قدم3قدیمی
.آیا می دانید که مصرف مواد مخدرومشکلاتی که در زندگی یتان داشته ایدهمگی
زایده فکر بکر خودتان بوده است.؟ توضیح دهید.
باکارکردن قدم دوم ما متوجه شدیم که یکی از بزرگترین مشکلات ما نداشتن سلامت عقل بود.افکار ما از مشخصاتی از قبیل عدم تمایل یعنی بسته بودن دریچه افکاروبطور کل ردکرن تمام ارزشها بود ما بخاطرنیاز به عشق ومحبت وبخاطر اینکه هیچ چیز در ما کافی نبود با اتکا کردن به فکر به ظاهر بکر خودمان مصرف مواد مخدر را برای خود انتخاب کردیم.مقایسه کردن احساساتی از قبیل خود کم بینی،کم ارزشی وبی ارزشی به همراه می آورد وما برای رفع اینها با خود محوری وفکر غلط خود اکتفا می کردیم وهمین هابرای ما آشفتگی به بار می آورد.در قدم سوم این ما هستیم که ابتدا برای برقراری با نیروی برتر وسپردن زنگی به او بایدتمایل را در خود زنده کنیم تا بتوانیم خداوند را در زندگی خود حس کنیم تا بتوانیم از زندگی شخصی خود که زیر بنای آن خودمحوری بود جدا شویم وقدرت وعشق واراده خداوند را جایگزین آن کنیم برای مابا کارکرد قدم اول وقدم دوم ثابت شده است که مدیریت خوبی بر روی زندگی یمان نداشتیم ومدیر خوبی نبودیم .یک مدیر خوب از لحاظ معنوی وروحی مشکلی نداردخوب فکر می کند مشورت می کند توکل می کند وانجام می دهد .
2.برای برداشت قدم سوم چه حرکتی از جانب شما لازم است.؟
حرکتی که از جانب ما لازم است خیلی ساده وآسان است فقط کارهایی که قبل انجام می دادیم را نباید انجام دهیم .تا موقعي که در وضعیت خود محوری یمان وخودخواهی یمان وتوانایی كاذب خود قوطه ورهستیم نشانه این است که ما حاظر نیستیم هیچ حرکتی واقدامی را انجام دهیم ما بعنوان افرادی کنترل گر ،قضاوت گر وفضول بوده ایم که هیچ گاه حاظر نبودیم به نقش خود نگاه کنیم وبرای آنچه که دلمان می خواهد زحمت بکشیم .بسته بودن دریچه افکار کوته بینی خود محوری معمولا دیوانگی هایی به بار می آورد که در طی مدت کوتاهی زندگی ما را آشفته می کند حرکت دیگر از جانب ما این است که اراده شخصی را بکنار بگذاریم تا بتوانیم از زنجیر های نا گستنی از قبیل ترس ،خودخواهی ،خود محوری جدا شویم ما دایما سعی داشتیم همه چیز وهمه کس را کنترل کنیم وبخاطر ترس از بوقوع پیوستن حقایق دایما چهار چشمی به دنبال راههایی می گشتیم تا مسیر وقایع را را بدان گونه که دلخواه ما بود را تغیير دهیم .امروز براین نکته واقف هستیم که نیروی برتر ما هرچه کند از آن که خودمان بر سر خودمان آوردیم بهتر خواهد بود قدم سوم فرایندیست که ما را برای بهتر شدن اوضاع جسمانی ،روانی به خود می خواند .پس کار زیادی مهمی ما نباید انجام دهیم فقط انجام ندادن کارهای قبل از قبیل تنبلی،خودخواهی ،خودمحوری ، لذت جویی،رفیق بازی ها ،وکنترل ها را کنار بگذاریم .
3.آیا خداوند را در زندگی خود کنار گذاشته اید یا گذاشته بودید.؟ مثال بزنید.
