Isolation(انزوا)

4بهمن                               از جدایی به وصل

برنامه NA به طور ویژه برای افرادی مثل ما طراحی شده است. این برنامه به ما کمک میکند با روش درستی که باید بر اساس آن زندگی میکردیم، دوباره ارتباط برقرار کنیم و ما را از انزوا نجات میدهد.

ما معتادان نباید در انزوا زندگی کنیم.

اعتیاد یک بیماری منزویکننده است.

یادگیری شیوه جدید زندگی                             بهمن7

انزوای ما از سایر افراد جامعه موجب شده است مسئولیتهای انسانی اساسی را نادیده بگیریم و برای سازگاری با دنیایی که در آن زندگی میکنیم، مهارتهای عجیب و غریبی را برای حفظ بقای خود پرورش دهیم.

2اسفند                  تاسف به حال خود یا بهبودی—انتخاب آن به عهده ماست

به این باور رسیدهایم که کمک مؤثر در دسترس ماست؛ وقتی این کمک را جستجو کنیم و آن را در برنامه NA پیدا کنیم، دلسوزی نسبت به خود با سپاسگزاری جایگزین میشود. ابزار بسیاری در اختیار ما قرار دارد: قدمهای دوازدهگانه، حمایت راهنما، انجمن متشکل از معتادان در حال بهبودی و مراقبت نیروی برتر. در دسترس بودن این ابزار مزید بر علت سپاسگزاری است. دیگر در انزوا و نومیدی زندگی نمیکنیم؛ برای هر چیزی که ممکن است با آن روبرو شویم، کمکهای معینی در اختیار ماست.

احساس "تعلق"                                 اسفند25

با وجود دوستان جدید خود در NA دیگر مجبور به زندگی در انزوا نیستیم. میتوانیم بخشی از مجموعه بزرگتر یعنی انجمن معتادان گمنام شویم.

فقط برای امروز:  از انزوا رهایی پیدا میکنم. سعی میکنم نسبت به انجمن NA احساس تعلق کنم.

 اعتیاد فعال، ما را از جامعه جدا کرد و ما را منزوی کرد.

Isolation(انزوا)

من نمیتوانم، اما ما میتوانیم                                             5 فروردین

از انزوای اعتیاد خود، به انجمنی از افراد رسیدیم که دارای پیوند مشترکی هستند...ایمان، قدرت و امید ما از افرادی نشأت میگیرد که بهبودی خود را به مشارکت میگذارند...

30 اردیبهشت                        رهایی از انزوا

اعتیاد فعال به دلایل بسیاری ما را منزوی نگاه داشت. در ابتدا، از خانواده و دوستان دوری کردیم تا متوجه مصرف ما نشوند. برخی از ما از همه افراد غیر معتاد به دلیل ترس از واکنش شدید اخلاقی و پیامدهای قانونی دوری کردیم. افرادی را که به همراه خانواده تفریحات "عادی" داشتند، تحقیر کردیم؛ آنها را افرادی "نچسب" خواندیم و معتقد بودیم هرگز نمیتوانیم از خوشیهای ساده زندگی لذت ببریم. سرانجام حتی از سایر معتادان هم دوری کردیم، چون نمیخواستیم مواد مخدر خود را تقسیم کنیم. زندگی ما محدودتر شد و دغدغههای ما به حفظ روزانه بیماری خود محدود شد. 

3 خرداد                 آسیبپذیری در برابر ریسک کردن

به جای آسیبپذیری در برابر ریسک، بسیاری از ما عادتهایی را پرورش دادهایم که دیگران را در فاصله امنی حفظ میکند. الگوهای انزوای عاطفی مزبور میتواند این احساس را در ما ایجاد کند که ما نومیدانه در پشت نقابهای خود محبوس شدهایم. سابقاً در زندگی خود ریسک میکردیم. اکنون میتوانیم درباره احساسات خود ریسک کنیم. از طریق درد و دل کردن با سایر معتادان، یاد میگیریم که منحصر به فرد نیستیم؛

شکل افکار ما                                      مرداد14

هر یک از آرمانهای روحانی برنامه ما، یکی از نواقص فکری ما را که در دوران اعتیاد فعال به وجود آمده، برطرف میکند. تأثیر انکار از طریق اقرار، پنهانکاری از طریق صداقت، انزوا از طریق دوستی و نومیدی از طریق ایمان به نیرویی برتر و مهربان خنثی میشود. آرمانهای روحانی که در دوران بهبودی پیدا میکنیم، شکل افکار و زندگی ما را به وضعیت طبیعی خود باز میگرداند.

20 مرداد                                    گوش دادن فعال

توانایی برای گوش دادن فعال در انزوای ناشی از اعتیاد، برای ما ناشناخته بود. امروز، این توانایی به ما در شرکت فعال در بهبودی خود کمک میکند. از طریق گوش دادن فعال، هر چیزی را که در NA به ما ارائه شده، دریافت میکنیم و عشق و علاقهای را که نسبت به ما ابراز شده، کاملاً با دیگران در میان میگذاریم.

