بهبودی خود را آغاز کنیم، مجبور نیستیم منتظر خالص شدن کامل انگیزههای خود بمانیم. وقتی برنامه در زندگی ما مؤثر واقع میشود، به مراتب کمتر بر اساس انگیزههای تردیدبرانگیزتر خود عمل میکنیم. خود را مرتب بررسی میکنیم و با راهنما درباره آنچه متوجه میشویم، صحبت میکنیم. برای آگاهی از اراده نیروی برتر برای خود دعا میکنیم و قدرت عمل کردن بر اساس دانشی که به ما داده شده را میجوییم. نتیجه چیست؟ کامل نمیشویم، ولی قطعاً بهتر میشویم. انجام برنامهای روحانی را آغاز کردهایم. هرگز به غولهای روحانی تبدیل نخواهیم شد. اما اگر واقعبینانه به خود توجه کنیم، احتمالاً متوجه خواهیم شد که بهتر از احساساتی که داشتهایم، اعمال خود را انجام میدادهایم. v فقط برای امروز: خود را واقعبینانه بررسی میکنم. قدرت عمل کردن بر اساس بهترین انگیزههای خود، نه بدترین آنها را میجویم. |
«ایمان نویافته ما در آینده به عنوان اساس مستحکمی برای شهامت عمل میکند.» کتاب پایه v وقتی شروع به شرکت در جلسات میکنیم، از سایر معتادان درباره هدایایی که در نتیجه این برنامه دریافت کردهاند میشنویم، چیزهایی که قبلاً هرگز به عنوان هدیه در نظر نمیگرفتیم. یکی از این هدایا، احیای توانایی درک عواطفی است که برای مدتهای مدید با مصرف مواد مخدر نابود کرده بودیم. در نظر گرفتن عشق، شادمانی و خوشبختی به عنوان هدیه دشوار نیست، حتی اگر مدت زمان زیادی آنها را احساس نکرده باشیم. اما احساسات "بد" مانند خشم، ناراحتی، ترس و تنهایی چطور؟ به خود میگوییم این عواطف را نمیتوان به عنوان هدیه در نظر گرفت. از این گذشته، چگونه میتوانیم از چیزهایی که میخواهیم از آنها رهایی یابیم، سپاسگزاری کنیم؟! اگر از دیدگاه مناسبی به این عواطف بنگریم، میتوانیم نسبت به آنها قدرشناس باشیم. باید به خاطر داشته باشیم که به نیرویی برتر و مهربان ایمان پیدا کردهایم و از این نیرو خواستهایم از ما مراقبت کند—و نیروی برتر ما اشتباه نمیکند. احساساتی که به ما ارزانی داشته شده، "خوب" یا "بد" دلیلی داشته است. با به خاطر سپردن این موضوع، متوجه وجود احساسات بد نمیشویم، بلکه به آموختن درسهایی از آنها پی میبریم. ایمان ما و مراقبت نیروی برتر، شهامت لازم برای رویارویی با همه احساساتی را که ممکن است هر روز بروز پیدا کند، در اختیار ما قرار میدهد. همان طور که در اوایل دوران بهبودی شنیدیم: «نیروی برتر چیزی بیش از حد توان اداره شما را در طول یک روز به شما ارزانی نخواهد کرد.» و توانایی درک احساسات یکی از بزرگترین هدایای بهبودی است. v فقط برای امروز: سعی میکنم از احساسات خود استقبال میکنم و به این اعتقاد پایبندم که شهامت رویارویی با همه عواطفی را که ممکن است در زندگی من بروز پیدا کند، در اختیار دارم. |
«بیماری ما متوقف شده است و اکنون همه چیز ممکن است. بیشتر و بیشتر روشنبین میشویم و آمادگی مواجهه با عقاید جدید در همه زمینههای زندگی خود را پیدا میکنیم.» کتاب پایه v برای بسیاری از ما چند ماه یا چند سال اول در NA دوران شگفتانگیزی است. نسبت به آزمایش هر کاری تمایل پیدا میکنیم و دیدگان ما رو به شادیها و افقهای جدید باز میشود. سرانجام رها از اعتیاد فعال، در حالی که بهبودی ما تازه و شاداب است، همه چیز ممکن به نظر میرسد. اما با تجربه کوتاه مدت پاکی، شاید پافشاری کمتری نسبت به اجرای برنامه داشته باشیم. شاید مانند زمانی که برای استفاده از تجربه دیگران تمایل داشتیم، اکنون به طور کامل چنین تمایلی را نداشته باشیم. ممکن است با چند نقص به ظاهر غیر قابل کنترل در شخصیت خود مواجه شده باشیم که خوشبینی بیحد و حصر اوایل دوران بهبودی ما را کاهش میدهد. کاملاً باور داریم همه چیز ممکن است. چگونه میتوانیم اشتیاق خود نسبت به بهبودی را احیاء کنیم؟ برای آن دعا میکنیم؛ درباره آن مشارکت میکنیم؛ و برای دستیابی به اشتیاق مورد نیاز خود تلاش میکنیم. اعضایی با مدت زمان پاکی بیشتر یا کمتر از ما وجود دارند که از اشتیاقی که ما به دنبال آن هستیم، برخوردارند و اگر از آنها بخواهیم آن را با ما در میان گذارند، خوشحال خواهند شد. اما برای استفاده از تجربه آنها باید روشنبینی را تمرین کنیم و دوباره آموزشپذیر شویم. وقتی برای رویارویی با عقاید جدید آماده میشویم و برای امتحان آنها تمایل پیدا میکنیم، میبینیم برای باردیگر همه چیز ممکن به نظر میرسد. v فقط برای امروز: در بهبودی من، همواره چیزهای بیشتری برای آموختن و فردی برای آموختن از او وجود دارد. امروز برای رویارویی با عقاید جدید آماده میشوم و برای امتحان آنها تمایل پیدا میکنم. تا زمانی که هستم، میدانم همه چیز ممکن است. |
