قدم9/1-  چگونه کارکرد هشت قدم قبلی ، مرا برای کارکرد قدم نهم آماده کرده است ؟ با توجه به اینکه پس از سالها با واقعیت بیماری اعتیاد آشنا شدم و پذیرفتم که بیمارم سپس به این باور رسیدم که یک نیروی برتر میتواند سلامتی عقل را به من بازگرداند و تصمیم گرفتم اراده و زندگیمان را به مراقبت خداوند بدانگونه او را درک میکردیم بسپارم  تمرین کردم که به خداوند اعتماد کنم و دست از اراده شخصی کنترل و قضاوت بردارم و به آرامش رسیدم یاد گرفتم که از هوی نفسم پیروی نکنم و از خداوند با صبر و حوصله کمک بگیرم در قدم4به چگونگی دقیق خطاهایم ریشه و سرچشمه آن جستجوگرانه و بیباکانه نگاه و نوشتم و در قدم 5 به آن اقرار نمودم در مقابل خداوند خود و یک انسان دیگر در قدم 6 و 7 از خداوند دوست مهربانم خواستیم که نواقص و کمبودهای اخلاقی ام را برطرف کند و به تواضعو فروتنی دست یافتم در قدم 8 لیست افراد حقیقی و حقوقی  سازمانها و هرجاییکه به ایشان خسارت زده بودم تهیه کردم و برای تمایل به جبران خسارت دعا نمودم و آماده شدم برای قدم نهم یعنی برای اقدام عملی کردن

2-  صداقت چگونه به کارکرد این قدم کمک می کند ؟ امروز درک کرده ام که بهبودی بدون صداقت بی معنی است و مهمترین اصل روحانی برنامه صداقت است از خداوند میخواهم همیشه صادق باشم و به هر بهایی فقط راستگو باشم بهترین راه راستی است و وقتی من با صداقتبه رفتارها و عملکردم نگاه میکنم درک میکنم که چه خسارتی زده ام و برای آزادی روح و روانم باید با جبران مافات و گذشته ام شرایط آزادی و بیداری روحانی را با صداقت مهیا نمایم

3-   فروتنی چگونه به کارکرد این قدم کمک می کند ؟ که من بعد از سالها نگاه واقع بینانی به خودم و رفتارهایم و اینکه من نیز انسان هستم نمودم و درک کردم دارای نقاط مثبت و منفی نواقص اخلاقی و کمبودهای شخصیتی هستم یک انسانم و نیازمند لطف و مرحمت خداوند و برای اقدام به جبران خسارت دست از غرور و منیت برداشتم و این باعث شد خود را آماده انجام این قدم و شروع به پیداکردن راهی برای خلاصی از خسارت و عدم ایجاد خسارت جدید کنم

4-   معنای (( جبران خسارت )) چیست ؟ یعنی آمادگی و پذیرش و درک و بعهده گرفتن خسارتهای مالی جانی و روحی و روانی و جسمی که رسانده ایم و حرکت و اقدام عملی جهت جبران مافات و بدست آوردن دل افراد یعنی دلجویی و پرداختن دیونی که به گردنمان است و تغییر کامل رفتارها و عدم تکرار آن جلوگیری از خسارت جدید

5-   چرا جبران خسارت بیشتر از یک اظهار تأسف خشک و خالی می باشد ؟ زیرا ما به افراد از هر لحاظ ناراحتی و صدمه رسانده ایم و باعث درد و ناراحتی های روحی و روانی گردیده ایم و برای اینکه روح ما از این اعمالمان در درد و ناراحتی و عذاب به سر میبرد و همینطور امکان تکرار آن هست ما باید سلولی درک کنیم خسارت چیست و همینطور اقدام به جبران خرابیهایی که در اثر رفتارهای اشتباه خود نموده ایم برآییم وگرنه آش همان آش و کاسه همان کاسه

6-   چگونه جبران خسارت ، یک تعهد نسبت به (( فرآیند مداوم تغییر )) است ؟ زیرا ریشه های بیماری من همیشه وجود داشته و احتمال اینکه حتما رفتارهای غلط گذشته و یا جدیدی و ایجاد خسارات جدید وجود دارد هست اگر قدم 8 و نه خود را خوب کار کنم و حساب خود را با خسارات گذشته ام تصفیه کنم و تغییر کنم و خسارات قدیمی را نزنم باز میبینم اینبار در حال رفتارهای دیگری که از دید من پنهان مانده و خسارات جدیدی هستم و نیاز دارم خود را اصلاح نمایم یعنی همواره باید تغییر کنم و هر روز بهتر از دیروز شوم و قدم 9 قدم همیشه باز و قابل ترقی است