حقیقت را بگو                                       26  مرداد

حقیقت ما را با زندگی مرتبط میسازد، در حالی که ترس و انزوا و عدم صداقت ما را از آن جدا میکند. در دوران مصرف، تا جایی که میتوانستیم، حقیقت درباره خود را از مردم دنیا پنهان کردیم. ترس، ما را از پذیرفتن اطرافیان خود باز میداشت و در مواقعی که آسیبپذیر به نظر میرسیدیم، از ما در برابر آنچه دیگران ممکن بود انجام دهند، محافظت میکرد. اما ترس، ما را از ارتباط با مردم دنیا نیز باز داشت. مانند موجودات بیگانه بر روی سیاره خود زندگی میکردیم و همیشه تنها بودیم و هر لحظه تنهاتر میشدیم.

به عقب نگاه نکن                                   7 شهریور

قدمها تغییر بزرگی در یک زندگی تحت تسلط  گناه و پشیمانی بوجود می‌آورند. آینده ما تغییر میکند، چرا که مجبور نیستیم از کسانی که به ما صدمه زدهاند، دوری کنیم.در نتیجه... آزادی جدیدی را به دست میآوریم که میتواند به انزوایمان پایان دهد.

رنجش و بخشش                             16 شهریور

در NA شروع به برقراری ارتباط با دنیای اطراف خود میکنیم. دیگر در انزوا زندگی نمیکنیم. اما رهایی از انزوا بهای خود را دارد: هر چه بیشتر با دیگران ارتباط برقرار کنیم، بیشتر متوجه تجاوز دیگران به حقوق خود میشویم. اغلب در چنین شرایطی رنجش به وجود میآید. 

 16 مهر                                    الگوی جدید زندگی

این الگوی جدید زندگی چیست؟ به جای انزوا، مصاحبت به دست میآوریم. به جای زندگی کورکورانه و تکرار مداوم اشتباهات گذشته، مرتب خود را بررسی میکنیم و برای حفظ رشد چیزهایی که به ما کمک میکند و کنار گذاشتن چیزهایی که به ما کمک نمیکند، از آزادی برخورداریم.

Isolation(انزوا)

22 مهر                                                   پایان تنهایی

الگوی انزوای ما میتواند پیوستن به این گروه را برای ما دشوار سازد. اما در طول زمان به تدریج خود را "جزیی" از این گروه میدانیم، نه "جدا از آن." به زودی وقتی وارد اتاقها میشویم، احساس راحتی میکنیم. کم کم دوستانی پیدا میکنیم و زندگی ما شروع به تغییر میکند.  

NA به ما میآموزد که چگونه بر انزوای خود غلبه کنیم. از طریق اولین روابط دوستی خود در جلسه همیشگی، کم کم متوجه میشویم که پیدا کردن دوست مشکل نیست. وقتی درباره خود با دیگران صحبت میکنیم، احساس تعلق پیدا میکنیم.

25 آبان                                      دیگر تنها نیستیم

به تدریج و با احتیاط خود را از انزوا و تنهایی اعتیاد بیرون میکشیم و وارد جریان زندگی میشویم.

پس از سالها انزوا، تلاش برای یافتن جایگاهی برای خود در انجمنی پرچنب و جوش و گاهی پرهیاهو همواره آسان نیست. شاید گاهی احساس انزوا کنیم و به جای تمرکز بر شباهتهای خود به تفاوتهای خود توجه کنیم. احساسات دردناکی که اغلب در اوایل بهبودی برانگیخته میشود—احساس ترس، عصبانیت و عدم اعتماد—نیز میتواند ما را منزوی نگاه دارد. ممکن است احساس غریبی کنیم، اما باید به یاد داشته باشیم که انزوا مربوط به ماست نه NA.

9 آذر                                        مشارکت کردن من واقعی

صمیمیت بخشی از زندگی است و بنابراین بخشی از پاک زندگی کردن است و صمیمیت مانند هر چیزی در بهبودی بهای خود را دارد. بررسی دردناک خویشتن که لازمه صمیمیت است، میتواند کار دشواری باشد. صداقت کامل در صمیمیت نیز اغلب پیچیدگیهای خود را به همراه دارد. اما رهایی از انزوا و تنهایی که صمیمیت به ارمغان میآورد، واقعاً ارزش سعی و تلاش را دارد. 

فقط برای امروز:  برای رهایی از تنهایی و انزوا که صمیمیت به ارمغان میآورد، تلاش میکنم. امروز، از طریق تهیه ترازنامهای شخصی، "من واقعی" را میشناسم و صداقت داشتن کامل با دیگران را تمرین میکنم.

 

 

Powerless(عاجز)

تسلیم برای پیروز شدن                                                             23دی                    

فقط برای امروز:  اقرار میکنم که در برابر اعتیاد خود عاجزم. برای پیروزی تسلیم میشوم.

ترس                                                                                             25 دی

از آنجا که عاجز هستیم، زندگی بر اساس اراده شخصی تجربه غیر قابل اداره و ترسناکی است.

قدم اول-قدم عمل                               9بهمن

عملی که در قدم اول انجام میدهیم، در شیوه زندگی ما، حتی در همان اولین روز پاکی نیز مشهود است. اگر واقعاً باور داریم که در مقابل اعتیاد خود عاجز هستیم، به سراغ مواد نخواهیم رفت. ادامه زندگی به روال گذشته یا ارتباط با معتادان در حال مصرف، ممکن است نشانه وجود دستاویزی در برنامه ما باشد. اعتقاد کامل به کاربرد قدم اول در زندگی ما، متضمن عاری بودن محل زندگی از تمامی مواد مخدر و لوازم مصرف آن است. 