«نیرویی که ما را به این برنامه آورد هنوز هم با ماست و اگر به او اجازه دهیم به راهنمایی ما ادامه خواهد داد.» کتاب پایه v آیا تا به حال ترس و نگرانی بر شما غلبه کرده است؟ به هر جا رجوع میکنیم، فشارهای زندگی ما را از پای در میآورد. ناتوان شدهایم و نمیدانیم باید چه کار کنیم. چگونه بر حمله اضطراب غلبه میکنیم؟ ابتدا صبر میکنیم. نمیتوانیم یکدفعه به همه چیز رسیدگی کنیم، بنابراین لحظهای صبر میکنیم تا مسائل سر و سامان پیدا کند. سپس از مسائلی که ما را آزار میدهد، "ترازنامهای فوری" تهیه میکنیم. در حالی که این سؤال را از خود میپرسیم هر یک از مسائل را بررسی میکنیم: «این مسئله واقعاً چه اهمیتی دارد؟» در اکثر موارد متوجه میشویم بیشتر ترسها و دغدغههای ما به توجه فوری ما نیاز ندارد. میتوانیم این موارد را کنار بگذاریم و بر مسائلی تمرکز کنیم که واقعاً باید فوراً حل و فصل شود. سپس دوباره صبر میکنیم و از خود میپرسیم: «در هر حال، چه کسی در اینجا کنترل را در دست دارد؟» این امر به ما یادآور میشود که نیروی برتر ما، کنترل را در دست دارد. اراده نیروی برتر خود را برای این اوضاع، هر آنچه هست، میجوییم. این کار را میتوانیم به چند روش انجام دهیم: از طریق دعا، صحبت با راهنما یا دوستان NA یا شرکت در جلسه و درخواست از دیگران برای مشارکت کردن تجربیاتشان. وقتی اراده نیروی برتر برای ما روشن میشود، برای توانایی اجرای آن دعا میکنیم. سرانجام اقدام میکنیم. حملات اضطراب نباید ما را از توان بیندازد. میتوانیم برای رسیدگی به هر مسئلهای که بر سر راه ما ظاهر میشود، از منابع برنامه NA استفاده کنیم. v فقط برای امروز: نیروی برتر، من را به سوی مسیر بهبودی هدایت نکرده است که به حال خود رها کند! وقتی اضطراب حمله میکند، قدمهای معینی را برای جستجوی مراقبت و راهنمایی مداوم خداوند طی میکنم. |
«هر شکلی از موفقیت وحشتناک و ناآشنا بود.» کتاب پایه v قبل از آمدن به NA، تعداد کمی از ما موفقیت را تجربه کرده بودیم. هر گونه تلاشی که به تنهایی برای قطع مصرف انجام دادیم، سرانجام با شکست مواجه میشد. به تدریج امید هر گونه رهایی از اعتیاد فعال را از دست دادیم. رفته رفته به شکست عادت کرده بودیم، انتظار آن را داشتیم، آن را قبول میکردیم و فکر میکردیم بخشی از سرشت ماست. وقتی پاک میمانیم، به تدریج موفقیت را در زندگی خود تجربه میکنیم. رفته رفته به دستاوردهای خود افتخار میکنیم. شروع به پذیرفتن ریسکهای بیخطر میکنیم. ممکن است در این فرآیند با مرارتهایی نیز روبرو شویم، اما اگر از آنها درس بگیریم میتوان آنها را به حساب موفقیت گذاشت. گاهی اوقات وقتی هدفی را به انجام میرسانیم، از ترس اینکه مغرور به نظر برسیم، در «پشتگرمی دادن به خود» تردید میکنیم. اما نیروی برتر از ما میخواهد که موفق شویم و افتخاری را که نسبت به دستاوردهای خود میکنیم با عزیزان خود در میان بگذاریم. وقتی موفقیتهای خود را در NA با دیگران در میان میگذاریم، در اکثر موارد، آنها نیز کم کم باور میکنند میتوانند به اهداف خود دست یابند. وقتی موفق میشویم، به هموار کردن زمینه برای سایر افرادی که راه ما را دنبال میکنند، کمک میکنیم. v فقط برای امروز: زمانی را به لذت بردن از موفقیتهای خود اختصاص میدهم. پیروزیهای خود را با "روحیه قدرشناسی" با دیگران در میان میگذارم. |
«اما مواقعی نیز وجود دارد که واقعاً به مصرف تمایل داریم. میخواهیم از این حالت رها شویم و احساس بدی داریم. باید به ما یادآوری شود که از کجا آمدهایم و این بار آنجا وضعیت وخیمتری خواهد داشت. در این هنگام بیشتر از هر زمان، به برنامه نیاز داریم.» کتاب پایه v اگر درباره لغزش تعمق میکنیم، باید به نتایج تلخ مصرف فکر کنیم. برای بسیاری از ما این نتایج شامل مشکلات درمانی جدی، حبس و حتی مرگ میشود. چند نفر از ما افرادی را میشناسیم که پس از سالها پاکی دچار لغزش شدهاند و صرفاً در اثر بیماری خود جان باختهاند؟ اما مرگی وجود دارد که در اثر بازگشت به اعتیاد فعال به وجود میآید و ممکن است بدتر از مرگ جسمانی باشد. این مرگ، مرگ روحانی است که با جدا شدن از نیروی برتر خود آن را تجربه میکنیم. اگر مصرف کنیم، رابطه روحانی که طی سالیان پرورش دادهایم، ضعیف و شاید ناپدید شود. واقعاً احساس تنهایی خواهیم کرد. شکی نیست که در بهبودی خود دوران ظلمت و تاریکی داشتهایم. تنها یک راه وجود دارد که میتوانیم از این دوران آزاردهنده سربلند بیرون بیاییم: از طریق ایمان. اگر معتقدیم که نیروی برتر همراه ماست، پس میدانیم همه چیز به خوبی پیش میرود. مهم نیست در دوران بهبودی چه احساسات بدی داریم، در هر حال، لغزش هرگز راه حل ما نیست. ما با هم بهبودی پیدا میکنیم. اگر پاک بمانیم، تاریکی از میان میرود و ارتباط عمیقتری را با نیروی برتر خود پیدا میکنیم. v فقط برای امروز: از نیروی برتر خود به خاطر هدیه NA تشکر میکنم. میدانم که لغزش راه نجات نیست. با ایمان به خداوندی که درک میکنم با همه مشکلاتی که روبرو میشوم، مقابله خواهم کرد. |
«این برنامه به بخشی از وجود من تبدیل شده است.... امروز درک روشنتری از مسائلی که در زندگیام رخ میدهد دارم. دیگر با این فرآیند نمیجنگم.» کتاب پایه v در دوران اعتیاد فعال، مسائل ظاهراً بدون منطق رخ میداد. فقط «کارها را انجام میدادیم»، اغلب بدون اینکه از نتایج یا علت آن آگاهی داشته باشیم. زندگی ارزش یا معنایی نداشت. فرآیند قدمهای دوازدهگانه به زندگی ما معنا میبخشد؛ در طی کارکرد قدمها، جوانب تاریک و روشن خود را میپذیریم. از انکاری که ما را از درک تأثیر اعتیاد باز میداشت، دوری میکنیم. خود را صادقانه بررسی میکنیم و الگوهای فکری، احساسی و رفتاری خود را انتخاب میکنیم. با فاش کردن کامل اسرار خود نزد انسانی دیگر، فروتنی و بینش به دست میآوریم. در تلاش برای رفع کمبودها، از عجز خود و قدرت فراهم شده از سوی نیرویی برتر سپاسگزاری به عمل میآوریم. با افزایش شناخت از خود، بینش وسیعتری نسبت به دیگران و پذیرش آنها به دست میآوریم. قدمهای دوازدهگانه کلید فرآیندی است که آن را "زندگی" مینامیم. در طی کارکرد قدمها، آنها به بخشی از وجود ما تبدیل میشوند—و ما به بخشی از زندگی اطراف خود تبدیل میشویم. دنیای ما دیگر بیمعنا نیست؛ امروز درک بیشتری از رویدادهای زندگی خود داریم. دیگر با این فرآیند نمیجنگیم. امروز با کارکرد قدمها از زندگی لذت میبریم. v فقط برای امروز: زندگی یک فرآیند است؛ قدمهای دوازدهگانه کلید این فرآیند هستند. امروز از قدمها برای شرکت در این فرآیند، شناخت و لذت بردن از خود و بهبودی خود استفاده میکنم. |
«وقتی به اقرار عجز خود نیاز پیدا میکنیم، ممکن است ابتدا به دنبال راههایی برای مقاومت در برابر آن بگردیم. پس از استفاده بیهوده از این راهها شروع به مشارکت با دیگران و جستجوی امید میکنیم.» کتاب پایه v گاهی اوقات در جلسات خود شنیدهایم که «بیدار شدن دردناک به بیداری روحانی منجر میشود.» در بهبودی چه نوع بیداری دردناک را تجربه میکنیم؟ این بیداری شاید وقتی رخ دهد که بخشی از رفتار ناپسند ما که به نظر ما پنهان شده، ناگهان در انظار همگان آشکار میشود. یا این بیداری ممکن است وقتی تحریک شود که راهنما به اطلاع ما میرساند ما نیز درست مانند هر فرد دیگر اگر میخواهیم پاک بمانیم و بهبودی پیدا کنیم باید قدمها را کار کنیم. اکثر ما از برملا شدن اسرار خود متنفریم؛ از آشکار شدن اسرار خود در معرض دید همگان خوشمان نمیآید. این تجربه موجب تحقیر شدید میشود. اولین عکسالعمل ما به این آشکارسازی معمولاً تکان روحی و خشم است. با این وجود، با شنیدن حقیقت، آن را میپذیریم. آنچه تجربه میکنیم، بیداری دردناک است. این بیداریها در اکثر اوقات موجب آشکارسازی موانعی میشود که ما را از رشد روحانی در دوران بهبودی باز میدارد. وقتی این موانع محرز میشود، میتوانیم برای زدودن آنها از زندگی خود کارکرد قدمها را آغاز کنیم. به تدریج میتوانیم التیام و آرامشی را تجربه کنیم که مقدمات احیای بیداری روح است. v فقط برای امروز: بیداری دردناک خود را به عنوان فرصتی برای پیشرفت به سوی بیداری روحانی میپذیرم. |