7-   چه ترسهایی از جبران خسارت کردن ، دارم ؟ آیا نگران هستم که کسی مرا طرد کند یا از من انتقام بگیرد ؟ میترسم که به غرورم لطمه بخورد و یا طرف فکر دیگری کند زیرا من روابطم محدود بوده است و حال برای اصلاح آن ترسی دارم بله اینکه مرا درک نکند و نفهمد که من چه میگویم اما به خداوند اعتماد دارم و دلگرمی میگیرم

8-   چگونه در قدم نهم به تسلیم عمیقتری در برابر برنامه نیاز داریم ؟ با توجه به ترسهایی که از جبران خسارتهایی که زده ام و چه احتمالات و امکاناتی پیشامد میکند احساس نیاز و کمک نیروی برتر بیشتر و بیشتر احساس شده و درک میکنم که اراده شخصی ام با حداکثر قدرت نیز به تنهایی ناتوان است درک میکنم به زندگی به روال برنامه و کمک بیشتری نیازمند هستم و خود را به برنامه و به کمک راهنمایم بیشتر تسلیم کنم تا نجات یابم

9-  خسارت مالی چطور ؟ آیا ایمان دارم که خداوند به آنگونه که او را درک می کنم مطمئناًً مایحتاج مورد نیاز را در اختیار من قرار خواهد داد ، حتی اگر من در جبران خسارت از خودگذشتگی و ایثار داشته باشم ؟بله حتما به لطف و کمک او بسیار امیدوارم و میدانم که او میداند و میتواند و مرا کمک و یاری میدهد تا جبران خسارت نمایم

10-   چه ترسها و توقعات دیگری در مورد جبران خسارت دارم ؟ خیلی میترسم زیرا نمیدانستم که رفتارهایم انقدر مهم بوده اند و نتیجتا که چه میشود مرا نگران میکند که البته تنها باایمان به خداوند همه ترسهایم تمام میشود

11-   چرا مهم نیست که عکس العمل طرف مقابل به جبران خسارت من چه باشد ؟ این مسئله چه رابطه ای با هدف روحانی قدم نهم دارد ؟ زیرا من در حال اقدام و خلاصی از رفتارهای خود هستم و اهمیتی ندارد طرف چه میکند در قدم نه من باید به آگاهی نسبت به سهم و نقش خود برسم و درک کنم که رفتارهای من جه نتایجی دارد

12-   چگونه می توانم از معتادان در حال بهبودی دیگر ، راهنمایم ، و نیروی برترم به عنوان یک منبع قدرت د ر این فرآینداستفاده کنم ؟ با گوش کردن فعال به مشارکت تجربیات آنها در انجام این قدم و منافعی که بدست آورده اند و با مشورت با دیگران و با مرور کارهایی که آنها برای انجام این قدم کرده اند و کاری که من باید بکنم و کمک بگیرم که حرفه ایی شوم

13-   کدامیک از موارد در فهرست قدم هشتم من ، طبق مثالهای فوق پیچیده هستند ؟ آن موارد دقیقاً چه هستند ؟ مورد آن  که با راهنما صحبت کردم گفت اگر ازدواج کرده باشد ندارد و مورد دیگر که گفت نیاز به جبران خسارت ندارد

14-   ایا جبران خساراتی بدهکار هستم که انجام آن پیامدهای جدی داشته باشد ؟ انها چه هستند ؟ خیر اصولا آدم محافظه کاری بوده ام و محتاطانه خسارت زده ام

15- ایا جبران خسارت به شخصی که فوت کرده بدهکار هستم ؟ چه چیز خاصی در مورد آن شخص وجود دارد که ممکن است به من در نوع انتخاب جبران خسارت کمک کند ؟ خیر

16-   کدام یک از رفتارهای من نیاز به اصلاح وجبران دارد ؟ کلیه الگوهای غلط گذشته ام در روابطم با دیگران یعنی درک صحیح رمانتیک وافلاطونی (احساسی و منطقی)

17-   جبران خسارتهای مستقیم چطور ، انهایی که ما روبروی شخص مربوطه می نشینیم و مسئولیت خسارت که زده ایم می پذیریم و منتظر هر گونه عکس العملی هستیم ؟ شهامت داشته باشم و کار امروز را به فردا نگذارم و غرورم را زیر پابگذارم و بدانم که در موقعیت تلافی هستم و باید پذیرا و آماده عکس العملهای احتمالی باشم

18-    آیا از لحاظ روحانی آماده انجام جبران خسارتهای مشکل و روبرو شدن با نتایج آن هستم ؟ بله کاملا آماده ام مادامیکه فقط برای امروز به روال برنامه زندگی میکنم

19-  چه اقداماتی جهت آماده شدن خود انجام داده ام ؟دعا میکنم به روحانیت خود سری میزنم وترسهایم را به ایمان مبدل کنم سعی کنم خود را در شرایط آماده برای اقدام و عمل قرار دهم و هیچ خسارتی نزنم فهم و درک خود را در مورد خودم و محبط پیرامونی آگاهانه و هوشیار نگه دارم و عمدا به دیگران خسارت جدید وارد نکنم.