رساندن پیام، نه معتاد                           بهمن 28

شاید یکی از مشکلترین حقایقی که باید با آن روبرو شویم این است که ما به همان اندازه که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، در برابر اعتیاد دیگران نیز عاجز هستیم. شاید فکر کنیم چون در زندگی شخصی خود بیداری روحانی را تجربه کردهایم، باید قادر باشیم معتاد دیگری را مجبور کنیم بهبودی پیدا کند. اما توانایی ما برای کمک به معتادی دیگر محدودیتهایی دارد.

میپذیرم که نه تنها در برابر اعتیاد خود بلکه در برابر اعتیاد دیگران نیز عاجز هستم. پیام را حمل می کنم، نه معتاد را.  

Powerless(عاجز)

1اسفند                                عجز و مسئولیت شخصی

وقتی از قبول مسئولیت زندگی خود امتناع کردیم، همه توان شخصی خود را از دست دادیم. باید به خاطر بسپاریم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، نه در برابر رفتار شخصی خود.

بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکردهایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیمگیری یا حفظ چیزهایی پنداشتهایم که قبلاٌ به آنها دست یافته‌ایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کردهایم. اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی میکنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً می‌تواند صحت داشته باشد. 

2اسفند                  تاسف به حال خود یا بهبودی—انتخاب آن به عهده ماست

با اعتقاد به اینکه برای تغییر عاجز هستیم، مجبور نبودیم نیاز به تغییر را بپذیریم. استفاده از این «مکانیسم بقا» از ورود ما به بهبودی جلوگیری میکرد و روز به روز ما را به خودنابودی نزدیک میکرد. تاسف به حال خود، ابزار بیماری ماست؛ نباید از آن استفاده کنیم و در عوض نحوه استفاده از ابزار جدیدی را بیاموزیم که در برنامه NA آن را به دست میآوریم.

30اسفند                                           نیروی برتر

اکثر ما بدون شک میدانیم که نابودی، زندگی ما را در بر گرفته است. دانستن اینکه به بیماری اعتیاد مبتلا هستیم، به ما در درک منبع یا علت این نابودی کمک میکند. میتوانیم اعتیاد را به عنوان نیرویی بشناسیم که موجب نابودی زندگی ما شده است. وقتی قدم اول را کار میکنیم، میپذیریم که نیروی مخرب اعتیاد، بزرگتر از ما بوده است. ما در برابر آن عاجز هستیم.

نعمتهای خداوند                                                    3 فروردین

وقتی درباره رابطه خود با نیروی برتر فکر میکنیم، مهم است به یاد داشته باشیم چه کسی هستیم: فردی عاجز.

در رابطه خود با نیروی برتر طرف عاجز من هستم. با به یاد داشتن اینکه چه کسی هستم، امروز نعمتهای خداوندی را که درک میکنم با فروتنی میپذیرم.

                                  من نمیتوانم، اما ما میتوانیم                       5 فروردین

عدم پذیرش ضعف، مخفی کردن همه کمبودها، انکار شکست، تنها پیش رفتن—اینها اعتقاداتی بود که بسیاری از ما از آن پیروی میکردیم. بر خلاف همه شواهدی که وجود داشت، انکار کردیم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده است. بسیاری از ما بدون اطمینان از وجود چیزی که ارزش تسلیم شدن را دارد، تسلیم نمیشدیم. بسیاری از ما تنها زمانی قدم اول خود را طی کردیم که در معتادان گمنام شواهدی را مبنی بر بهبودی معتادان در اختیار داشتیم.

               29 فروردین                                     من درک میکنم  

هر چه بیشتر برای رها شدن از نقصی خاص تلاش میکنیم، ظاهراً این کمبود قوت بیشتری پیدا میکند. واقعاً فروتنانه است که متوجه شویم نه تنها در برابر اعتیاد خود بلکه حتی در برابر نواقص شخصیتی خود نیز عاجز هستیم..

از طریق دیدگاهی که قدم هفتم در اختیار ما قرار میدهد، به تدریج به اطرافیان خود با خردهگیری کمتری نگاه میکنیم. میدانیم بسیاری از آنها درست مثل ما با کمبودهایی در کشمکش هستند که دوست دارند از آنها رهایی یابند. میدانیم درست مثل ما آنها نیز در برابر نواقص خود عاجز هستند. از اینکه آنها نیز مانند ما فروتنانه برای رفع شدن نواقص خود دعا میکنند، متحیر میشویم..

12 اردیبهشت                         فقط شاید...

فرقی نمیکند که برای کنترل اعتیاد خود چقدر تلاش کردهایم، در هر حال، خود را عاجز یافتهایم. از هر کسی که پیشنهاد داد برای ما امید وجود دارد، عصبانی و دلسرد شدیم، چون فکر میکردیم بیشتر میدانیم. عقاید روحانی ممکن است بر زندگی سایر افراد تأثیر گذاشته باشد، اما نه  بر زندگی ما.

با وجود بیتفاوتی یا بیصبری نسبت به اصول روحانی، به سوی معتادان گمنام جذب شدیم. در آنجا سایر معتادان را دیدیم. آنها هم جایی بودهاند که ما بودهایم و عاجز و نومید هستند، اما با این وجود، نه تنها راهی برای قطع مصرف بلکه راهی برای پاک زندگی کردن و لذت بردن از آن پیدا کرد.  