« در نتیجه قدمهای دوازدهگانه قادر به تحمل روشهای کهنه خودفریبی نیستم.» کتاب پایه v همه ما دلیلتراشی میکنیم. گاهی اوقات به دلیلتراشی خود واقف هستیم و آن را میپذیریم، ولی باز هم بر اساس دلیلتراشیهای خود رفتار میکنیم! وقتی به یک دلیل یا دلیلی دیگر نتیجه میگیریم که اصول ساده برنامه به درد ما نمیخورد، بهبودی میتواند بسیار دردناک شود. با کمک راهنما و سایرافراد حاضر در NA به تدریج میتوانیم بهانههایی را که برای رفتار خود میآوریم، بررسی کنیم. آیا فکر میکنیم برخی اصول به درد ما نمیخورد؟ آیا معتقدیم که در معتادان گمنام بیشتر از همه میدانیم، حتی بیشتر از کسانی که برای سالیان زیاد پاک بودهاند؟ چه چیزی باعث میشود فکر کنیم افرادی بسیار ویژه هستیم؟ شکی نیست که میتوانیم برای مسیر خود در برههای از بهبودی به طور موفقیتآمیز دلیلتراشی کنیم. اما باید صادقانه با حقیقت روبرو شویم و عمل کردن بر اساس آن را شروع کنیم. اصول قدمهای دوازدهگانه ما را به سوی زندگی جدیدی در بهبودی هدایت میکنند. برای دلیلتراشی مجالی وجود ندارد. v فقط برای امروز: نمیتوانم قدمها را کار کنم و به خودفریبی نیز ادامه دهم. فکر خود درباره دلیلتراشیها را بررسی میکنم، آنها را برای راهنمای خود آشکار میکنم و از آنها رهایی مییابم. |
«اوقات خوب میتواند یک دام نیز باشد؛ این خطر وجود دارد که اولین اولویت خود یعنی پاک ماندن را فراموش کنیم.» کتاب پایه v اوضاع میتواند در بهبودی واقعاً بهتر شود. احتمالاً "یار صمیمی" خود را پیدا کردهایم، شغل پررونقی را دست و پا کردهایم و خانوادهای را تشکیل دادهایم. شاید روابط ما با اعضای خانواده خود بهبود یافته است. اوضاع بسیار خوب پیش میرود و ما به ندرت وقت شرکت در جلسات را داریم. احتمالاً دوباره چنان با موفقیت با جامعه درمیآمیزیم که فراموش میکنیم ما همیشه مانند دیگران نسبت به شرایط واکنش نشان نمیدهیم. شاید و فقط شاید اولویتهایی را در جای خودشان قرار دادهایم. آیا شرکت در جلسات هنوز برای ما اولویت دارد؟ آیا هنوز راهنمای کسی میشویم؟ آیا با راهنمای خود تماس میگیریم؟ چه قدمی را کار میکنیم؟ آیا هنوز به برخاستن از رختخواب برای جواب دادن به تماس تلفنی بدهنگام قدم دوازدهم تمایل داریم؟ آیا به یاد داریم که اصول را در همه امور خود رعایت کنیم؟ اگر سایرافراد در NA به ما مراجعه کنند، آیا در دسترس هستیم؟ آیا به یاد داریم از کجا آمدهایم یا "اوقات خوب" باعث فراموشی ما شده است؟ برای پاک ماندن باید به یاد داشته باشیم که فقط به اندازه یک بار مصرف مواد مخدر با گذشته خود فاصله داریم. قدردان اوقات خوب خود هستیم، ولی اجازه نمیدهیم که ما را از ادامه مسیر بهبودی در معتادان گمنام منحرف کند. v فقط برای امروز: قدردان اوقات خوب هستم، اما فراموش نکردهام از کجا آمدهام. امروز اولین اولویت من پاک ماندن و پیشرفت در بهبودی است. |
«مسئلهای که بیشتر از همه چیز بدان نیاز داریم، داشتن احساس خوب درباره خودمان است.» کتاب پایه v «تا زمانی که میتوانید عشق ورزیدن به خود را یاد بگیرید، ما به شما عشق میورزیم.» این کلمات که اکثر اوقات در جلسات ما شنیده میشود، روزی را به ما وعده میدهند که مشتاقانه منتظر آن هستیم—روزی که نحوه عشق ورزیدن به خود را میدانیم. احترام به نفس—همه ما به محض اینکه درباره این ویژگی سختحصول میشنویم، خواهان آن میشویم. ظاهراً برخی از ما تصادفاً به آن پی میبریم، در حالی که سایرین اقداماتی را انجام میدهند که با تأیید عقاید خود در آینه تکمیل میشود. اما تکنیکهای القای احترام به نفس و معالجات رایج روانشناختی صرفاً میتواند راه ما را دورتر کند. مراحل عملی معینی وجود دارد که میتوانیم برای عشق ورزیدن نسبت به خود طی کنیم، چه این عشق را "احساس کنیم" یا خیر. میتوانیم از مسئولیتهای شخصی خود مراقبت کنیم. میتوانیم همان طور که برای یک معشوق یا دوست کارهای خوب انجام میدهیم، برای خود نیز این کارها را انجام دهیم. میتوانیم به نیازهای خود توجه کنیم. حتی میتوانیم به ویژگیهای ارزشمند دوستان خود توجه کنیم—ویژگیهایی مانند هوش و شوخطبعی—و آن ویژگیها را در خود جستجو کنیم. مطمئناً درمییابیم که افرادی دوستداشتنی هستیم و زمانی که به این درک برسیم، در مسیر خود موفق میشویم. v فقط برای امروز: کاری را انجام میدهم که به من در شناخت و عشق ورزیدن نسبت به خود کمک میکند. |
«در گذشته مسائل ساده را به مشکل تبدیل کردیم؛ از کاه کوه ساختیم.» کتاب پایه v از کاه کوه ساختن ظاهراً تخصص ماست. تا به حال شنیدهاید که میگویند برای یک معتاد، پنچر شدن لاستیک حادثهای دردناک است؟ یا درباره افرادی که هنگام برخورد با رانندهای بد، رعایت اصول را به کلی فراموش میکنیم، چطور؟ و درباره دربازکنی که خراب شده است—همانی که از پنجره طبقه دوم به بیرون پرت کردید، چطور؟ وقتی از دیگران میشنویم که میگویند: «خدایا همین حالا به من صبر عطا کن!»