20- آیا جبران خسارت به کسانی که آنها هم به من صدمه زده اند ، بدهکار هستم ؟ ج و خ و  ش که جبران خسارت نمودم و باهم به توافق رسیدیم

21- آیا همه آنها را بخشیده ام ، کدامیک را هنوز نبخشیده ام ؟ آیا همه راههای فوق را برای بدست آوردن احساس و روحیه بخشش گری امتحان نموده ام ؟ راهنمای من در این مورد چه می گوید ؟ بله کاملا بخشیده ام چون کاملا بیمار است من تمام کسانی که به من صدمه زده اند را بخشیده ام و هیچ رنجشی از ایشان ندارم حتی از خودم هم خود را بخشیدم

22 - آیا جبران خسارتی دارم که جهت ادامه آن مشکل پیدا کرده  باشم ؟ چه کاری انجام می دهم که دوباره خود را نسبت به آن متعهد کنم ؟ خیر تنها جریمه ماشینم که باید بعد از شهریور مرخصی بگیرم و به لطف خدا کم کرده و بپردازم و خلاص شیده ام ودوستش دارم(تماما پرداختم 12000000ریال تمام)

23-  طرحها و برنامه های عاجل و آنی من برای جبران خسارت از خودم چه می باشد ؟ آیا اهداف بلند مدتی دارم که بتوان آن را به نوعی جبران خسارت از خود تعبیر کرد ؟ آنها چه هستند ؟ چه اقداماتی می توانم جهت تداوم آنها انجام دهم . دندانهایم را ترمیم کردم و در نظافت آنها کوشا هستم سیگار نمیکشم و ورزش میکنم و تفریحات و سفر انجام میدهم و برای آیندهتصمیم دارم که ازدواج کنم و مهمترین عامل جبران خسارت از من همین ازدواج و شروع یک زندگی درست است کارکرد قدمها و....

24- آیا مسئولیت خسارتی که زده ام و مسئولیت جبران آنها را پذیرفته ام ؟ بله صددرصد درک کردم که چقدر دردناک است و سعی میکنم آگاهانه رفتار نموده و باعث خسارتی مستقیم و یا غیر مستقیم به کسی نشوم و درک کنم من در برابر رفتارها و اعمالم مسئولم و این من هستم که با نواقصم باعث درد و رنج دیگران میگردم

25- چه تجربیاتی باعث شد تاخساراتی که زده ام برای من واضحتر شوند ؟ این امر چگونه به افزایش فروتنی در من کمک کرد ؟ وقتی در روابط رومانتیکم و تاثیری که بر روی دیگران میگذارد و دقت در رفتارهایم و آثار و نتیجه های آتی آنها را بدانم سعی کنم کاملا سنجیده رفتار نمایم و پندار گفتار و کردارم را مراقبت کنم که باعث آزار و اذیتی برای کسی نباشم

27- تمرین اصل روحانی بخشش برای من چه منافعی دارد ؟ چند مثال در موردشرایطی که طی آن این اصل روحانی را تمرین کرده اید بزنید ؟بخشش باعث میشود من درد و رنج نکشم مثلا یکسال وقت گذاشتم و تا قدم 3 جدید را به یک اعضای نزدیک 5سال انتقال دادم روزی با شکایت از من مزد مرا کف دستم گذاشت ولی من اورا میبخشم تا رها شوم  امروز10است

28-من خود را برای چه چیزهایی بخشیده ام ؟ برای اعتیادم مصرف نیکوتین و تاسفهای که به حال خود خوردم ده سال عمری که به پای او به هدر رفت و تمام خسارتهایی که به خودم خانواده ام وجامعه ام زده ام بواسطه بیماری ام من لازم است خودم را ببخشم چون خداوند مرا بخشیده است من بواسطه بیماری رفتارهای ناسالم داشته ام

29-احساس من هنگام جبران خسارت چه بوده است ؟ چه چیزهایی آموختم ؟ خوب یاد گرفتم دیگران را بپذیرم و هیچگاه به ایشان وابسته نشوم و دلبسته هم نشوم تنها وابستگی و دلبستگی درست خداوند است دیگران را بپذیرم و متوقع نباشم مطابق میل من رفتار کنند آنها نیز گاهی از روی نواقص اخلاقی شان رفتار میکنند من مسئول رفتار و اعمال خودم هستم