برای ما مطرح نبود که خدا باشد یا نباشداگر درک درستی از خداوند داشتیم معتاد نمی شدیم ونیاز به مواد مخدر نداشتیم یا در زندگی وابسته رابطه های مختلف مثل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی شدیم. امروز خداوندی را قبول می کنم که خودم درک می کنم نه خدایی که در کودکی به من القا کردند خشمگین ومجازات كننده .امروز نیروی برتر من بخشنده ومهربان است وبه من اجازه اشتباه می دهد.(وقتی که من از خداوند بترسم که مرا بخاطر کارهایم تنبیح کند یقینا نمی توانم با او رابطه بر قرار کنم ومحدودیت برای خود می گذارم وبا این روند به مرور خداوند را در زندگی کنار گذاشته بودم ونمی توانستم به او اعتماد کنم).
4.در حال حاضر درک شما از خداوند چیست.؟
در حال حاضر درک من از خداود خداوندی عاشق ومهربان است بخشنده با محبت با عشق وصمیمی است دوست دار من است ومرا دوست دارد وهمیشه همراه من است و مرا همراهی وحمل می کندومن قسمتی از وجود او را در خود می بینم .ما از چه طریقی حضور آن را در وجود خود ببینیم .از کارهای مثبتی که انجام می دهیم .مثل خدمت کردن ؟باعث می شود که ما آرامش پیدا کنیم وآرامش در درون خود واعماق وجود خود می شویم وانرژی او را در رگهای خود وبند بند سلولهای خود حس می کنیم امروز درک من به این شکل است که پیامهای خداوند لحظه به لحظه برای من نمایان گر است فقط کافی است که من پیام گیر خوبی باشم وپیام را با افکارم خود نگیرم با احساس خود بگیرم .درک من از خداوند قلب من است که جایگاه اوست هنگام خواب بند بند وجود ما در آرامش به سر می بردولی قلب ما با ایثار وگذشت شروع به تپیدن می كند.
5. مفهوم هوای نفس از نظر شما چیست.؟
هوای نفس(افكارلجام گسيخته) مجموعه ای از نواقص اخلاقی است ،از قبیل خود خواهی،خودمحوری،لذت جویی،شهوت،غرور،ترس و.......امروز در برنامه هر گاه خلاف جهت آب حرکت کنیم یعنی تحت تاثیر هوای نفس خود هستیم امروز ما در دعاها نیز چیزی برای خودمان نمی خواهیم.بعضی از ما در دعای قدم سوم را می خوانیم ومی گوییم پروردگاراخود را تقدیم تو می داریم با من کن واز من ساز آنچه خود اراده کنی:یعنی هر آن چیز که تو می خواهی هر آن چیز که تو اراده می کنی من به عنوان هدیه ای در دست تو هستم اگر درد یا لذت به من می دهی هر دو رامی پذیرم وبه اراده وخواست تو اعتماد می کنم .از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم.؟یعنی خداوند خوب ومهربان من در غول وزنجیر خودخواهی وخود محوری ومنیت خود هستم مرا از اینها رها کن نه برای اینکه هر کاریکه خود دوست دارم انجام دهم مرا رهایم کن تا آن کنم که تو دوست داری واراده توست خواست توست ومشیت توست.مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو ،عشق تو،یاریشان خواهم داد.؟ یعنی خداوندا مشکلاتی که در اطراف من است به مانند مشکلات روحی روانی ،اقتصادی،اجتماعی وغیره را از من بگیر نه برای خودم بلکه بتوانم از آنها برای هدایت کردن دیگران ودر میان گذاشتن تجربه ام با آنان کوشا باشم آن هم با قدرتی که تو عطا فرمایی به خاطر اینکه من فردی عاجز هستم با عشقی که تو در من جاری می کنی به خاطر اینکه گمراه نشوم.باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم:یعنی عهدی با تو می بندم وقول وقراری می گذارم که همیشه سر سپرده وتسلیم خواست و اراده تو باشم واز اراده شخصی خود بپرهیزم وخود را از سر راه خداوند کنار بکشم وهر آن کاری کنم که او می خواهد.
6. در مورد میل و اراده شخصی(هوای نفس)که باعث تباهی وبروز مشکلات در زندگی یمان شدا است چند مثال زنده بزنید.؟
بسیاری از مشکلاتی که در زندگی گذشته ما به وجود آمده بود از نداشتن اختیار در مقابل هوای نفسانی ما بوده است بطور مثال می توان در مرحله اول لغزشهای روحانی واتفاقاتی که قبل و بعد از مرتکب شدن این کار انجام می دادیم را ملکه ذهن خود کنیم تا دیگر از آن سوراخ گزیده نشویم .بصورت مثال مصرف مواد مخدر،رابطه ای احساسی عاطفی ودر کل کارهایی که از لذت جویی وخودخواهی می باشد در کل هوای نفس نامیده می شود.