Powerless(عاجز)

                                    29 تیر                                             قدم اول

ما اقرار کردیم که در برابر اعتیاد خود عاجز بودیم و زندگی ما غیر قابل اداره شده بود.

تسلیم برای همه است                           30تیر

وقتی درمییابیم هنوز عاجز هستیم و زندگی ما دوباره غیر قابل اداره شده، باید مراقبت نیرویی برتر از خود را جستجو کنیم. وقتی متوجه میشویم خود درمانی چندان هم درمانبخش نیست، باید از "ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر" بهره گیریم. 

4 مرداد                                        تسلیم بیقید و شرط

اکثر ما هر کاری که فکرش را میکردیم، امتحان کردهایم و حداکثر توان خود را به کار گرفتهایم تا خلأ روحانی درون خود را پر کنیم. هیچ چیز—نه مواد، نه کنترل و مدیریت، نه ارضای جنسی، پول، مال یا پرستیژ—این خلأ را پر نکرده است. ما عاجز هستیم؛ زندگی ما حداقل از جانب خود ما غیر قابل اداره است. انکار ما این حقیقت را تغییر نمیدهد.  

گاهی اوقات در هنگام تسلیم نمیدانیم نیرویی برتر از ما وجود دارد که میتواند سلامت عقل را به ما باز گرداند. گاهی اوقات مطمئن نیستیم خداوندی که درک میکنیم از زندگی غیر قابل اداره ما مراقبت میکند. با این حال، تردید ما واقعیت را تغییرنمیدهد: ما عاجز هستیم.

8 مرداد                                      ترازنامه مستمر

در حالی که در برابر اعتیاد خود عاجز بودیم، نیرویی برتر از خود را پیدا کردهایم که در قطع مصرف به ما کمک کرده است. در حالی که زمانی در پیچ و خم زندگی احساس سردرگمی میکردیم، با کمک گرفتن از تجربه معتادان در حال بهبودی انجمن خود و از طریق برقراری رابطه رو به رشد خود با نیروی برتر، راهنمایی کسب کردهایم. نباید احساس کنیم که هنوز در دام الگوهای مخرب گذشته خود هستیم. اگر بخواهیم میتوانیم زندگی خود را تغییر دهیم.

عضویت                                    22 آذر

تنها اگر به معتادانی که هنوز در عذابند، فرصت داده شود، آنها میتوانند تصمیم بگیرند که آیا در برابر اعتیاد خود عاجز هستند یا خیر. ما صرفاً میتوانیم پیام را برسانیم، اما نمیتوانیم معتاد را به اجبار به جلسات بیاوریم. 

 

 

Powerlessness(عجز)

4بهمن                               از جدایی به وصل

دیگر درباره وضعیت‌مان به خود دروغ نمیگوییم؛ عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگیمان را میپذیریم. ایمان داریم که زندگی ما میتواند بهتر شود، بهبودی ممکن است و خوشبختی دائماً دور از دسترس ما نیست.

6بهمن                                    خودمحوری

با اقرار به عجز خود و طلب یاری از نیرویی برتر از خود، توهم خودکفایی را از سر بیرون میکنیم.

1اسفند                                عجز و مسئولیت شخصی

بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکردهایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیمگیری یا حفظ چیزهایی پنداشتهایم که قبلاٌ به آنها دست یافته‌ایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کردهایم.

14اسفند                                      فرآیند

در تلاش برای رفع کمبودها، از عجز خود و قدرت فراهم شده از سوی نیرویی برتر سپاسگزاری به عمل میآوریم. با افزایش شناخت از خود، بینش وسیعتری نسبت به دیگران و پذیرش آنها به دست میآوریم. 

Powerlessness(عجز)

از بیدار شدن دردناک تا بیداری روحانی                    اسفند 15

وقتی به اقرار عجز خود نیاز پیدا میکنیم، ممکن است ابتدا به دنبال راههایی برای مقاومت در برابر آن بگردیم. پس از استفاده بیهوده از این راهها شروع به مشارکت  با دیگران و جستجوی امید میکنیم.

یک بیماری قابل درمان                                                1فروردین

درست مانند بیماری اعتیاد، برنامه NA نیز همه زمینههای زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد. ما در اولین جلسه خود با همه علائم موجود حاضر میشویم: خلأ روحانی، شکنجه روحی، عجز، غیر قابل اداره بودن.  

 3 فروردین                              نعمتهای خداوند        

باید برای زنده نگاه داشتن رابطه خود با نیروی برتر هر روز اقدام کنیم. یک راه برای انجام این امر به کار بردن قدم یازدهم است. سپس عجز خود را به یاد میآوریم و اراده نیرویی برتر از خود را میپذیریم.

ذهن بسته22…………..       فروردین

انکار، ما را از بیان نیاز واقعاً شدید خود به عقاید و راههای جدید باز میدارد. با اقرار به عجز خود و پذیرفتن اینکه زندگی ما واقعاً چقدر غیر قابل اداره شده است، به خود امکان درک نیاز بسیار زیاد خود را به آنچه NA به ما ارائه می‌کند، میدهیم.

5 خرداد                      نیروی موجود در گروه

بسیاری از ما تا وقتی عمق عجز خود در برابر اعتیاد را کاملاً نپذیریم، در شناخت نیرویی برتر مشکل خواهیم داشت.

