دعا چیست؟

 

 

امشب می خواهم درباره دعا سخن بگویم . فعلی که سالها مرتب انجام داده ام ، مایه حیرت نباید بشود ما همگان انسانیم با غلظت و رقیق بودن در خوبی ها و  بدی ها . بواقع کسی از عجز و زبونی پاکیزه نیست و هر بشری در زندگانی دچار رنج هایی خرق عادت می شود که ناگزیر با منبع نیرو و انرژی ابدی متصل میگردد . آن نیرو و انرژی خداوند است . خداوندی که هرگاه خواستم تصور بکنم چه شکلی و چه فرمی است تسلیم " نمی دانم و نمی توانم " شدم . حال بحث کردن از حواشی را قطع میکنم و به نقل سخنان بزرگان روانشناس ، روانپزشک ، و فلاسفه می پردازم . کارل یونگ می گوید :

" در ظرف سی سال گذشته ، آدمهایی از سراسر دنیا ، با فرهنگهای مختلف با من مشورت کرده اند . من صدها بیمار را معالجه کرده ام ، ولی باید بگویم در میان همه بیمارانم ، آنهایی که در نیمه عمر خود و بخصوص بالای سی و پنچ سال بوده اند ، بیماری را ندیده ام که عمده ترین علت بیماری او غفلت دین به معنی عام آن نباشد . خیلی راحت می توانم بگویم آنها بیمار شده بودند چون به هیچ یک از ادیان زنده ای که به پیروان خود آئین زندگی را می آموزند اعتقاد نداشتند و هیچ یک از آنها هم هیچ وقت کاملاً شفا پیدا نکردند ، مگر این که به اعتقاد مذهبی بازگشتند . "

نقل خاطره ای از خودم بکنم بد نیست :

خیلی سال پیش که مشکلات زیادی داشتم و علت آن هم نشناختن کافی انسانها بود با یک پسر شرور دوست شدم که از لحاظ بنیه از من بزرگ تر بود . پیشینه من را مطالعه کرده بود و کسانی را کتک کاری کرده بودم از لحاظ گذرانده بود و ازینجهت حس امنیت نسبت به من نداشت . همیشه تکه پرانی می کرد ، چاقویش را نشانم داد و از رشادت های انجام نگرفته و انجام نشده ساعتها برایم تعریف می کرد تا بترسم و خطری محسوب نشوم . خیلی دوست داشتم حالش را جا بیاورم اما بقدری مقروض و گرفتار خرج تحصیل بودم که حاضر نشدم برای هیچ هارت و پورتی یک ساعت بازداشت تحمل بکنم . مفاتیح را گشودم و از ص 180 تا 705 را مطالعه کردم . چندین دعا را هر شب انجام دادم و خودم آنچه احتیاج به عمل داشت انجام دادم . فصول امتحاناتم هم بود . یک شب که بیش از اندازه عاجز و پریشان بودم با تمام اخلاص از خدا رهایی از چنگ آن خرمگس را طلب کردم . نتیجه چه شد؟ دقیقاً همان استخلاصی که آرزویش را می کردم . مزید بر این صبح آن شب که بیدار شدم و سوار ماشین کرایه ای شدم تا 250 کیلومتر را طی بکنم و امتحان بدهم با دختری هم آشنا شدم . این نتیجه من را یاد شیر جنگل می اندازد او نیز با تمام وجودش یک کار را انجام میدهد و موفق می شود .

و اعتقاد عمیقی به این جمله دارم : بخواهید ، به شما داده خواهد شد . جستجو کنید ، پیدا خواهید کرد . در بزنید ، به روی شما گشوده خواهد شد . . . بیشتر مردم دنیا را احساسی ها یعنی اردیبهشتی ها شکل میدهد - ایندسته قطعاً همه چیز را جدی میگیرند . ازینرو توصیه میکنم از آن طبع تنبل محوری بیرون بخزید و بدانید دعا بدون عمل خود شما هیچ سودی نخواهد داشت . ما اردیبهشتی ها فدایی هستیم برای همین نه سیاستمدار می شویم نه حقوقدانان خوبی . اغلب یا به ادبیات پناه میبریم یا فلسفه یا مذهب . بخاطر  اینکه قوه توانایی های ما بقدری ژنتیکی دست کم گرفته شده که نیاز داریم تا کسی دیگر ناجی مان باشد اما آندسته که به بیان از عواطف دم میزنند آنها نه نیازی به دعا دارند و نه دعایی می کنند . آنها مانند انگلیسی ها فقط به کار و مانند امریکایی به پول ایمان دارند . خسیس ، ناجوانمرد ، آدم فروش ، دروغگو ، بی وجدان و بی عاطفه هستند - اگر یکبار هم دعا کرده و نتیجه ای نگرفته اند بخاطر این است وجودشان آکنده از مادیات است ماتریالیست واقعی آنها هستند اما خلاف فطرت خود سخن می گویند و عملاً هیچ یک از حرفهای نیکویشان به عرصه عمل قدم نمی گذارد . محافظه کار ، مسکوت ، شلوغ ، کاسبکار و هرجایی اند .