7. مفهوم واقعی وابستگی به خدا آزادی وبی نیازی است .از نظر شما متکی بودن به خدا مفهومش چیست.؟
ریشه بیماری ما ترس می باشد .ترس مشکلاتی به همراه دارد یکی از بزرگترین مشکلات ترس و وابستگی است هنگامی که من از چیزی خوشم بیاید وآن را دوست داشته باشم ترس از دست دادن او مارا وابسته می کند اگر که آن مطلب یا آن چیز جنبه استفاده ای ومنفی داشته باشد.مثال پول:پول برای ما احساس قدرت وارزش می آورد واحساس تهی بودن واحساس بی ارزشی را بصورت كاذب از ما دور می کرد وکمرنگ می شد.اما به محض تمام شدن آن نیروی كاذب دوباره احساسات منفی ما را احاطه می کرد.چه قدرتی می تواند کم کاستی ها وخلعهای درونی ما را پر كند برای ما هر چیزی یک خرده بیشتر است ما از لحاظ روابط جنسی ،پول وغیره لذت جو بودیم ما بنده عادت هستیم وعادت داریم که عادت کنیم ما همیشه عادت داشتیم که به دنبال رفع مشکلاتمان ورفع نیازهایمان در بیرون از خودمان جستجو کنیم .این سوال به مامی گویدتا زمانی که ما به افراد،محیط ،پول وغیره وابسته باشیم نمی توانیم آزادی وبی نیازی را تجربه کنیم.تکیه کردن به متعلقات زندگی تکیه کردن بر باد است وتا زمانی که تکیه گاه وپناهگاه واعتماد ما نسبت به خالق خودمان در سطح بالا وباورهای قلبی نشود نمی توانیم از وابسته گیهای دنیوی جدا شویم .ما وقتی که متکی به خداوند باشیم فردی فاعل می شویم وآرامش در ما حکم فرما می شود به شرایط وموقعیتهاو مشکلات عکس العمل وواکنش نشان نمی دهیم حرص وجوش نمی خوریم وفقط برای رفع مشکل مان سهم کوچک خود را انجام می دهیم .آزادی یعنی رها شدن از بندهایی که ما را از حرکت کردن باز می داردرها شویم مثل:خودخواهی ،خودمحوری ،لذت جویی ،غرور ، ترس وغیره
8. مفهوم دعای آرامش از نظر شما چیست .؟توضیح دهید.
دعای آرامش دارای سه قسمت است که كل برنامه معتادان گمنام در دعای آرامش نهفته است .1 در دوران اعتیاد در جایگاهی بودیم که تصور می کردیم وسعی در تغیير دادن دیگران را داشتیم ولی با آشنا شدن با برنامه درک کردیم که هیچ چیز را نتوانسته ایم تغیير دهیم .2 شهامت از درون سرچشمه می گیرد شهامت یعنی آنچه را که می توانم.همه چیز از نوع نگرش و دیدگاه مااست باطرز تفکر ودیدگاهای ما تغیير كند .بخاطر اینکه نواقص در وجود ما است سعی می کنیم که انتخابمان مثبت باشد ما با تغیير خود زمینه را برای تغیير دیگران فراهم می کنیم وبا پیدا کردن شهامت نگاهی به درون خود می کنیم که در قدم چهارم این اتفاق می افتد.3 دانش قسمت سوم زمینه را برای فروتنی وقابلیت این را پیدا می کنیم که روشن بینی پیدا کنیم وبا کارکردن قدمهای دوازده گانه وسنتهای دوازده گانه خداوند آن دانش را به ما هدیه می کند.
9. آیا قدمهای اول ودوم شما را برای قدم سوم آماده کرده اند.؟ توضیح دهید.