، میتوانیم آن را درک کنیم. نه خیر، موانع مهم ما را به گمراهی نمیکشاند. مسائل بزرگ مانند طلاق، مرگ، بیماری جدی، از دست دادن شغل ما را به زمین میاندازد، ولی از آنها نجات مییابیم. ما در اثر تجربه آموختهایم که برای موفق شدن در بحرانهای مهم زندگی باید به نیروی برتر و سایر افراد مراجعه کنیم. مسائل کوچک یا مشکلات روزمره زندگی بدون مصرف مواد ظاهراً بیشتر از همه چیز معتادان در حال بهبودی را تحت تأثیر قرار میدهد. وقتی با مسائل کوچک مواجه میشویم، دعای آرامش به ما کمک میکند بینش خود را مجدداً به دست آوریم. همه ما به خاطر داریم که "سپردن" این مسائل کوچک به مراقبت نیروی برتر منجر به آرامش خیال و احیای بینش ما نسبت به زندگی میشود. v فقط برای امروز: صبر و تحمل را تمرین میکنم. سعی میکنم مسائل را بزرگ نکنم و با ایمان به نیروی برتر روز خود را سپری میکنم. |
« قدمها راه حل ما هستند. آنها وسیله نجات ما هستند. آنها وسیله دفاع ما در برابر بیماری کشنده اعتیاد هستند. قدمهای ما اصولی هستند که بهبودی ما را ممکن میسازند.» کتاب پایه v در معتادان گمنام چیزهای زیادی برای دوست داشتن وجود دارد. جلسات برای یک فرد فوقالعاده است. ما دوستان خود را میبینیم، داستانهای روحافزایی میشنویم، برخی از تجربیات عملی را در میان میگذاریم. شاید با راهنمای خود ارتباط برقرار کنیم. گشت و گذارها، همایشها، رقصها همگی تفریحات پاکی در جمع سایر معتادان در حال بهبودی است. اما قلب برنامه بهبودی ما قدمهای دوازدهگانه است—در واقع این قدمها خود برنامه هستند! شنیدهایم که میگویند ما نمیتوانیم از طریق تأثیرپذیری پاک بمانیم—به عبارت دیگر، نمیتوانیم فقط در جلسات شرکت کنیم و انتظار داشته باشیم بهبودی با گوشت و پوست ما آمیخته شود. بهبودی به تعبیری دیگر فعالیتی درونی است و ابزاری که در انجام این "فعالیت درونی" استفاده میکنیم، قدمهای دوازدهگانه است. شنیدن بسیار درباره پذیرش، مسئلهای جداگانه است؛ انجام قدم اول برای خود مسئلهای بسیار متفاوت است. داستانهای راجع به جبران خسارت ممکن است روحافزا باشد، ولی هیچ چیز به اندازه انجام شخصی قدم نهم باعث رهایی ما از پشیمانی نمیشود. همین موضوع در مورد قدمهای دوازدهگانه نیز صادق است. در NA چیزهای تحسین برانگیز زیادی وجود دارد، اما برای کسب بیشترین بهره از بهبودی، باید قدمهای دوازدهگانه را شخصاَ کار کنیم. v فقط برای امروز: خواهان تمام چیزهایی هستم که برنامه شخصی من باید ارائه دهد. قدمها را برای خود کار میکنم. |
«قضاوت درباره اشتباهات دیگران از ما افراد بهتری نخواهد ساخت. پاک کردن زندگی احساس بهتری به ما خواهد داد...» کتاب پایه v گاهی اوقات به چیزی ملموس احتیاج داریم تا به ما در درک عواقب ناشی از حمل و نگهداری رنجش کمک کند. شاید ندانیم که رنجشها واقعاً چقدر مخرب هستند. فکر میکنیم: «پس چی، حق دارم عصبانی شوم» یا «یکی دو تا کینه در دل دارم، اما ضرر آن را متوجه نمیشوم.» برای درک روشنتر از اثری که حمل رنجش بر زندگی ما میگذارد، کافیست تصور کنیم برای هر رنجش سنگی را حمل میکنیم. کینهای کوچک مانند عصبانی شدن از فردی که بد رانندگی میکند، شاید به منزله سنگریزهای باشد. تنفر داشتن نسبت به گروهی از افراد شاید به منزله سنگی بزرگ باشد. اگر واقعاً قرار باشد برای هر رنجش سنگی را به دوش بکشیم، مطمئناً از تحمل وزن آن خسته میشویم. در حقیقت، هر چه بار ما سنگینتر باشد، تلاشهای ما برای تخلیه این بار جدیتر خواهد بود. بار سنگین رنجشهای ما از رشد روحانی ما جلوگیری میکند. اگر واقعاً خواهان آزادی هستیم، تلاش میکنیم تا حد امکان از تحمل بار اضافی رهایی یابیم. وقتی سبک میشویم، متوجه افزایش توانایی خود در بخشش انسانهای دیگر به خاطر اشتباهاتشان و بخشش خود به خاطر اشتباهات خود میشویم. روح خود را با افکار خوب، حرفهای نیکو و خدمت به دیگران پرورش میدهیم. v فقط برای امروز: برای برداشتن بار سنگین رنجشها از روح خود تلاش میکنم. |
