addiction(اعتیاد فعال)

                                دی30                     یک وعده، هزاران پاداش

معتادان گمنام تنها یک چیز را وعده میدهد و آن رهایی از اعتیاد فعال است.

به جای چرندیات شگفت انگیز و پیشبینیهای وحشتناک با وعده امیدواری روبرو شدهایم: رهایی از اعتیاد فعال. وقتی میشنویم دیگر هرگز مجبور به مصرف مواد نیستیم، احساس آرامش میکنیم. مجبور نخواهیم بود به شخصیتی خاص تبدیل شویم!

8بهمن                                          معتاد دائمی

پس از گذشت مدت کمی از انجام برنامه، برخی از ما تصور میکنیم معالجه شدهایم. هر چیزی را که NA باید به ما آموزش دهد، فرا گرفتهایم؛ از شرکت در جلسات خسته شدهایم؛ و راهنما با لحنی یکنواخت همان شعار قدیمی را تکرار میکند: «قدمها—قدمها—قدمها!» تصمیم میگیریم که اکنون باید به زندگی خود بپردازیم، شرکت در جلسات را قطع کنیم و سالهای از دست رفته به خاطر اعتیاد فعال را جبران نماییم. اما این کار را با به خطر انداختن بهبودی خود انجام میدهیم.

سختیها                                  بهمن12

بریده بریده حرف میزدیم و سعی میکردیم حقیقت را پنهان کنیم: «اما شما متوجه نیستی! من فرق کردهام! من واقعاً این موضوع را جدی میگویم!» از این جملات بارها و بارها در دوران اعتیاد فعال خود استفاده میکردیم، یا سعی در فرار از عواقب کارهای خود میکردیم و یا از قوانینی که شامل هر شخص دیگری میشود، پیروی نمیکردیم.

15بهمن                          مسئله احساس خوب نیست

در دوران اعتیاد فعال، اکثر ما دقیقاً میدانستیم احساس ما از روزی به روز دیگر چه تغییری خواهد کرد. تنها باید برچسب روی بطری را میخواندیم یا از محتویات داخل کیسه مطلع میشدیم. احساسات خود را برنامهریزی میکردیم و هدف هر روز ما این بود که احساس خوبی داشته باشیم. 

از نفرین به شکرگزاری                            22بهمن

اعتیاد فعال تفریح نبود؛ بسیاری از ما به سختی از آن جان سالم به در بردیم. اما پرخاشگری در برابر این بیماری، افسوس خوردن از اینکه چه بر سر ما آورده، تأسف خوردن از شرایطی که برای ما به وجود آورده—این مسائل فقط ما را در وضعیت روحی تلخ و رنجشآوری محبوس نگاه میدارد. مسیر آزادی و رشد با پایان یافتن تلخی، با پذیرش آغاز میشود.

پیوندهایی که ما را به هم متصل میکند                   24بهمن

خدمت میتواند هم بهترین و هم بدترین تأثیر را در ما به وجود آورد. اما اغلب از طریق خدمت است که به تدریج با برخی از نواقص شخصیتی مهمتر خود ارتباط برقرار میکنیم. آیا به جای رویارویی با چیزهایی که ممکن است درباره خود کشف کنیم، از زیر تعهدات خدمت شانه خالی میکنیم؟ اگر استحکام پیوندهایی که ما را به هم متصل میکند به خاطر بسپاریم—بهبود یافتن از اعتیاد فعال—همه چیز خوب خواهد بود. 

1اسفند                                عجز و مسئولیت شخصی

اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی میکنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً می‌تواند صحت داشته باشد. 

2اسفند                  تاسف به حال خود یا بهبودی—انتخاب آن به عهده ماست

در دوران اعتیاد فعال، بسیاری از ما از تاسف به حال خود به عنوان مکانیسم بقا استفاده میکردیم. باور نداشتیم که جایگزینی برای زندگی به همراه این بیماری وجود دارد—یا شاید نمیخواستیم باور کنیم. تا زمانی که میتوانستیم برای خود ابراز تأسف کنیم و فرد دیگری را در ایجاد مشکلات خود مقصر بدانیم، مجبور به قبول عواقب اعمال خود نبودیم؛

 

 

Active addiction(اعتیاد فعال)

7اسفند                                پشیمانی

پشیمانی یکی از احساساتی است که ما را به مصرف وا میداشت. به خاطر اعتیاد فعال راه خود را گم کرده بودیم و اثری از دلشکستگی و نابودی بسیار دردناک را به جای گذاشته بودیم. پشیمانی ما، اغلب با این استنباط که نمیتوانیم برای جبران خساراتی که وارد کردهایم کاری انجام دهیم، تشدید میشد؛ راهی برای اصلاح آن وجود نداشت.

همه چیز!                                       10اسفند

برای بسیاری از ما چند ماه یا چند سال اول در NA دوران شگفتانگیزی است. نسبت به آزمایش هر کاری تمایل پیدا میکنیم و دیدگان ما رو به شادیها و افقهای جدید باز میشود. سرانجام رها از اعتیاد فعال، در حالی که بهبودی ما تازه و شاداب است، همه چیز ممکن به نظر میرسد. 

12اسفند                                        موفقیت

قبل از آمدن به NA، تعداد کمی از ما موفقیت را تجربه کرده بودیم. هر گونه تلاشی که به تنهایی برای قطع مصرف انجام دادیم، سرانجام با شکست مواجه میشد. به تدریج امید هر گونه رهایی از اعتیاد فعال را از دست دادیم. رفته رفته به شکست عادت کرده بودیم، انتظار آن را داشتیم، آن را قبول میکردیم و فکر میکردیم بخشی از سرشت ماست. 