قبل از ورود به انجمن معتادان گمنام ووقایع واتفاقات وشرایط غیر قابل تحملی که مواد مخدر برای ما به وجود آورده .در ما ایجاد تمایل برای رهایی از این دغدغه ها ایجاد شد وبه دنبال پناهگاه وارد انجمن معتادان گمنام شدیم و به N.Aپناه آوردیم وبا برداشت قدم اول یک شناخت نصبی از عجز وعاجزی وآشنا شدن نسبت به فکرمخربمان پیدا کردیم وبا نگاه صادقانه به این قضیه تسلیم شدیم .این تجربه علاوه بر امیدی که در نتیجه باور به نیروی برتر در ما ایجاد کرده بود ما را آماده ومتمایل می سازد که که در کنار انجمن معتادان گمنام در راه آزادی خود پیشروی کنیم ودر قدم دوم تمایل خود را نسبت به شناخت نیروی برتر واعتقادات خود در گذشته بنگریم ودر قدم سوم ما باوری که در قدم دوم به نیروی برتر از خود پیدا کرده ایم را از مرحله اعتقادی به مرحله عمل می گذاریم و تصمیم می گیریم که اراده و زندگی خودمان را به مراقبت خداوند بدان گونه که او را درک می كنیم بسپاریم با ایجاد تمایل است که از خداوند دعوتی عاشقانه به هم می رسانیم که خداوند وارد زندگی ما شود واگر ما این تمایل را ندا شته باشیم خداوند خود را به ما تحمیل نخواهد کرد .رسیدن به تمایل نا گهانی نیست وبه تدریج صورت می گیرد هر مقدار که ما در عجز وتسلیم قدمهای قبلی باقی بمانیم تمایل برای ما امکان پذیر تر است.
10. آیا احساس می کنید که حقیقتا تمایل دارید زندگی خود را به خدا بسپارید.؟توضیح دهید.
بله:اما حقیقت این سوال این است که به ما می گوید اگر حقیقا تمایل دارید آیا در کلام وگفتار خود نیز صادق هستید اگر اینگونه است پس چرا هنوز در سپردن به خداوند ودر اختیار گذاشتن زندگی در دست او در تردید وشک هستید چرا کنترل وقضاوت وانتقاد وسرزنش می کنید وچرا گمنامی می شکنید .دست برداشتن از رفتار گذشته موجب ترس و تزلزل در ما می شود. ما همیشه از تغیير می ترسیم ما از راه نرفته ترس داریم همیشه در درد آشنایی خود قوطه ور هستیم وابسته وبا ترسهایمان زندگی می کنیم وحاضر نیستیم بی نیازی و وارسته گی را تجربه کنیم (آزادی) دست برداشتن از دخالت در امور دیگران برای ما سخت است چون ما همیشه توقع داریم همه چیز وهمه کس حول محور ما بچرخد .اولین گامی که برای سپردن به خداوند لازم است ما برداریم این است که پیوند خود را با عجز خودتمدید وتا کید کنیم کنترل وقضاوت نکنیم وخود را از سر راه خداوند بکنار بکشیم ودر وادی تسلیم همچون مردگان باشیم با خدایی که خود درک می کنیم میثاق کنیم و ارتباط بر قرار کنیم .
11. قدم سوم چه احساسی را در بر می انگیزد .؟توضیح دهید.
احساساتی که ما در قدم سوم تجربه می کنیم مثل این است که ما از بلندی بترسیم اما بر فراز آن بلندی منتظره زیبایی باشیم .(مثال همه دوست دارند به بهشت بروند اما از مردن مي ترسند.)هر مقدار که منتظر آن منظره زیبا باشیم این احساس ترس در ما کمرنگ تر می شود ودر ما تمایل به دیدن منظره بیشتر می شود.هر گاه ایمان به قدرت مافوق بیشتر شود ترس وتزلزل ودوگانه گی در ما کمتر است .قدم سوم با همه نا آشنا بودن آن برای ما احساس بی نیازی وآزادی را به ارمغان می آورد .اعتماد ،ایمان ،وابستگی ومتکی بودن به خداوند مستلزم رفتاری در خور آن است هر مقدار ما به طرف آن حرکت کنیم به همان نسبت بیشتر او را حس ودرک می کنیم و هر مقدار که از وابستگی ها جدا شویم به همان مقدار وصل تر می شویم واحساس بی نیازی بیشتری را تجربه می کنیم.