«ترسها و نگرانیهای گذشته به دفعات بسیار در دوران بهبودی به سراغ ما میآید. زندگی ممکن است دوباره بیمعنی، یکنواخت و کسلکننده شود.» کتاب پایه v گاهی اوقات به نظر میرسد که هیچ چیز تغییر نمیکند. هر روز از خواب بیدار میشویم و به سراغ کاری یکنواخت میرویم. هر شب در موعد یکسانی شام میخوریم. هر هفته در جلسات یکسانی شرکت میکنیم. مراسم امروز صبح مانند همان مراسمی است که دیروز، پریروز و پس پریروز اجرا کردیم. پس از رهایی از جهنم اعتیاد خود و سردرگمی اوایل بهبودی، زندگی یکنواخت ممکن است برای مدتی جذابیتهایی داشته باشد. اما در نهایت درمییابیم که به چیزهای بیشتری احتیاج داریم. دیر یا زود، یکنواختی و خستگی فزایندهای را در زندگی خود احساس میکنیم. مطمئناً زمانی هست که به طور مبهم از بهبودی خود احساس نارضایتی میکنیم. احساس میکنیم که انگار به دلایلی برای چیزی دلتنگ هستیم، اما نمیدانیم چه چیزی یا چرا ؟ فهرست سپاسگزاری خود را تهیه میکنیم و تقریباً صدها چیز را برای سپاسگزاری پیدا میکنیم. همه نیازهای ما برآورده شده است؛ زندگی ما کاملتر از آن است که تا به حال انتظار داشتیم. پس چه اتفاقی افتاده است؟ شاید زمان آن است که حداکثر توان خود را به کار گیریم. فرصتهای ما فقط از طریق آنچه در خیال خود ممکن میپنداریم، محدود میشود. میتوانیم چیز جدیدی یاد بگیریم، هدف جدیدی تعیین کنیم، به تازهوارد دیگری کمک کنیم یا دوست جدیدی پیدا کنیم. اگر به قدر کافی جستجو کنیم، مطمئناً چیز جالبی پیدا خواهیم کرد و زندگی دوباره پرمعنی، متنوع و رضایتبخش خواهد شد. v فقط برای امروز: در بین فعالیتهای روزانه خود استراحت کوتاهی میکنم و حداکثر توان خود را به کار میگیرم. |
«راهنما لزوماً یک دوست نیست، اما شاید فردی باشد که به او اطمینان میکنیم. میتوانیم مسائلی را که از ابراز آن در جلسه احساس خوبی نداریم، با راهنما در میان بگذاریم.» جزوه اصلاح شده راهنما گرفتن و راهنما شدن v از فردی خواستهایم که ما را راهنمایی کند و دلایلی که برای درخواست از این فرد خاص داریم به اندازه شنهای ساحل دریاست. احتمالاً به صحبتهای آنها در یک جلسه سخنرانی گوش دادیم و این افراد به نظر ما سرگرمکننده یا مشوق بودند. احتمالاً فکر میکردیم ماشین فوقالعادهای دارند و اگر ما نیز برنامه آنها را انجام دهیم، صاحب یکی از این ماشینها میشویم. یا شاید در شهری کوچک زندگی میکنیم و آنها تنها افرادی بودند که زمان لازم برای کمک کردن را در اختیار داشتند. هر دلیل ابتدایی که برای برقراری ارتباط با راهنما داشته باشیم، مطمئناً درمییابیم که دلایل ما برای حفظ این رابطه کاملاً متفاوت است. آنها ناگهان ما را با بینش حیرتآوری شگفت زده میکنند و از اینکه آنها در قدم چهارم مخفیانه مراقب ما بودهاند، شگفتزده میشویم. یا شاید نوعی بحران زندگی را تجربه میکنیم و تجربه آنها درباره همان مشکل به روشهایی به ما کمک کند که هرگز در خیال خود هم ممکن نمیپنداشتیم. در هنگام درد و رنج با آنها تماس میگیریم و آنها با ارائه تلفیق ویژهای از جملات آرام کننده که موجب آرامش واقعی ما میشود، با ما همدردی میکنند. هیچ یک از کارهای قابل توجه از سوی راهنما، تصادفی نیست. آنها قبل از ما صرفاً همین مسیر را طی کردهاند. نیرویی برتر این فرد استثنایی را در مسیر زندگی ما قرار داده و ما از حضور او سپاسگزاریم. v فقط برای امروز: از حضور این فرد استثنایی یعنی راهنما در زندگی خود سپاسگزارم. |
«ترازنامههای ما نیز دارای مطالبی درباره روابط هستند.» کتاب پایه v البته این کمترین چیزی است که میتوان گفت! به خصوص سالها پس از شروع بهبودی ، کل ترازنامههای ما ممکن است بر روابط ما با دیگران تمرکز یابد. زندگی ما از روابط مابا عزیزان، دوستان، همکاران، بچهها و سایر افرادی که با آنها در تماس هستیم، پر شده است. نگاهی به این روابط میتواند چیزهای زیادی درباره شخصیت اصلیمان به ما بگوید. اغلب در ترازنامههای ما رنجشهایی فهرست میشود که از برخوردهای روزمره ما با دیگران نشأت میگیرد. جهت بررسی نقش خود در این برخوردها تلاش میکنیم. آیا از سایر افراد انتظارات غیر واقعبینانهای داریم؟ آیا معیارهای خود را بر دیگران تحمیل میکنیم؟ آیا گاهیاوقات ناگهان تحمل خود را از دست میدهیم؟ اغلب فقط با نوشتن ترازنامه مقداری از فشاری که رابطهای آشفته میتواند ایجاد کند، رفع میشود. اما این ترازنامه را باید با انسان دیگری نیز در میان بگذاریم. از این طریق میتوانیم بخشی از بینش مورد نیاز نسبت به مسئله مورد نظر و نحوه دستیابی به راه حل آن را به دست آوریم. ترازنامه به عنوان یک ابزار این امکان را به ما میدهد تا به تدریج روابط خود را بهبود بخشیم. امروز یاد میگیریم که با کمک ترازنامه میتوانیم از روابط خود با دیگران لذت ببریم. v فقط برای امروز: از نقشی که در روابط خود دارم ترازنامه تهیه میکنم. تلاش میکنم نقش مقتدرتر و مسئولانهتری در این روابط داشته باشم. |