لغزش                                                                              اسفند13      

اما مرگی وجود دارد که در اثر بازگشت به اعتیاد فعال به وجود میآید و ممکن است بدتر از مرگ جسمانی باشد. این مرگ، مرگ روحانی است که با جدا شدن از نیروی برتر خود آن را تجربه میکنیم. اگر مصرف کنیم، رابطه روحانی که طی سالیان پرورش دادهایم، ضعیف و شاید ناپدید شود. واقعاً احساس تنهایی خواهیم کرد.  

14اسفند                                      فرآیند

در دوران اعتیاد فعال، مسائل ظاهراً بدون منطق رخ میداد. فقط «کارها را انجام میدادیم»، اغلب بدون اینکه از نتایج یا علت آن آگاهی داشته باشیم. زندگی ارزش یا معنایی نداشت.

احساس "تعلق"                                                   اسفند25

اعتیاد فعال، ما را از جامعه جدا کرد و ما را منزوی کرد. ترس در محور این انزوا قرار داشت. معتقد بودیم اگر به دیگران اجازه شناخت خود را بدهیم، آنها فقط درمییابند که ما چه معایب بیشماری داریم. در آن صورت، تنها یک قدم با طرد شدن فاصله خواهیم داشت . 

26اسفند                                  ترازنامه

ترازنامه به ما در درک نیازهای فراتر از نیازهای اعتیاد فعال و فراتر از تمایل ما به دریافت عشق و پذیرفته شدن از سوی دیگران کمک میکند—درمییابیم اساساً چه کسی هستیم. به تدریج درک میکنیم که چه چیزی برای ما مناسب است و زندگی دلخواه ما چگونه است. این لحظه، آغاز تبدیل شدن به هویت واقعی خودمان است. 

2 فروردین                        اصل اتکا به خود

در دوران اعتیاد فعال، ما نیز به همین ترتیب رفتار کردیم. از خانوادهها، دوستان و جوامع خود سوء استفاده کردیم. آگاهانه یا ناآگاهانه تقریباً از هر کسی که با او روبرو میشدیم، چیزی را بیدلیل میستاندیم.

4 فروردین                           رهایی از گذشته

در حالی که خاطرات گذشته میتواند یادآور آنچه باشد که در صورت مصرف مجدد مواد در انتظار ماست، این خاطرات میتواند ما را در کابوس خجالت و ترس نیز گرفتار کند. گرچه رهایی از این خاطرات ممکن است دشوار باشد، اما هر یک از روزهای بهبودی میتواند ما را بسیار دورتر از اعتیاد فعال خود رهنمون سازد. هر روز دلایل بیشتری را برای امید به آینده و دلایل کمتری را برای تنبیه خود مییابیم.

 

 

Active addiction(اعتیاد فعال)

8 فروردین                     روبرو شدن با احساسات

در حالی که مصرف میکردیم، بسیاری از ما قادر یا مایل به درک بسیاری از عواطف نبودیم. اگر خوشحال بودیم، برای خوشحالتر شدن مصرف میکردیم. اگر عصبانی یا افسرده بودیم، برای بروز ندادن این احساسات مصرف میکردیم. با پیروی از این الگو در سراسر دوران اعتیاد فعال خود، آنقدر از نظر عاطفی سردرگم شدیم که دیگر مطمئن نبودیم عواطف طبیعی چه هستند.

6 اردیبهشت                            خویشتنپذیری

اکثر ما وقتی به معتادان گمنام میآییم خود را به اندازه کافی نپذیرفتهایم. به ویرانی بزرگی که در دوران اعتیاد فعال خود ایجاد کرده بودیم، نگاه میکنیم و از خود متنفر میشویم. ما در پذیرفتن گذشته خود و  خویشتنبینی حاصل از آن مشکل داشتیم.

 

"چه اتفاقی میافتد اگر..."                  9 اردیبهشت

در دوران اعتیاد فعال خود، ترس از آینده و آنچه شاید اتفاق افتد برای بسیاری از ما یک واقعیت بود. چه میشود اگر دستگیر شویم؟ شغل خود را از دست دهیم؟ همسر ما فوت کند؟ ورشکسته شویم؟ و غیره و غیره. برای ما ساعتها یا حتی کل روز فکر کردن درباره آنچه شاید اتفاق افتد، عجیب نبود. نقش خود را در همه مکالمات و صحنهها حتی قبل از وقوع، بازی میکردیم و سپس مسیر خود را بر اساس "چه اتفاقی میافتد اگر..." تعیین میکردیم. با انجام این کار، نومیدی پشت نومیدی را برای خود رقم میزدیم.

هر مسافتی                                                       اردیبهشت15

تازهواردها میپرسند: «هر مسافتی؟» بازنگری دوران اعتیاد فعال خود در گذشته و مسافتی که برای نشئه ماندن مایل به طی آن بودیم، میتواند در توضیح این مسئله کمک کند. آیا مایل به طی مسافتهای طولانی برای تهیه مواد بودیم؟ بله، معمولاً این طور بود. این بدین معناست که اگر ما به همان اندازه که نگران مصرف خود بودیم، درباره پاک ماندن نیز نگران باشیم، هر کاری را برای رساندن خود به جلسات امتحان میکنیم.  

30 اردیبهشت                        رهایی از انزوا

اعتیاد فعال به دلایل بسیاری ما را منزوی نگاه داشت.

3 خرداد                 آسیبپذیری در برابر ریسک کردن

به جای آسیبپذیری در برابر ریسک، بسیاری از ما عادتهایی را پرورش دادهایم که دیگران را در فاصله امنی حفظ میکند. الگوهای انزوای عاطفی مزبور میتواند این احساس را در ما ایجاد کند که ما نومیدانه در پشت نقابهای خود محبوس شدهایم. سابقاً در زندگی خود ریسک میکردیم. اکنون میتوانیم درباره احساسات خود ریسک کنیم. از طریق درد و دل کردن با سایر معتادان، یاد میگیریم که منحصر به فرد نیستیم؛ صرفاً از طریق اجازه دادن به دیگران برای شناختن ما، خود را بیدلیل آسیبپذیر نمیکنیم، چراکه در جمع خوبی هستیم. از طریق کارکرد قدمهای دوازدهگانه برنامه NA رشد و تغییر میکنیم. دیگر نه میخواهیم و نه نیاز داریم ضمیر پدیدارشونده خود را پنهان کنیم. این فرصت به ما داده شده که از نهانسازی عواطف خود برای حفظ اعتیاد فعال رهایی یابیم.