12. آیا برداشتن این قدم برایتان مشکل است؟چرا.؟
ما هميشه ترس از تغيير داريم واز راههايي كه برايمان غريبه ونا آشنا هستند مي ترسيم و در زندگي هر چيزي را آنقدر بالا وبزرگ مي كنيم كه دست خودمان هم به آن نمي رسد.براي ما كه يك عمر نه ايماني نه باوري نه اعتمادي بودوبخاطر ترسهايمان نسبت به همه چيز وهمه كس بدبين، شكاكانه رفتار مي كرديم دست برداشتن از زندگي گذشته كمي مشكل است .در زمان گذشته ما براي تهيه مواد مخدر يا مواد مصرفيمان باسماجت كردن به هدف خود مي رسيديم.امروز هم براي ارتباط با خداوند وبرداشت قدم سوم نياز است به همان شكل رفتار كنيم .حال با اينكه مي دانيم فقط قسمت اول قدم اول را وآن هم بصورت نصبي مي توان كار كرد روي قدمها به صورت تجربي وبه مرور زمان به كار مي افتد.اما ما دست از تلاش وكوشش بر نمي داريم سعي مي كنيم در مشاركت با ديگران يا مشاركت در انجمن يا خانواده محل كار ودركل در تمامي ارتباط هايمان با دنياي اطراف كنترل نكنيم سرزنش وكنجكاوي نكنيم تا بتوانيم در اين قدم زندگي كنيم ودر ارسال پيام به ديگران موفق باشيم .به نيازهايمان توجه كنيم وبه مرور بياموزيم كه هر جا كه نياز بيشتري به ما دارنددر همان مكان قرار بگيريم .با كاركردن قدم سوم متوجه مي شويم حتي حضور فيزيكي ما در جايي احساس آرامش را به ارمغان مي آورد با زبان برنامه صحبت مي كنيم وبا صحبتهايمان ديگران را مورد انتقاد قرار نمي دهيم.
13. از نظر شما مفهوم تصميم گيري در قدم سوم چيست.؟
در زمان گذشته ما هيچ تصميمي را خودمان نمي گرفتيم در واقع ما تحت تاثير رفتار گفتار و افكار ديگران زندگي مي كرديم ما قدرتي براي تصميم گيري نداشتيم در گذشته برخي از كارهاي ما از روي ترس بود مثل ورزش كردن وبعضي ازكارهارا مجبور بوديم انجام دهيم مثل كاركردن ودر تمامي زندگي ما بيماري ما تصميم مي گرفت .هميشه در ذهنمان عكس عملي صورت مي گرفت كه فقط در راستاي تاييد وتوجه ديگران حركت مي كرديم با اين آشنايي كه از خودمان پيدا كرديم آيا باز هم مصمم هستيم كه خودمان مي توانيم از پس تمامي كارهايمان بر بياييم يا اينكه سعي مي كنيم تسليم اصول شويم.ما متوجه شديم كه قدرت تصميم گيري را از دست داده ايم وآن قدرت از دست رفته را مي توانيم در زندگي جديدمان وبا برنامه به دست بياوريم وبراي اولين بار بدونه توجه به ديگران خودمان براي خودمان تصميم بگيريم واين تصميم را در زندگي از مرحله ذهنيت به مرحله اجرا وعمل بگذاريم ما بايد در نظر داشته با شيم كه اين تصميم حياتي ترين تصميم زندگي ما است كه ما در زندگي وبهبوديمان براي خودمان مي گيريم.مشوق ما در به اجرا گذاشتن اين تصميم ايمان حاصله از برداشت دو قدم قبلي است. امروز هر گاه احساس كرديم كه آماده گرفتن اين تصميم شده ايم با راهنايمان صحبت مي كنيم وبر روي قدمهاي بعدي كار مي كنيم.با توجه به اعضاء مشاركت مي كنيم تا جايي كه بتوانيم از اين منابع كسب بينش ودانش وتجربه كنيم اما در نهايت اين تصميم رابراي زندگي خودمان انجام مي دهيم .