«با هم بودن پس از جلسات، فرصتهای خوبی برای مشارکت کردن مسائلی است که در طی جلسه فرصت بحث درباره آنها را پیدا نمیکنیم.» کتاب پایه v اعتیاد فعال، ما را از جامعه جدا کرد و ما را منزوی کرد. ترس در محور این انزوا قرار داشت. معتقد بودیم اگر به دیگران اجازه شناخت خود را بدهیم، آنها فقط درمییابند که ما چه معایب بیشماری داریم. در آن صورت، تنها یک قدم با طرد شدن فاصله خواهیم داشت . وقتی به اولین جلسه NA میآییم، معمولاً از رابطه آشناییت و دوستی سایر معتادان در حال بهبودی با یکدیگر تحت تأثیر قرار میگیریم. ما نیز اگر به خود اجازه دهیم، میتوانیم به سرعت بخشی از این انجمن شویم. یک راه برای شروع این است که بعد از جلسات به اتفاق اعضای انجمن به کافیشاپ محل برویم. در این محافل میتوانیم دیواری که ما را از دیگران جدا میکند، از میان برداریم و به مسائلی درباره خود یا سایر اعضای NA پی ببریم. گاهی اوقات دو به دو میتوانیم مسائلی را با یکدیگر در میان بگذاریم که ممکن است مایل به افشای آن در جمع گروه نباشیم. یاد میگیریم در بسیاری از این محافل آخر شب صحبتهای کوتاهی کنیم و روابط دوستی عمیق و پایداری را نیز برقرار نماییم. با وجود دوستان جدید خود در NA دیگر مجبور به زندگی در انزوا نیستیم. میتوانیم بخشی از مجموعه بزرگتر یعنی انجمن معتادان گمنام شویم. v فقط برای امروز: از انزوا رهایی پیدا میکنم. سعی میکنم نسبت به انجمن NA احساس تعلق کنم. |
«هدف از تهیه ترازنامه اخلاقی بیباکانه و جستجوگرانه، تجسس در میان سردرگمی و تناقض زندگی خود برای یافتن هویت واقعیمان است.» کتاب پایه v معتادان مصرفکننده گروهی از افراد سردرگم و پیچیدهای هستند. از لحظهای به لحظهای دیگر مشکل است بفهمیم این افراد چه کاری میخواهند انجام دهند یا چه کسی میخواهند باشند. فرد معتاد معمولاً درست مانند هر فرد دیگری از این موضوع متحیر است. وقتی مصرف میکردیم رفتار ما با نیازهای اعتیاد ما تعیین میشد. بسیاری از ما هنوز هم متوجه شباهت شخصیت خود با رفتار خود در دوران اعتیاد میشویم و این امر موجب شرمندگی و نومیدی ما میشود. امروز نباید مانند گذشته بر اساس اعتیاد خود عمل کنیم؛ بهبودی امکان تغییر را به ما داده است. برای اینکه نیازهای فراتر از نیازهای دوران مصرف خود در گذشته را درک کنیم و دریابیم که امروز چه کسی میخواهیم باشیم، میتوانیم از ترازنامه قدم چهارم استفاده کنیم. نوشتن درباره رفتار خود و توجه به احساسات خود درباره این رفتار به ما در درک اینکه چه کسی میخواهیم باشیم کمک میکند. ترازنامه به ما در درک نیازهای فراتر از نیازهای اعتیاد فعال و فراتر از تمایل ما به دریافت عشق و پذیرفته شدن از سوی دیگران کمک میکند—درمییابیم اساساً چه کسی هستیم. به تدریج درک میکنیم که چه چیزی برای ما مناسب است و زندگی دلخواه ما چگونه است. این لحظه، آغاز تبدیل شدن به هویت واقعی خودمان است. v فقط برای امروز: اگر میخواهم بفهمم چه کسی هستم، نگاه میکنم به اینکه چه کسی بودهام و چه کسی میخواهم باشم. |
«کسانی که در این مواقع موفق میشوند شهامتی از خود نشان میدهند که مال خودشان نیست.» کتاب پایه v قبل از آمدن به NA بسیاری از ما تصور میکردیم صرفاً به این خاطر شجاع هستیم که تا به حال ترس را تجربه نکردهایم. همه احساسات خود را که ترس هم در میان آنها بود، تخدیر کرده بودیم تا خود را متقاعد کنیم که افرادی قوی و شجاع هستیم و تحت هیچ شرایطی شکست نمیخوریم. اما یافتن شهامت در مصرف مواد، ارتباطی با شیوه زندگی امروز ما ندارد. در حالی که پاک هستیم و در بهبودی به سر میبریم، گاهیاوقات باید احساس ترس داشته باشیم. وقتی برای اولین بار احساس ترس به ما دست میدهد، ممکن است تصور کنیم که ترسو هستیم. چون فردی که آن سوی خط تلفن قرار دارد ممکن است ما را درک نکند، از برداشتن تلفن میترسیم. از درخواست راهنمایی از افراد دیگر میترسیم، چون ممکن است درخواست ما رد کنند. از پیدا کردن شغل میترسیم. از داشتن صداقت با دوستان خود میترسیم. اما همه این ترسها طبیعی و حتی سالم هستند. آنچه سالم نیست این است که اجازه دهیم ترس بر ما غلبه کند. وقتی به ترس خود اجازه میدهیم که رشد ما را متوقف کند، شکست خواهیم خورد. شهامت واقعی، فقدان ترس نیست، بلکه تمایل به مقابله با ترس است. v فقط برای امروز: من شجاعت به خرج خواهم داد. وقتی میترسم ، کاری را انجام میدهم که برای رشد در بهبودی لازم است. |