16 خرداد                                   بهبودی یک

ما "فرد قابل توجهی" هستیم. در حال بهبودی هستیم—بهبودی از اعتیاد فعال.

19 خرداد                                  رؤیاهای قدیمی نباید بمیرند

مهم نیست چقدر از سن ما گذشته، اعتیاد چه چیزهایی را از ما گرفته یا این امر چقدر غیر ممکن به نظر میرسد، در هر حال، رهایی ما از اعتیاد فعال، آزادی لازم برای جستجوی آرزوهای خود را به ما میدهد. شاید به استعداد فراوان خود در کاری پی ببریم یا سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا کنیم و یا دریابیم که  ادامه تحصیلات، پاداشهای چشمگیری را برای ما به ارمغان میآورد.

                        23 خرداد                                     زندگی پرمشغله                                     

همه انرژی خود را صرف حفظ اعتیاد فعال خود میکردیم.

Active addiction(اعتیاد فعال)

حصارها                                                          27 خرداد

به دست آوردن آزادی ارزش ریسک آن را داشت. میدانیم برای رهایی کامل از موانعی که طی سالها اعتیاد فعال ایجاد کردهایم، هنوز کارهایی برای انجام دادن باقی مانده است. اما با برقراری ارتباط با سایر معتادان و اجازه دادن به آنها برای برقراری ارتباط با ما، علیرغم نواقص انسانی، به این شناخت رسیدهایم که برای عشق و صمیمیت ظرفیت بالایی داریم.

برنامه ساده                                   10 تیر

برنامه NA زندگی را برای ما ساده میکند و ما را قادر میسازد تا رها از اعتیاد فعال به زندگی خود ادامه دهیم.

                               11 تیر                                            مقایسه                                       

رهایی از اعتیاد فعال به ما آزادی میدهد تا خود باشیم، همان طوری که واقعاً هستیم.

15 تیر                                    «متاسفم»

گفتن «متاسفم» احتمالاً برای اکثر ما موضوع غریبی نیست. این جمله در دوران اعتیاد فعال، شاید جمله بسیار آشنایی باشد. همیشه به افراد میگفتیم که چقدر متأسف هستیم و وقتی فردی که از عذرخواهیهای بیمعنی ما خسته میشد، پاسخ میداد «مطمئناً همین طور است. در حقیقت، شما  بدترین عذر را برای... آوردید»، شاید این مسئله اولین گواه بر این بود که «متاسفم» واقعاً هیچ تأثیری بر کسانی که به آنها صدمه زده بودیم، نمیگذاشت، خصوصاً وقتی میدانستیم دوباره همان کار را تکرار میکنیم.

19 تیر                                           نگرش مثبت

نگرش منفی علامت اعتیاد فعال است. در هر اتفاقی که در زندگی ما رخ داد، فرد یا چیز دیگری مقصر بود. دیگران را به خاطر کمبودهای خود با مهارت خوبی سرزنش میکردیم.

در حالی که نگرشی منفی، ما را در دوران اعتیاد فعال تعقیب میکرد، اکثر اوقات این نگرش میتواند ما را تا اتاقهای معتادان گمنام دنبال کند.

21 تیر …………………………….   صبر

«چیزی را میخواهم که دلم میخواهد و آن را همین حالا میخواهم!» این تقریباً میزان صبری است که اکثر ما همواره در دوران اعتیاد فعال خود داشتیم. وسوسه و اجبار ناشی از بیماری ما، طرز فکری "یکسویه" به ما داد؛ وقتی چیزی را میخواستیم، تمام فکر ما به آن معطوف میشد. موادی که مصرف میکردیم، به ما آموخت که ارضای فوری هرگز بیشتر از یک دوز با ارضای فوری بعدی ما فاصله ندارد. تعجبی نیست اکثر ما وقتی به معتادان گمنام آمدیم، تقریباً صبرمان ته کشیده بود.

23 تیر                                           "فعالیت درونی"

یکی از اولین اتفاقاتی که در بهبودی برای ما رخ میدهد، این است که به تدریج بهتر به نظر میرسیم. سالمتر میشویم؛ به حمام میرویم؛ به طرز مناسبتری لباس میپوشیم و بدون تحریک شدن به وسیله اعتیاد فعال، بسیاری از ما سرانجام دزدی، دروغگویی و رفتار خشونتآمیز را کنار میگذاریم. کم کم با کنار گذاشتن مواد مخدر، طبیعی به نظر میرسیم.

26 تیر                          بهرهگیری از "خوابهای مصرف" خود

خوابهای مصرف لزوماً نقصی را در برنامه ما نشان نمیدهد؛ برای یک معتاد مواد مخدر، هیچ چیز طبیعیتر از خواب مصرف مواد نیست. برخی از ما خوابهای مصرف را به عنوان نعمتهایی از سوی نیروی برتر خود در نظر میگیریم که به طور واضح ما را به یاد عدم سلامت عقل ناشی از اعتیاد فعال میاندازد و ما را به تقویت بهبودی خود تشویق میکند.