تسلیم                                           تیر2

تسلیم اساس لازم بهبودی است، اما گاهی اوقات با آن میجنگیم. اکثر ما پس از گذشت مدتی از پاکی به گذشته نگاه میکنیم و متحیر میشویم از اینکه چرا برای انکار عجز خود به سختی میجنگیدیم، در حالی که تسلیم سرانجام همان چیزی بود که زندگی ما را نجات داد. 

فروتنی در عمل                                      تیر22

جملهای قدیمی هست که گاهی اوقات در معتادان گمنام شنیده میشود: نمیتوانیم همزمان آبرو و فروتنی خود را حفظ کنیم. آسان نیست که با داشتن چند سال مدت زمان پاکی در جلسهای صحبت کنیم و چون زندگی آن طور که هست ما را متوجه عجزمان کرده، صرفاً اشک بریزیم.  

قدم اول                                                                                        29 تیر             

قدم اول با "ما" شروع میشود و دلیلی هم دارد. در اقرار زبانی عجز، قدرت فوقالعادهای وجود دارد.

وقتی عجز خود در برابر اعتیاد را صادقانه اقرار میکنیم، میتوانیم جستجوی شیوه بهتری از زندگی را آغاز کنیم.

روز خود را با اقرار عجز خود در برابر اعتیاد شروع میکنم.

1۱ مرداد                             تمرین صداقت

صداقت یکی از اصول اساسی بهبودی است. این اصل را درست از ابتدای بهبودی یعنی وقتی سرانجام عجز و غیر قابل اداره بودن خود را اقرار میکنیم، اجرا مینماییم.

13 مرداد                          چه وقتی یک راز دیگر راز نیست؟

وقتی عجز خود را پذیرفتیم و از دیگران کمک خواستیم، بار سنگین اسرار از دوش ما برداشته شد. 

2۱ مرداد                                           کافیست!

وقتی عجز خود را بررسی میکنیم، از خود چند سؤال ساده میپرسیم. آیا میتوانم مصرف مواد را به هر شکلی کنترل کنم؟ در نتیجه مصرف مواد چه اتفاقاتی برای من رخ داده است که انتظار آنها را نداشتهام؟ زندگی من چگونه غیر قابل اداره شده است؟ آیا قلباً باور دارم که یک معتاد هستم؟

 

Powerlessness(عجز)

حقیقت را بگو                                         مرداد26

قادر به اقرار صادقانه عجز نومیدکننده و فروتنانه خود در برابر اعتیاد هستیم، زیرا با بسیاری از افرادی که در همین شرایط بودهاند، روبرو میشویم—ما در میان آنها احساس امنیت میکنیم.

6مهر                                            امید

تلاشهایی که برای کنترل زندگی خود به کار گرفتیم، اغلب با شکست مواجه شد. از یک لحاظ، اقرار عجز قدم اول ما، اعتراف به نومیدی بود. 

20 مهر                                  حق به جانب بودن

برای پر کردن خلأیی که در فهم ما از مسائل وجود دارد، به کمک نیرویی برتر از خود نیاز داریم تا عجز شخصی ما را جبران نماید.

خداوندا، به عجز و غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنم. به من کمک کن در زندگی خود با دیگران منصفانه رفتار کنم و برای راهنمایی و قدرت به تو وابسته باشم.

تسلیم                                                                                         1 آبان

دسیسهچینی راهی برای انکار عجز بود. تا وقتی حواس خود را به نقشههای خود جلب میکردیم، میتوانستیم خارج از کنترل بودن خود را نپذیریم. وقتی به عجز خود اقرار کردیم، از تلاش برای کنترل و اداره مسیر خود به سوی زندگی بهتر دست کشیدیم و تسلیم شدیم.

از تسلیم تا پذیرش20                               آبان

We surrender when we acknowledge our powerlessness

پذیرش و تغییر                                                                     30 آذر

وقتی به عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنیم، این دروغ را که مجبور به تغییر نیستیم، خلع سلاح میکنیم.

گمنامی و اراده شخصی                                 دی4

وقتی به عجز خود در برابر اداره زندگی اقرار میکنیم، قدم اول خود را از اراده شخصی دور میکنیم و به سوی از خود گذشتگی هدایت میکنیم.

 

 

Unmanageability(غیرقابل اداره)

4بهمن                               از جدایی به وصل

دیگر درباره وضعیت‌مان به خود دروغ نمیگوییم؛ عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگیمان را میپذیریم.

یک بیماری قابل درمان                                        1فروردین

ما در اولین جلسه خود با همه علائم موجود حاضر میشویم: خلأ روحانی، شکنجه روحی، عجز، غیر قابل اداره بودن.

ما بهبود پیدا میکنیم!             ………….           18 تیر

آنها از نومیدی کامل به سوی امیدواری بیپایان، از مصرف کنترلنشدنی مواد به پرهیز کامل و از غیر قابل اداره بودن همیشگی به مسئولیتپذیری از طریق کارکرد قدمهای دوازدهگانه معتادان گمنام گام برداشتهاند.

1۱ مرداد                             تمرین صداقت

صداقت یکی از اصول اساسی بهبودی است. این اصل را درست از ابتدای بهبودی یعنی وقتی سرانجام عجز و غیر قابل اداره بودن خود را اقرار میکنیم، اجرا مینماییم.