«وقتی معتادان به وجود افراد دیگری پی میبرند که در مشکلات حال و گذشته خود با آنها شریک هستند، احساس خاصی به آنها دست میدهد.» کتاب پایه v ثروت بهبودی آنقدر خوب است که آن را فقط برای خود حفظ نکنیم. برخی از ما معتقدیم که وقتی در جلسات صحبت میکنیم، «باید تازهوارد را به خاطر داشته باشیم» و همواره سعی کنیم حامل پیام مفیدی باشیم. اما گاهی اوقات مفیدترین پیامی که میتوانیم برسانیم این است که ما دوران سخت بهبودی خود را سپری میکنیم و با این وجود پاک میمانیم! بله، ارسال پیام قطعی امید به اعضای جدیدتر، رضایتبخش است. از این گذشته، هیچ کس فرد شکوهکننده را دوست ندارد. اما مسائل دردسرآفرین اتفاق میافتد و زندگی آن طور که هست، میتواند امواج تکاندهنده را حتی به بهبودی اعضای قدیمیتر معتادان گمنام نیز ارسال کند. اگر به ابزار برنامه مجهز شویم، میتوانیم از میان این آشفتگی بگذریم و برای تعریف کردن این ماجرا پاک بمانیم. بهبودی یک مرتبه اتفاق نمیافتد؛ بلکه فرآیندی مداوم و گاهی به صورت کشمکش است. وقتی با صحبت نکردن درباره دوران سختی که ممکن است در سفر خود از آن عبور کنیم، پیام خود را ناقص میکنیم، تازهواردها را از دریافت اینکه آنها نیز میتوانند پاک بمانند، محروم میکنیم. اگر پیام کامل بهبودی خود را در میان بگذاریم، ممکن است ندانیم چه کسی سود میبرد، اما میتوانیم مطمئن باشیم در نهایت کسی سود خواهد برد. v فقط برای امروز: دوران خوب و سخت بهبودی خود را صادقانه در میان میگذارم. به خاطر دارم که تجربه من در عبور از سختیها ممکن است برای عضوی دیگر مفید باشد. |
« پیام ساده و صادقانه بهبودی از اعتیاد تاثیرگذار به نظر میآید.» کتاب پایه v شما در جلسهای هستید. مدتی از سخنرانی گذشته است. یک یا دو عضو تجربیات روحانی خود را به روش پرمعنی خاصی توصیف کردهاند. عضو دیگری ما را با داستانهای سرگرمکننده از خنده رودهبر کرده است. سپس رهبر شما را فرا میخواند. شما خود را با احساس خجالت معرفی میکنید، با عرض معذرت چند جملهای را به سختی به زبان میآورید، از همه برای گوش دادن تشکر میکنید و بقیه جلسه را در سکوت و خجالتزده منتظر مینشینید. آیا این ماجرا برای شما آشناست؟ بسیار خوب، شما تنها نیستید. همه ما در مواقعی احساس میکردیم حرفهایی که باید میزدیم، به قدر کافی روحانی نبوده، به قدر کافی سرگرمکننده نبوده و به قدر کافی آن چیزی که باید باشد نبوده است. اما سخنرانی ورزشی رقابتی نیست. جان کلام جلسات ما همدردی و تجربه است، چیزی که همه ما به میزان فراوان در اختیار داریم. وقتی از اعماق دل حقیقت تجربه خود را در میان میگذاریم، سایر معتادان احساس میکنند میتوانند به ما اعتماد کنند، زیرا میدانند که ما نیز درست مثل خودشان هستیم. وقتی صرفاً آنچه را که در زندگی ما مؤثر بوده در میان میگذاریم، میتوانیم مطمئن باشیم که پیام ما برای دیگران مفید خواهد بود. صحبتهای ما نباید شگفت انگیز یا خندهدار باشد تا درست به نظر آید. هر معتادی که برنامه صادقانهای را انجام میدهد که بهبودی هدفمندی را موجب میشود، چیز بسیار پرارزشی برای مشارکت کردن در اختیار دارد. چیزی که هیچ فرد دیگری نمیتواند ارائه دهد: تجربه خود او. v فقط برای امروز: چیز باارزشی را برای مشارکت کردن در اختیار دارم. امروز در جلسهای شرکت میکنم و تجربه بهبودی خود از اعتیاد را در میان میگذارم. |
«اکثر ما در پذیرفتن اینکه اعتیاد به نیروی مخربی در زندگی ما تبدیل شده بود، مشکلی نداریم. بهترین تلاشهای ما به نابودی و نومیدی شدیدتر از همیشه تبدیل شد. زمانی متوجه شدیم که به کمک نیرویی برتر از اعتیاد خود نیاز داریم.» کتاب پایه v اکثر ما بدون شک میدانیم که نابودی، زندگی ما را در بر گرفته است. دانستن اینکه به بیماری اعتیاد مبتلا هستیم، به ما در درک منبع یا علت این نابودی کمک میکند. میتوانیم اعتیاد را به عنوان نیرویی بشناسیم که موجب نابودی زندگی ما شده است. وقتی قدم اول را کار میکنیم، میپذیریم که نیروی مخرب اعتیاد، بزرگتر از ما بوده است. ما در برابر آن عاجز هستیم. در این هنگام، تنها امید ما یافتن نیرویی قدرتمندتر از اجبار اعتیادمان است—نیرویی که مایل به حفظ زندگی باشد، نه آنکه آن را پایان دهد. نباید آن را درک کنیم یا حتی نام ببریم؛ تنها باید باور کنیم که چنین نیروی برتری میتواند وجود داشته باشد. اعتقاد به اینکه نیرویی مهربان و برتر از اعتیاد صرفاً ممکن است وجود داشته باشد، سرانجام در روزی از روزها امید لازم برای پاک ماندن را در اختیار ما قرار میدهد. v
فقط برای امروز: به امکان وجود نیرویی برتر از اعتیاد خود ایمان دارم. |
درباره بیماری و بهبودی