2 مرداد                                       نقابها باید کنار روند

حساسیت بیش از حد، ناامنی و بیهویتی اغلب با اعتیاد فعال مرتبط هستند. بسیاری از ما این ویژگیها را با خود به بهبودی میآوریم؛ ترس ما از بیکفایتی، طرد شدن و نداشتن جهت، یکشبه ناپدید نمیشود. بسیاری از ما چهرهها یا شخصیتهای دروغینی داریم که یا برای محافظت از خود و یا برای خشنودی دیگران ساختهایم. برخی از ما از نقاب استفاده میکنیم، زیرا مطمئن نیستیم که واقعاً چه کسی هستیم.

Active addiction(اعتیاد فعال)

ما بهبود پیدا میکنیم                                     5 مرداد

تا وقتی برنامه را انجام میدهیم، پاداش ما قطعی است: رهایی از اعتیاد فعال و شیوه بهتری برای زندگی. 

رهایی از اعتیاد فعال                          9مرداد

«معتادان گمنام فقط یک وعده میدهد و آن رهایی از اعتیاد است، راه حلی که مدتهای مدید از ما گریزان بود.»

اعتماد به افراد12                                        مرداد

به خود یادآور میشویم که قوانین اعتیاد فعال در بهبودی کاربردی ندارند.

شکل افکار ما                                    14  مرداد

 هر یک از آرمانهای روحانی برنامه ما، یکی از نواقص فکری ما را که در دوران اعتیاد فعال به وجود آمده، برطرف میکند.

19 مرداد                                      دعا و مراقبه مستمر

دعا و مراقبه مستمر در الگوی جدید ما دو عامل مهم هستند. اعتیاد فعال ما فراتر از عادتی بود که با نیروی اراده ترک شود. اعتیاد ما وابستگی منفی و تحلیلبرندهای بود که همه انرژی مثبت را از ما میگرفت. این وابستگی آنقدر شدید بود که از اطمینان ما به نیرویی برتر جلوگیری میکرد.

2۱ مرداد                                           کافیست!

تنها مسئله مهم این است که به پستترین درجه عاطفی و روحانی رسیدهایم و این امر از بازگشت ما به اعتیاد فعال ممانعت میکند.

2 شهریور                                    جستجوی اراده خداوند

در دوران اعتیاد فعال، معمولاً برای آگاهی از اراده خداوند برای خود و قدرت اجرای آن دعا نمیکردیم. بر عکس، در اکثر دعاهای خود از خداوند میخواستیم ما را از وضعیت آشفتهای که برای خود درست کرده بودیم، نجات دهد. به محض درخواست انتظار معجزه داشتیم.

انتخاب زندگی                                     5شهریور

اعتیاد فعال تمایل به مرگ تدریجی است. هر یک از ما هر بار که مصرف میکردیم از مرگ استقبال میکردیم. شیوه زندگی ما نیز ما را در مخاطره قرار داد. زندگی یک معتاد با گذشت هر روز و هر بار مصرف ارزان‌تر فروخته میشود.

6مهر                                            امید

در دوران مصرف، نومیدی همراه دائمی ما بود. و تک تک لحظات بیداری ما را تحت تأثیر قرار می داد. نومیدی از تجربه ما در دوران اعتیاد فعال نشأت گرفت.

نظم                                                         17مهر

وقتی هر روز زندگی خود را به مراقبت نیروی برتر خود میسپاریم، میتوانیم از عمل کردن بر اساس اراده شخصی که مختص اعتیاد فعال است، دوری کنیم.

عینک و نگرشها                        19  مهر

در دوران اعتیاد فعال، جهان احتمالاً شبیه به جایی وحشتناک به نظر میرسید. مصرف به ما در تحمل دنیایی که میدیدیم، کمک کرد. امروز، درک میکنیم که شرایط دنیا واقعاً مشکل ما نبود. عقاید و نگرشهای ما درباره دنیا بود که یافتن جایی راحت در آن را ناممکن میساخت.

به پای چیزی ایستادن                                      27 مهر

در دوران اعتیاد فعال، حاضر بودیم برای به دست آوردن مواد بیشتر، از همه اعتقادات خود چشمپوشی کنیم. چه از خانوادهها یا دوستان خود دزدی کرده باشیم، خودفروشی کرده باشیم یا به کارفرمای خود دروغ گفته باشیم، در هر حال ارزشهایی را که اهمیت زیادی برای ما داشت، نادیده میگرفتیم.

Active addiction(اعتیاد فعال)

28 مهر                                       آزادی انتخاب

در دوران اعتیاد فعال، بسیاری از ما با غفلت و کوتاهی زندگی خود را سر میکردیم. مایل یا قادر به تصمیمگیری درباره طرز رفتار دلخواه خود، کار دلخواه خود یا حتی محل زندگی خود نبودیم. به مواد مخدر و سایر افراد اجازه دادیم، اساسیترین انتخابها را برای ما انجام دهند. رهایی از اعتیاد فعال در میان چیزهای دیگر به معنای آزادی انتخاب برای خود است. 

17 آبان                                رهایی از عدم سلامت عقل

در دوران اعتیاد فعال، ذهن ما سالم نبود. هر روزی که اعتیاد خود را سپری میکردیم، انتظار تأثیرات بیماری مرگبار، تحقیر، سوء استفاده، فقر و فلاکت، حبس، مرگ در اثر خشونت و حتی مرگ در اثر حماقت محض را میکشیدیم. در این شرایط، تقاضای سکته قلبی یا تصادف مرگبار خیلی هم دور از انتظار به نظر نمیرسد، بلکه نشان میدهد چقدر بیعقل بودهایم. 

نه کامل 22                                         آبان

در معتادان گمنام برای دستیابی به بهبودی تلاش میکنیم، نه کمال. تنها وعدهای که به ما داده شده، رهایی از اعتیاد فعال است.

23 آبان                    نه صرفاً تلاش برای زنده ماندن

اگر در دوران اعتیاد فعال میمردیم، با تلخی و مرارت از بسیاری از لذتهای زندگی محروم میشدیم. هر روز به خاطر یک روز پاک دیگر و یک روز زندگی دیگر از نیرویی برتر خود سپاسگزاری میکنیم.