Unmanageability(غیرقابل اداره)

رهایی از اراده شخصی                                      مهر1۱

اعتیاد و اراده شخصی با یکدیگر از میان میروند. غیر قابل اداره بودن زندگی ما که در قدم اول به آن اعتراف کردیم، به همان اندازه که محصولی از اراده شخصی بود، محصول مصرف مزمن مواد مخدر نیز بود.

20 مهر                                  حق به جانب بودن

«وقتی به غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنیم ، مجبور به بحث درباره دیدگاه خود نیستیم.... دیگر مجبور نیستیم که همواره حق به جانب باشیم.»

پذیرش و تغییر                                         آذر30

وقتی به عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگی خود اقرار میکنیم، این دروغ را که مجبور به تغییر نیستیم، خلع سلاح میکنیم.

ترس                                                      25 دی

از آنجا که عاجز هستیم، زندگی بر اساس اراده شخصی تجربه غیر قابل اداره و ترسناکی است.

من نمیتوانم، اما ما میتوانیم                       5 فروردین

بر خلاف همه شواهدی که وجود داشت، انکار کردیم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده است.

بسیار پرمشغله                        21 فروردین

یا میثاق خود را نسبت به بهبودی تجدید میکنیم و یا به پرمشغله بودن در دوران بهبودی ادامه میدهیم تا اینکه اتفاقی روی دهد و زندگی ما غیر قابل اداره شود.

ذهن بسته…………..       فروردین22

با اقرار به عجز خود و پذیرفتن اینکه زندگی ما واقعاً چقدر غیر قابل اداره شده است، به خود امکان درک نیاز بسیار زیاد خود را به آنچه NA به ما ارائه می‌کند، میدهیم.

رویارویی با چالشهای روزمره                           6 خرداد

با انجام برنامه NA ابزار مورد نیاز برای رویارویی موفقیتآمیز با همه چالشهای خود را به دست آوردهایم. به نیرویی برتر از خود ایمان آوردهایم، نیرویی که برای اراده و زندگی ما اهمیت قائل است. از این نیرو خواستهایم نواقص شخصیتی ما یعنی چیزهایی که زندگی ما را غیر قابل اداره ساخته، برطرف نماید.

5 تیر                                       سپردن اراده شخصی

تسلیم همیشه آسان نیست. برعکس، تسلیم خصوصاً در ابتدا میتواند دشوار هم باشد. هنوز هم اعتماد به خداوند-نیرویی که قادر به اداره زندگی ماست- آسانتر است از اعتماد به خودمان که زندگی غیر قابل اداره داریم.

قدم اول                                           29 تیر

«ما اقرار کردیم که در برابر اعتیاد خود عاجز بودیم و زندگی ما غیر قابل اداره شده بود.»

تسلیم برای همه است                          30 تیر

وقتی درمییابیم هنوز عاجز هستیم و زندگی ما دوباره غیر قابل اداره شده، باید مراقبت نیرویی برتر از خود را جستجو کنیم.

4 مرداد                                        تسلیم بیقید و شرط

زندگی ما حداقل از جانب خود ما غیر قابل اداره است.

زندگی ما غیر قابل اداره است.

2۱ مرداد                                           کافیست!

زندگی من چگونه غیر قابل اداره شده است؟

Unmanageability(غیرقابل اداره)

نه صرفاً انگیزهای برای رشد                            9  مهر

اگر در رنج به سر نمیبردیم، از کجا میفهمیدیم که غیر قابل کنترل شده بودیم؟

رهایی از اراده شخصی                                     1۱ مهر

غیر قابل اداره بودن زندگی ما که در قدم اول به آن اعتراف کردیم، به همان اندازه که محصولی از اراده شخصی بود، محصول مصرف مزمن مواد مخدر نیز بود.

تسلیم                                                                       1 آبان

به تدریج فهمیدیم که زندگی ما غیر قابل اداره شده است و هیچ کلاهبرداری و تقلبی در جهان زندگی ما را سرو سامان نمیداد.

1 آذر                               ابتدا پایه و بنیان

قبل از اینکه همه توجه خود را به بازسازی چهارچوب دقیق زندگی خود معطوف کنیم، باید اساس بهبودی خود را بنیان نهیم. ابتدا اقرار میکنیم اساسی نداریم و اعتیاد زندگی ما را کاملاً غیر قابل اداره ساخته است.

 

 

Reservation( دستاویز -  قید و شرط)

قدم اول-قدم عمل                              بهمن9 

ادامه زندگی به روال گذشته یا ارتباط با معتادان در حال مصرف، ممکن است نشانه وجود دستاویزی در برنامه ما باشد.

دستاویزها                                       30 بهمن

دستاویز چیزی است که برای استفاده در آینده کنار میگذاریم. در مورد ما، دستاویز انتظاری است که اگر چنین و چنان شود، مطمئناً دچار لغزش خواهیم شد.

5 دی                           نیرویی که هیچ گاه ما را نومید نمیکند

بسیاری از ما ماده مخدر دلخواه خود را انتخاب کردیم. به آن تکیه کردیم تا هر روز ما را به پایان رساند و زندگی را قابل تحمل سازد. به این ماده مخدر وفادار بودیم؛ در حقیقت، بدون هیچ بهانهای خود را به آن پایبند کردیم.