وبايد توجه داشته باشيم كه اين تصميم به صورتي است كه براي به اجرا گذاشتن آن به عقل ومنطق نمي توان اتكا كرددر حقيقت اين انتخابي است كه از قلبمان آرزوهايمان واحساساتمان سر چشمه گرفته است كه در آنجا هم منطق چندان استفاده اي ندارد. كاركردن قدم سوم با يك راهنما باعث خواهد شد كه ما احساس كنيم اين تصميم قسمتي از وجودما شده است ودر درون ماست وبه همان شكل كه ما در درك از خداوند آزاد هستيم وحق داريم كه هر نوع برداشت ودركي از نيروي برتر داشته باشيم در اجرا گذاشتن اين تصميم نيز آزاد هستيم .در قدم سوم ما با تصميم گرفتن كه اراده وزندگي خود را به مراقبت خداوند بسپاريم اگر در اين تصميم صادق باشيم تغييرات مثبتي در زندگي خود خواهيم ديد .؟
14. مفهوم سپردن به خدا چيست.؟
براي سپردن به خداوند بايد از لحاظ فكري گذشت تصميم گرفتن در قدم سوم به عنوان يك نيت است .بصورت مثال ما تصميم مي گيريم كه به مسافرت برويم آيا به مسافرت رفته ايم .هنگامي كه ما برنامه ريزي مي كنيم ودر راستاي آن تصميم اقدام وعملي را انجام مي دهيم نشان گر اين است كه ما حاضر شده ايم تصميم خود را به اجرا بگذاريم.براي سپردن ما سهم كوچك خود را انجام مي دهيم ونتيجه برايمان تفاوتي ندارد ما در قدم سوم ياد مي گيريم كه مامور انجام وظيفه باشيم نه مامور انجام نتيجه ما فقط لازم است بسپاريم وسهم كوچك خود را انجام دهيم سپردن به خدا باري به هر جهت زندگي كردن نيست تنبلي ولذت جويي نيست امور را رها كردن نيست.
15. چه حركت واقدامي از جانب شما لازم است تا بتوانيد بگوييد در قدم سوم زندگي مي كنيد.؟
طريقه زندگي ونوع عملكرد ما نشان دهنده اين است كه قدم سوم را از وضعيت ذهني به عمل گذاشته ايم .خيلي ساده ما نبايد كارهاي گذشته را انجام بدهيم وسعي درتغيير رفتار روزمره خودمان باشيم .ما با حركت در راستاي بهبودي مي توانيم آرام آرام اين اصل روحاني ومعنوي را در زندگي روزمره خود بكار بنديم ومشكلات را بدوش نكشيم .ديگر حرص وجوش دنيا را نخوريم مسول سهم كوچك خود باشيم .سعي كنيم كه ارتباط خود را با با خداوند خود قوي تر كنيم وفقط به منافع جمع فكر كنيم خود خواهي وخودمحوري را بكنار بگذاريم وبا تسليم وعجز خود زندگي كنيم ودر هر زمان وهر مكان لحظه به لحظه به ياد پروردگار خود باشيم ودعاي آرامش ودعاي قدم سوم را فراموش نكنيم وبا مفهوم آنها زندگي كنيم واجازهء زندگي كردن به ديگران هم بدهيم .
16. ليست چيزهايي را كه نمي خواهيد به خدا بسپاريد را بنويسيد.؟
براي سپردن به خداوند ما سهمي داريم وهرچيز كه تمايل براي انجام سهم كوچك خود را نداشته باشيم مفهومش اين است كه آن چيز را نمي توانم يانمي خواهيم به خدا بسپارم.اصل نهفته در قدم سوم تمايل سپردن،اعتماد وايمان است كه همهء اينها نياز به سعي وتلاش وجنب جوش دارد ما از چيزهاي خيلي كوچك شروع به تمرين مي كنيم تا به عنوان نهالي كوچك اين اصلهاي معنوي به رشت وثمر بنشيند.اولين حركت ما آغاز اين اصلها با كاركردن بر روي قدم چهارم شروع مي شود ونشانه آن است كه ما زندگي خود را به مراقبت خداوند گذاشته ايم وحاضر شده ايم تا او مراقب ومواظب تمام احوالات ما باشد.
درباره بیماری و بهبودی