29 آبان                          دستیابی به احساس رضایت

احتمالاً در دوران اعتیاد فعال، صدها بار آرزو کردیم که ای کاش به فرد دیگری تبدیل میشدیم. شاید آرزو میکردیم میتوانستیم جای خود را با افرادی عوض کنیم که صاحب ماشینی زیبا یا خانهای بزرگتر، شغلی بهتر، همسری جذابتر یا هر چیزی جز آنچه خود در اختیار داشتیم، بودند.  

نگون‌بختی انتخابی است                                20آذر

 تاکنون انتخاب کردهایم که به خاطر سلامت عقل و بهبودی، مصیبت اعتیاد فعال را کنار بگذاریم. اکنون اگر آماده تعویض مصیبت امروز با آرامشی حتی بیشتر هستیم، ابزاری را برای انجام این کار در اختیار داریم—اگر واقعاً تمایل داشته باشیم.

عضویت 22                                    آذر

میتوانیم در صورتی که دوستان و عزیزان ما مایل باشند، آنها را به جلسهای بیاوریم، اما نمیتوانیم آنها را به پذیرفتن این شیوه زندگی که رهایی از اعتیاد فعال را برای ما میسر ساخته، وادار کنیم.

25 آذر                                            جایی که دود هست...

تازهواردها به ما یادآور میشوند که اعتیاد فعال چقدر دردناک میتواند باشد. راهنما به ما کمک میکند تمرکز خود را حفظ کنیم و از نشریات NA که به آسانی در دسترس است، میتوان برای خاموش کردن شعلههای کوچک که هر از گاهی به وجود میآیند، استفاده کرد.

27 آذر                                  پیام جلسات ما

ماجرای المشنگههای ما در دوران اعتیاد فعال شاید خندهدار باشد. داستان عکسالعملهای عجیب و غریب ما به زندگی در دوران مصرف شاید جالب باشد. اما آنها بیشتر حاوی بینظمی و آشفتگی هستند، نه پیام. بحثهای فلسفی درباره ذات خداوند جذاب است. بحث درباره موضوعات جنجالبرانگیز کنونی جای خود را دارند، اما جای آن در جلسه NA نیست.

عمل کردن به حرفها و ادعاهایمان                                   آذر28

اگر در جلسات درباره بهبودی صحبت کنیم، اما مانند دوران اعتیاد فعال زندگی کنیم، اعضای انجمن ممکن است گمان کنند که ما کاری بیشتر از نقل شعارهای که به درد چسباندن بر روی سپر اتومبیلها می‌خورد، انجام نمیدهیم.

 

 

Active addiction(اعتیاد فعال)

1 دی                              شیوه جدیدی برای زندگی

بدترین جنبه اعتیاد فعال چه بود؟ برای بسیاری از ما این نبود که شاید روزی از بیماری اعتیاد خود بمیریم. بلکه بدترین بخش آن زندگی بدتر از مرگ و پوچی بینهایتی بود که هر روز تجربه میکردیم.

خداوند میتواند سلامت عقل را به ما باز گرداند6                              دی

درست همان طور که تصور میکردیم اعتیاد فعال نومیدکننده است و ما هرگز پاک نمیشویم، اکنون ممکن است باور کنیم که نوع خاص عدم سلامت عقل ما نومیدکننده است.  

میدانیم که رهایی از اعتیاد فعال را مدیون لطف خداوندی مهربان هستیم.

یک بیماری قابل درمان                      1فروردین

درست مانند بیماری اعتیاد، برنامه NA نیز همه زمینههای زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد.

علائم بیداری روحانی                              1 خرداد

نحوه تشخیص بیماری اعتیاد را میدانیم. علائم آن مسلم است. افرادی که از این بیماری رنج میبرند، علاوه بر وسوسه کنترلنشدنی به مصرف مواد مخدر، رفتار خودجویانه ناشی از خودمحوری را نشان میدهند.

درست همان طور که بیماری اعتیاد با علائم معینی آشکار میشود، بیداری روحانی نیز با نشانههای روشن و معینی در یک معتاد در حال بهبودی نمایان میشود.

نه آنقدر وخیم و علاجناپذیر                     شهریور14

بیماری اعتیاد که منبع مشکلات ما بود. فهمیدیم که یک بیماری درمانپذیر است. وقتی بیماری خود را درمان کنیم، میتوانیم به تدریج بهبود پیدا کنیم.

16 مهر                                    الگوی جدید زندگی

زندگی ما باید الگویی داشته باشد. برای حفظ بهبودی باید الگوهای جدیدی را که برنامه به ما آموخته، حفظ کنیم. از طریق توجه منظم به این الگوها، رهایی خود از بیماری کشنده اعتیاد را تداوم میبخشیم و معنایی را که بهبودی در زندگی ما به وجود آورده، حفظ میکنیم.

انتخابها                                  23 مهر

معتاد شدن را انتخاب نکردیم و نمیتوانیم ترک اعتیاد خود را نیز انتخاب کنیم. به بیماری اعتیاد مبتلا هستیم. به خاطر ابتلا به آن مسئول نیستیم، اما در برابر بهبودی خود مسئول هستیم.

14 دی                                         عشق انجمن

ذهن ما با چیز مناسب یا سالمی پر نشده بود و به این مسئله نیز واقف نبودیم. وقت، پول و انرژی ما صرف برقراری روابط عاطفی، صحبت كردن با دیگران یا تلاش برای بهتر كردن جوامع ما نشده بود. در مسیر مارپیچ وسوسه و اجبار كه فقط در یك جهت میرفت، گیر افتاده بودیم: به سمت پایین.