ویلیام جیمز می گوید : ما و خدا با هم کار داریم و اگر خودمان را به اراده او بسپاریم ، عمیق ترین خواسته مان تحقق می یابد . امانوئل کانت می گوید : اعتقاد به خداوند را بپذیرید ، زیرا انسان به چنین اعتقادی نیاز دارد . دکتر آلکسیس کارل در نیایش می گوید : دعا قویترین شکل انرژی ای است که یک انسان می تواند تولید کند . انرژی ای چون قوه جاذبه زمین . من به عنوان یک پزشک افرادی را دیده ام که پس از شکست سایر درمانها ، با نیروی دعا و عبادت خالصانه توانسته اند از بیماری و اندوه نجات پیدا کنند . دعا مثل منبع رادیوم است و از خود انرژی ساطع می کند . در دعا انسان سعی می کند خود را به منبع اصلی و لایزال انرژی متصل سازد . هنگامی که دعا می کنیم خود را به نیروی محرک پایان ناپذیری که کائنات را می گرداند متصل می سازیم و دعا می کنیم که بخشی از این نیرو ، صرف برآوردن نیازهای ما بشود . با این درخواست ، حتی کمبودهای انسانی ( تجربه شخصی دارم کاملاً حقیقت دارد ) ما هم پر می شوند و ما با قدرت بیشتری از جا بلند می شویم . هر وقت مشتاقانه خدا را می خوانیم و دعا می کنیم ، جسماً و روحاً حالمان بهتر می شود . امکان ندارد مرد یا زنی حتی برای لحظه ای خالصانه دعا کند و نتیجه خوبی نگیرد .

خلوصی که تنها در سالیان نیایش یکبار نصیب من شد از شدت بیش از اندازه عجز بود . مثل سلحشوری که میداند می میرد ولی با تمام وجود به دشمن هجوم میبرد تعداد بسیاری را به قتل میرساند و نهایتاً به قتل میرسد اما یک نفر چطور توانست تعداد بسیاری را از پای درآورد -؟ برای اینکه با تمام وجودش حمله برد . نیرویی بر آنها ساطع کرد و بیشتر آنها پیش تر مغلوب نیرو و مصمم بودن شدند . در قرآن سوره نمل آیه نمی دانم و خاطرم نیست - می گوید : با خلوص دعا کنید . حضرت امیر می گوید : استمرار در دعا مانند در زدن است . تکرار آن نهایتاً به گشودگی در منتهی می شود . باز هم تکرار می کنم : دعا برای انسانها احساسی خوب است مادی ها که مصداق این سخن فروید هستند : ( هنوز وقتش فرا نرسیده ، ماسونی ) بیخیال فروید هیچ نگفته ! . . . دعا انعکاس یا بازتاب نیروی شما بخودتان است . دعا مانند آینه ، آنچه را طلب می کنید و می خواهید بشما برمی گرداند . برای کسی که فنون روانشناسی را بداند و منشأ دین و وجود خدا را مورد کنکاش و تجربه قرار داده باشد - نه بدست روانشناس درمان می شود و نه به دین تکیه میزند و نه با دعا و نیایش انیس می شود ، بیشتر اعجاز در نادانی اتفاق می افتد دانایی زندگی را دشوار می کند مخصوصاً زندگی مشترک را . با این وجود دعا برای کسانی که در ته دل همیشه و تا ابد سرشتاً احساسی باقی بمانند با دعا ، با خدا ، با این حقایق و یا انتزاعیات وصل هستند و اثر میگیرند. دعا انرژی و بازتاب نیروی خود انسان به خود است که مختتم به برآوردن و روا شدن حاجت می شود . . . و دفعاتی هم بی نتیجه می ماند ولی دعا در نظر بزرگان فقط بسلامت روان توصیه شده نه شق کردن دریا چون موسی . . .