تسلیم برای پیروز شدن                                 23 دی

شکست کامل—چه مفهومی! باید به معنای تسلیم باشد. تسلیم—تن دادن کامل. بدون هیچ قید و بندی دست کشیدن. دستها را به نشانه تسلیم بالا بردن و دست از جنگ برداشتن. شاید دست خود را بالا بردن در اولین جلسه و اقرار به اعتیاد خود.

23 شهریور                          اسرار دستاویز هستند

اسرار ما چه کوچک و چه بزرگ نمایانگر حوزههای روحانی هستند که برای تسلیم آن به اصول بهبودی تمایل نداریم.

 

 

 

 

 

 

 

Surrender(تسلیم)

تسلیم برای پیروز شدن                                 23 دی

شکست کامل—چه مفهومی! باید به معنای تسلیم باشد. تسلیم—تن دادن کامل. بدون هیچ قید و بندی دست کشیدن. دستها را به نشانه تسلیم بالا بردن و دست از جنگ برداشتن. شاید دست خود را بالا بردن در اولین جلسه و اقرار به اعتیاد خود.  

ترس                                            دی25

If we do not make a daily decision to surrender our lives to the care of our Higher Power, we may become overwhelmed with our fear of life.

اگر هر روز تصمیم نگیریم که زندگی خود را به مراقبت نیروی برترمان بسپاریم، ترس زندگی، ما را از پای در میآورد. 

قدم اول-قدم عمل            9                   بهمن

شاید در ابتدا بسیاری از ما تصور کرده باشیم قدم اول به عمل نیاز ندارد—فقط تسلیم میشویم و به قدم دوم میرویم. اما قدم اول قطعاً مستلزم عمل است!

تسلیم تنها آغاز کار است. وقتی تسلیم میشویم باید یاد بگیریم چگونه در آرامشی که به دست آوردهایم، زندگی کنیم.

سختیها 12                                 بهمن

تنها پس از تسلیم قادر به غلبه بر انزوای حاصل ازاعتیاد هستیم.

از نفرین به شکرگزاری 22                           بهمن

اعتیاد با وادار به تسلیم این فرصت را به ما داد تا در برابر مراقبت نیرویی برتر و مهربان تسلیم شویم. 

رساندن پیام، نه معتاد 28                           بهمن

به دلیل عدم قطعیت هراسآور بهبودی چیزی وجود ندارد که بتوانیم برای تسلیم کردن معتادی هراسان در برابر مصیبت آشنای اعتیاد به او بگوییم.

من نمیتوانم، اما ما میتوانیم                       5 فروردین

بسیاری از ما بدون اطمینان از وجود چیزی که ارزش تسلیم شدن را دارد، تسلیم نمیشدیم. بسیاری از ما تنها زمانی قدم اول خود را طی کردیم که در معتادان گمنام شواهدی را مبنی بر بهبودی معتادان در اختیار داشتیم.

15 فروردین                    محافظت از بهبودی خود

همه این تصمیمگیری ها مشکل هستند و نه تنها مستلزم توجه دقیق ما، بلکه مستلزم راهنمایی راهنما و تسلیم کامل به نیرویی برتر هستند.

6 اردیبهشت                            خویشتنپذیری

اصول روحانی مانند تسلیم، صداقت، ایمان و فروتنی به ما در رهایی از بار سنگین اشتباهات گذشته خود کمک میکند.

تسلیم2                                           تیر

تسلیم اساس لازم بهبودی است، اما گاهی اوقات با آن میجنگیم. اکثر ما پس از گذشت مدتی از پاکی به گذشته نگاه میکنیم و متحیر میشویم از اینکه چرا برای انکار عجز خود به سختی میجنگیدیم، در حالی که تسلیم سرانجام همان چیزی بود که زندگی ما را نجات داد. 

وقتی بهبود پیدا میکنیم، فرصتهای جدید برای تسلیم شدن خود را نشان میدهند.

بیشتر دردی که تجربه میکنیم از جنگ، و نه از تسلیم نشأت میگیرد.

 

 

5 Surrender(تسلیم)

 تیر                                       سپردن اراده شخصی

وقتی معنای واقعی تسلیم را یاد میگیریم، ترسهای ما کاهش مییابد و ایمان، رشد خود را شروع میکند.

تسلیم آغاز راه جدید زندگی است.

از طریق تسلیم، عمل کردن بر اساس ایمان و زندگی بر اساس اصول ساده روحانی این برنامه، میتوانیم نگرانی را کنار بگذاریم و زندگی را شروع کنیم.

27 تیر                                       هدیه نومیدی

عدم سلامت عقل سرانجام از حصار انکار بالاتر آمده بود و ما را به صداقت داشتن درباره بیماری خود وادار میکرد. بهترین تلاشهای ما برای کنترل مصرف، فقط موجب خستگی ما شده بود. در نتیجه، برای تسلیم تمایل پیدا کردیم.

تسلیم برای همه است  30                         تیر

تسلیم فقط مخصوص تازهواردهاست، درست است؟  نه اشتباه است!

وقتی درمییابیم "به کارگیری اصول" با قدرت شخصی خود مؤثر نیست، میتوانیم آنچه در آغاز برای ما مؤثر بوده را انجام دهیم: تسلیم.

دست کشیدن از اراده شخصی1                                  مرداد

یا میتوانیم تسلیم شویم، استراحت کنیم، آگاهی از اراده خداوند و قدرت اجرای آن را جستجو کنیم و با دنیا از سر صلح درآییم.