13بهمن                                     نیت خیر

عامل روحانی بیماری ما ریشه در خودمحوری دارد. خودخواهی در برخورد با دیگران تنها رفتاری بود که اعتیاد به ما یاد داد. هر زمان که چیزی را میخواستیم باید در اختیار ما قرار میگرفت. افکار وسوسهآلود ریشه در ضمیر زندگی ما داشت.

21 تیر …………………………….   صبر

وسوسه و اجبار ناشی از بیماری ما، طرز فکری "یکسویه" به ما داد؛ وقتی چیزی را میخواستیم، تمام فکر ما به آن معطوف میشد.

شکل افکار ما14                                      مرداد

خود مشغولی و وسوسه برای مصرف مواد، روحیه، اعمال و شکل زندگی ما را نیز تحت تأثیر قرار داد.

 

Active addiction(اعتیاد فعال)

گوش دادن18                                 آذر

آموختن نحوه گوش دادن—گوش دادن واقعی—کار دشواری است، اما دستنیافتنی نیست. شاید با تأیید صحبتهای طرف مقابل در پاسخهای خود شروع کنیم. شاید از  فردی که مشکلی را بیان میکند، بپرسیم آیا کمکی هست که از دست ما بر میآید. با کمی تمرین، میتوانیم از وسواس فکری رهایی بیشتری پیدا کنیم و با افراد در زندگی خود ارتباط نزدیکتری بر قرار کنیم.

23 آبان                    نه صرفاً تلاش برای زنده ماندن

 انحطاط عاطفی، مرگ روحانی و آگاهی آزار دهنده از اینکه هیچ چیز هرگز تغییر نمیکند، همیشه وجود داشت. امیدی نداشتیم و  زندگی رو به زوال ما معنا و مفهومی نداشت.

 

 

Denial(انکار)

8بهمن                                          معتاد دائمی

در هر حال هر روز  معتاد هستیم. همواره در معرض توهم، انکار، دلیلتراشی، توجیه، عدم سلامت عقل—همه خصوصیاتی که در طرز فکر معتاد معمولی وجود دارد—قرار داریم.

14اسفند                                      فرآیند

فرآیند قدمهای دوازدهگانه به زندگی ما معنا میبخشد؛ در طی کارکرد قدمها، جوانب تاریک و روشن خود را میپذیریم. از انکاری که ما را از درک تأثیر اعتیاد باز میداشت، دوری میکنیم.

ذهن بسته…………..     22  فروردین

انکار، ما را از بیان نیاز واقعاً شدید خود به عقاید و راههای جدید باز میدارد.

تشخیص رنجشها و رهایی از آنها                7اردیبهشت

انکار ناآگاهانه رنجشها از شرطی کردن اعتیاد نشأت میگیرد. اغلب احساسات ما عمیقاً مدفون شدند. پس از گذشت مدتی از بهبودی، حس جدیدی از درک به وجود میآید. عمیقترین احساسات مدفونشده ما کم کم ظاهر میشوند و رنجشهایی که تصور داشتن آنها را نمیکردیم، ناگهان بروز میکنند.

16 خرداد                                   بهبودی یک

هر چه بیشتر از این فرآیند بهره میگیریم، بیشتر به آن اعتماد میکنیم، چراکه میتوانیم نتایج آن را مشاهده کنیم. از خشم و رنجش به سوی بخشش، از انکار به سوی صداقت و پذیرش و از درد به سوی آرامش پیش میرویم.

مشاهده خداوند در یکدیگر                                   16 تیر

در اقدام خود نیرویی برتر را مشاهده میکنیم. میبینیم چگونه پذیرش و امید جایگزین انکار و نومیدی میشود.

27 تیر                                       هدیه نومیدی

عدم سلامت عقل سرانجام از حصار انکار بالاتر آمده بود و ما را به صداقت داشتن درباره بیماری خود وادار میکرد.

4 مرداد                                        تسلیم بیقید و شرط

اکثر ما هر کاری که فکرش را میکردیم، امتحان کردهایم و حداکثر توان خود را به کار گرفتهایم تا خلأ روحانی درون خود را پر کنیم. هیچ چیز—نه مواد، نه کنترل و مدیریت، نه ارضای جنسی، پول، مال یا پرستیژ—این خلأ را پر نکرده است. ما عاجز هستیم؛ زندگی ما حداقل از جانب خود ما غیر قابل اداره است. انکار ما این حقیقت را تغییر نمیدهد.

 

Denial(انکار)

6 مرداد                                            اسرار و صمیمیت

برای حفظ صمیمیت در یک رابطه، ضروری است نواقص خود را اذعان کنیم و آنها را بپذیریم. وقتی این کار را انجام میدهیم، مخفیگاه انکار که برای پنهان نگاه داشتن این مسائل ساخته شده، نابود میشود و ما قادر به برقراری روابط با دیگران خواهیم شد.

شکل افکار ما                                     14 مرداد

هر یک از آرمانهای روحانی برنامه ما، یکی از نواقص فکری ما را که در دوران اعتیاد فعال به وجود آمده، برطرف میکند. تأثیر انکار از طریق اقرار، پنهانکاری از طریق صداقت، انزوا از طریق دوستی و نومیدی از طریق ایمان به نیرویی برتر و مهربان خنثی میشود.

29  شهریور                                شهامت تغییر

در هر جنبهای از زندگی خود که قدمها را به کار گرفتهایم، همواره تسلیم را بهتر از انکار و بهبودی را ارجحتر از اعتیاد یافتهایم.

ترسیدن از احساسات خود —قدم چهارم                            3 مهر

امتناع از اقرار به منبع عذاب این درد را از ما دور نمیکند؛ انکار درد را حفظ میکند و آن را تقویت میکند.

عینک و نگرشها                        19  مهر

برای مشاهده دنیا به طور واضح، باید نگرشها و عقاید خود را پاک و عاری از چیزهایی نظیر رنجش، انکار، تاسف به حال خود و کوتهبینی نگاه داریم.

قدمها از طریق از میان برداشتن انکار و جایگزینی آن با ایمان، صداقت با خود، فروتنی و مسئولیتپذیری به ما در مشاهده دنیا به گونهای کاملاً جدید کمک میکنند.

پذیرش و تغییر                                        30 آذر

ترس و انکار مخالف پذیرش است. هیچ یک از ما حتی به چشم خود نیز کامل نیستیم؛ همه ما صفات خاصی داریم که احتمالاً مایل به تغییر آنها هستیم. گاهی اوقات وقتی درباره اینکه چقدر از آرمانهای خود فاصله داریم، تعمق میکنیم، از ترس اینکه مبادا فرصتی وجود نداشته باشد که به افراد دلخواه خود تبدیل شویم، به شدت تحت تأثیر قرار میگیریم. در این هنگام مکانیسم دفاعی انکار وارد عمل میشود و ما را تا نهایت به طرف مخالف سوق میدهد: به خود میگوییم وقتی هیچ چیز مربوط به ما نیاز به تغییر ندارد، پس چرا باید نگران باشیم؟ هیچ یک از این دو آزادی لازم برای تغییر را در اختیار ما قرار نمیدهد. 

با کارکرد قدمها، با ترس و انکار مقابله میکنم و پذیرش لازم برای تغییر را به دست میآورم.

من نمیتوانم، اما ما میتوانیم                                          5 فروردین

عدم پذیرش ضعف، مخفی کردن همه کمبودها، انکار شکست، تنها پیش رفتن—اینها اعتقاداتی بود که بسیاری از ما از آن پیروی میکردیم.

تسلیم                                          2 تیر

اکثر ما پس از گذشت مدتی از پاکی به گذشته نگاه میکنیم و متحیر میشویم از اینکه چرا برای انکار عجز خود به سختی میجنگیدیم،

به عقب نگاه نکن                                   7 شهریور

دیگر نباید گذشته خود را انکار کنیم

15 آبان                                   درک فروتنی

نه ویژگیهای خوب خود را انکار میکنیم و نه بر نواقص خود بیش از حد تأکید میکنیم.

تحمل عواطف خود                                     16  آذر

پس از مشارکت کردن ترازنامه خود با راهنما، به تدریج احساس کردیم نباید انکار کنیم چه کسی هستیم یا برای پذیرفته شدن چه احساسی داریم.

Despair (یأٔس- نومیدی)

20 دی                                    سپاسگزاری

آیا از عمیقتر شدن رابطه خود با خداوند سپاسگزاریم؟ آیا به یاد داریم که از خداوند به خاطر هر روز پاکی سپاسگزاری کنیم؟ آیا به خاطر داریم که صرف نظر از عمق نومیدی و شادی، خداوندی که درک میکنیم با ماست؟

 1اسفند                                عجز و مسئولیت شخصی

بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکردهایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیمگیری یا حفظ چیزهایی پنداشتهایم که قبلاٌ به آنها دست یافته‌ایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کردهایم. اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی میکنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً می‌تواند صحت داشته باشد

26اسفند                                  ترازنامه

وقتی مصرف میکردیم رفتار ما با نیازهای اعتیاد ما تعیین میشد. بسیاری از ما هنوز هم متوجه شباهت شخصیت خود با رفتار خود در دوران اعتیاد میشویم و این امر موجب شرمندگی و نومیدی ما میشود. امروز نباید مانند گذشته بر اساس اعتیاد خود عمل کنیم؛ بهبودی امکان تغییر را به ما داده است

30اسفند                                           نیروی برتر

اکثر ما در پذیرفتن اینکه اعتیاد به نیروی مخربی در زندگی ما تبدیل شده بود، مشکلی نداریم. بهترین تلاشهای ما به نابودی و نومیدی شدیدتر از همیشه تبدیل شد. زمانی متوجه شدیم که به کمک نیرویی برتر از اعتیاد خود نیاز داریم

4 فروردین                           رهایی از گذشته

وقتی برای اولین بار بهبودی پیدا میکنیم، برخی از ما از "معتاد" نامیدن خود احساس خجالت یا نومیدی میکنیم. در روزهای اول وقتی برای یافتن معنای جدید در زندگی خود تلاش میکنیم، ممکن است آکنده از هم ترس و هم امید باشیم. گذشته ممکن است گریزناپذیر و غیر قابل تحمل باشد. شاید فکر کردن درباره خود غیر از شیوهای که همیشه فکر کردهایم، دشوار باشد

10 فروردین                          خدامحوری

به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور میشویم، نومیدی ما به امید تبدیل میشود.

امیدواری چه پرشکوه است! قبل از آمدن به معتادان گمنام، بسیاری از ما با نومیدی مطلق زندگی میکردیم. معتقد بودیم سرنوشت، مرگ در اثر این بیماری را برای ما رقم زده است

وقتی واقعیت زندگی آن طور که هست، آغاز میشود، به نیروی برتر خود مراجعه میکنیم و به خاطر میسپاریم که زندگی همان طور که هست روی میدهد. اما صرف نظر از اینکه در بهبودی ما چه چیزی رخ میدهد، نباید نومید شویم، زیرا امید همیشه وجود دارد. این امید در رابطه ما با نیروی برتر نهفته است

هر چه بیشتر و بیشتر به نیروی برتر خود اتکا میکنیم، کشمکشهای زندگی دیگر ما را به سوی دریای نومیدی نمیکشاند. هر چه بیشتر بر خداوند تمرکز میکنیم، بر خود کمتر تمرکز میکنیم.