4 مرداد                                        تسلیم بیقید و شرط

بنابراین تسلیم میشویم؛ از نیرویی برتر میخواهیم از اراده و زندگی ما مراقبت کند.

زندگی ما غیر قابل اداره است. باید تسلیم شویم.

13 مرداد                          چه وقتی یک راز دیگر راز نیست؟

چیزهایی را به عنوان راز نگه میداریم که موجب شرمندگی ما میشوند. این چیزها را مخفی میکنیم، چون نمیخواهیم آنها را تسلیم کنیم.

2 شهریور                                    جستجوی اراده خداوند

تنها راه ما برای نجات از مخمصهای که برای خود درست کردهایم، تسلیم شدن به نیرویی برتر از خود ماست. 

میتوانیم همه وقت خود را صرف کنیم و برای اینکه اوضاع را باب میل خود کنیم، بجنگیم یا اینکه میتوانیم به اراده خداوند تسلیم شویم.

با وزش باد خم شو 20                          شهریور

سرانجام با ملایمترین نفس باد زندگی خرد شدیم، شکستیم و شکست خوردیم و هیچ راهی به جز تسلیم نداشتیم.اما نکته زیبا در بهبودی این است که در هنگام تسلیم، انعطافپذیری از دست رفته در دوران اعتیاد را که کمبود آن موجب شکست ما شده بود،

23 شهریور                          اسرار دستاویز هستند

اسرار ما چه کوچک و چه بزرگ نمایانگر حوزههای روحانی هستند که برای تسلیم آن به اصول بهبودی تمایل نداریم. هر چه بیشتر بخشهای زندگی خود را تحت فرمان اراده شخصی خود قرار میدهیم و هر چه سختتر از "حق" خود برای تمسک به آنها دفاع میکنیم، آسیبهای بیشتری را به وجود میآوریم. حوزههای تسلیم نشده زندگی ما به تدریج گسترش مییابند و زمینههای بیشتر و بیشتری را اشغال میکنند. 

29  شهریور                                شهامت تغییر

همواره تسلیم را بهتر از انکار و بهبودی را ارجحتر از اعتیاد یافتهایم. 

Surrender(تسلیم)

ترسیدن از احساسات خود —قدم چهارم3                             مهر

از طریق تسلیم و پذیرش، میتوانیم قابلیتهای لازم برای کارکرد مداوم قدمها را به دست آوریم.

10 مهر                                             حفظ ایمان

تا زمانی که ایمان را حفظ میکنیم و آن را احیا میکنیم، به قدرت نامحدودی که از طریق دعای روزانه و تسلیم حاصل شده، چنگ میزنیم.

"حقیقت"                        25         مهر

In order to open the door for that change, we have had to surrender our attachment to an unchanging and rigid truth.

برای اینکه راه را برای این تغییر باز بگذاریم، مجبور بودهایم از تمسک به حقیقتی تغییرناپذیر و ثابت دست برداریم.

تسلیم                                              1 آبان

با تسلیم اختیار، قدرت خیلی بیشتری به دست میآوریم.

وقتی به عجز خود اقرار کردیم، از تلاش برای کنترل و اداره مسیر خود به سوی زندگی بهتر دست کشیدیم و تسلیم شدیم.

از تسلیم تا پذیرش20                               آبان

با آرامش تسلیم می شویم و مراقبت از خود را به خداوندی که درک میکنیم میسپاریم.

تسلیم و پذیرش مانند دلباختگی و عشق هستند.

به آرامی به باور میرسیم که نیرویی برتر از ما میتواند توجه لازم را به ما مبذول دارد. وقتی این نیرو را در زندگی خود میپذیریم، تسلیم به پذیرش تبدیل میگردد.

تسلیم نیز مانند دلباختگی میتواند آغاز رابطهای طولانی مدت باشد. اما برای تبدیل تسلیم به پذیرش، اجازه میدهیم خداوندی که درک میکنیم هر روز از ما مراقبت نماید.

اراده خداوند2                                  آذر

برای حفظ این خیال باطل یعنی اعمال کنترل بر اعتیاد و زندگی خود رنجها کشیدیم. در این فرآیند، خود را از تجربه آرامشی که از طریق تسلیم شدن به اراده نیرویی برتر حاصل میشود، باز داشتیم. 

در دوران بهبودی خود، مهم است که از خیال باطل اعمال کنترل دست برداریم و به نیرویی برتر تسلیم شویم که اراده او برای ما از هر چیزی که میتوانیم با فریبکاری و تقلب برای خود تدبیر کنیم، بهتر است.

تسلیم میشوم و اجازه میدهم اراده نیروی برتر در زندگی من به وقوع بپیوند. هدیه آرامش را که این تسلیم به ارمغان میآورد، میپذیرم.

تحمل عواطف خود 16                                      آذر

از طریق ارزیابی زندگی روزمره خود، صداقت داشتن درباره نقش خود در آن و تسلیم شدن در برابر واقعیت، میتوانیم احساساتی را که زندگی پیش روی ما قرار میدهد، تحمل کنیم.

نگون‌بختی انتخابی است 20                               آذر

به یاد آوردن اینکه زمانی چقدر نسبت به تسلیم در برابر بهبودی بیمیل بودیم، خندهدار است.