از من مراقبت کن                              8خرداد

وقتی در بهبودی پیشرفت میکنیم و ایمان ما به نیروی برتر افزایش مییابد، با وجود اینکه ممکن است در رنج باشیم، مطمئن هستیم که با احساسی حاکی از امید با دوران سخت روبرو میشویم. نباید نومید باشیم، چراکه میدانیم وقتی نمیتوانیم به تنهایی حرکت کنیم، مراقبت نیروی برتر به ما کمک خواهد کرد

16خرداد               بهبودی یک شبه اتفاق نمیافتد

پس از گذشت مدتی از بهبودی ممکن است متوجه شویم که با مسائلی مانند مشکلات شخصی دردناک، احساس عصبانیت و نومیدی روبرو شدهایم

Despair (یأٔس- نومیدی)

مشاهده خداوند در یکدیگر                                    تیر16

وقتی پیام تأثیر خود را میگذارد و زندگی معتاد دیگری را دگرگون میسازد، در اقدام خود نیرویی برتر را مشاهده میکنیم. میبینیم چگونه پذیرش و امید جایگزین انکار و نومیدی میشود

ما بهبود پیدا میکنیم!             ………….           18 تیر

آنها از نومیدی کامل به سوی امیدواری بیپایان، از مصرف کنترلنشدنی مواد به پرهیز کامل و از غیر قابل اداره بودن همیشگی به مسئولیتپذیری از طریق کارکرد قدمهای دوازدهگانه معتادان گمنام گام برداشتهاند

شکل افکار ما                                      مرداد14

هر یک از آرمانهای روحانی برنامه ما، یکی از نواقص فکری ما را که در دوران اعتیاد فعال به وجود آمده، برطرف میکند. تأثیر انکار از طریق اقرار، پنهانکاری از طریق صداقت، انزوا از طریق دوستی و نومیدی از طریق ایمان به نیرویی برتر و مهربان خنثی میشود. آرمانهای روحانی که در دوران بهبودی پیدا میکنیم، شکل افکار و زندگی ما را به وضعیت طبیعی خود باز میگرداند.

نه آنقدر وخیم و علاجناپذیر                     شهریور14

 امروز، وقتی شاهد آشکار شدن مجدد علائم این بیماری در زندگی خود هستیم، نباید نومید شویم. از این گذشته، این بیماری درمانپذیر است و معضلی اخلاقی نیست. میتوانیم از اینکه قادر به بهبودی از بیماری اعتیاد از طریق به کارکرد قدمهای دوازدهگانه NA هستیم، سپاسگزار باشیم.

چیزی متفاوت                               شهریور22

   وقتی مصرف مواد را ترک کردیم، احساس پوچی برگشت. ابتدا احساس نومیدی میکردیم، چراکه خود راه حلی برای این میل شدید مصیبتبار نداشتیم.

6مهر                                            امید

به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور میشویم، نومیدی ما به امید تبدیل میشود

در دوران مصرف، نومیدی همراه دائمی ما بود

نومیدی از تجربه ما در دوران اعتیاد فعال نشأت گرفت

اقرار عجز قدم اول ما، اعتراف به نومیدی بود

قدمهای دوم و سوم به تدریج ما را از این نومیدی نجات داده و به سوی امیدواری جدیدی که یار و همراه معتاد در حال بهبودی است، رهنمون میکنند

وقتی بیشتر و بیشتر برای اداره زندگی خود به نیرویی برتر اطمینان میکنیم، نومیدی ناشی از تجربه طولانی ما از خودکفایی ناپدید میشود

29 آبان                          دستیابی به احساس رضایت

نومیدی ما آن چنان شدید بود که به سختی میتوانستیم کسی را تصور کنیم که وضعیتش از ما بدتر باشد.

7 دی                                   افسردگی

بسیاری از ما به عنوان یک فرد معتاد هر از گاهی دچار افسردگی میشویم. وقتی احساس افسردگی میکنیم، شاید وسوسه شویم خود را منزوی کنیم. اما اگر این کار را انجام دهیم، افسردگی ما ممکن است به نومیدی تبدیل شود. نمیتوانیم اجازه دهیم افسردگی، ما را بسوی مصرف مجدد هدایت کند.

هر مسافتی                                اردیبهشت15

 وقتی مصرف میکردیم آیا اغلب با نومیدی به نیروی برتر خود روی نمیگرداندیم و نمیگفتیم «لطفاً مرا از این مخمصه رهایی بخش!»؟ پس چرا درخواست کمک از خداوند را در دوران بهبودی خود دشوار مییابیم؟

Despair (یأٔس- نومیدی)

27 تیر                                       هدیه نومیدی

وقتی درباره نومیدی فکر میکنیم، وضعیت نامطلوبی را تجسم میکنیم: روحی کثیف و بیچاره به چیزی شدیداً مورد نیاز، نگاهی حاکی از نومیدی در چشمها، دیوانهوار چنگ میزند. قبل از یافتن NA، درست مثل حیوانات شکار شده یا کودکان گرسنه بودیم.

با این حال، احساس نومیدی قبل از آمدن به NA ما را وادار به پذیرفتن قدم اول کرد.

بهترین تلاشهای ما برای کنترل مصرف، فقط موجب خستگی ما شده بود. در نتیجه، برای تسلیم تمایل پیدا کردیم. هدیه نومیدی را دریافت کرده بودیم و در نتیجه قادر به پذیرفتن اصول روحانی که بهبودی ما را ممکن میساخت، شده بودیم. 

نومیدی چیزی است که در نهایت بسیاری از ما را به درخواست کمک وا میدارد.

هدیه نومیدی به من در داشتن صداقت، روشنبینی و تمایل کمک کرده است.

رهایی از اعتیاد فعال                      9 مرداد

کتاب پایه به ما یادآور میشود که «در هنگام نومیدی در معتادان گمنام از یکدیگر کمک خواستیم.»  به این خاطر آمدیم که شکستخورده بودیم.

30 آبان                                    رهایی از نواقص خود

«اگر [نواقص شخصیتی] به سلامت و خوشبختی ما کمک میکرد، به این وضعیت نومیدی دچار نمیشدیم.»